کد خبر: 603489
تاریخ انتشار :

راز ژاپنی ها برای تریبت بچه های مطیع و موفق

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

ژاپن یک کشور واقعا تحسین شده است در میان چیزهای دیگر، کودکان ژاپنی بسیار مطیع هستند و به خوبی رفتار می کنند، مودب و محتاط هستند. آنها قوانین را یاد می گیرند و از آنها اطاعت می کنند و رفتار خود را به آنچه که از آنها انتظار می رود، سازگار میکنند و این روش پرورش کودکان بسیار شگفت انگیز است. پدر و مادر ژاپنی اطمینان دارند که فرزندانشان رفتار مناسب را با نمونه ای که به آنها می دهند، یاد خواهند گرفت و در این راستا، آنها احساس مسئولیت خود را نسبت به فرزندان خود بروز می دهند خواندن این مطلب جالب از تربیت کودکان در ژاپن را برای یادگیری عناصر کلیدی تربیت ژاپنی ادامه دهید ؛ شما خواهید دید که این بسیار متفاوت از شیوه های پرورش کودکان غربی است که ما می دانیم و متاسفانه گاهی از آنها تبعیت می کنیم. مادران ژاپنی به طور جدی از فرزندان خود مراقبت می کنند. این سبک برخورد فرزندانی که به قوانین احترام می گذارند و به خوبی رفتار می کنند را ایجاد میکند درباره این سبک خاص در این بخش از نمناک بیشتر بدانید. تربیت کودکان ژاپنی: کودکان ژاپنی اطاعت می کنند و به خوبی رفتار می کنند بر اساس یک مطالعه مقایسه ای از تکنیک های پرورش کودک در جوامع مختلف منتشر شده توسط انجمن کانزاس برای سلامت روان کودک نوزاد تحت عنوان "نظم و انضباط در دوران کودکی"، خانواده های ژاپنی دلبستگی، همدلی و هماهنگی را تقویت می کنند. این تحقیق نشان داد که کودکان ژاپنی از بزرگسالان خواسته اند که به طور اجتماعی رفتار کنند. با این حال، در خانه، کودکان کاملا وابسته به والدینشان (مخصوصا مادرانشان) هستند ؛ آنها وابستگی را خنثی نمی کنند. برعکس، در واقع آن را پذیرفته و تشویق می کنند. پدر و مادر ژاپنی به تمایل فردی کودک خود اهمیت میدهند به همین دلیل اکثر کودکان ژاپنی آرام هستند. (با اینحال همیشه استثناءهایی وجود دارد.) مادر و فرزند در ژاپن به یکدیگر وابسته اند: والدین، به خصوص مادران، رابطه بسیار نزدیکی با فرزندان خود دارند ، والدین این نزدیکی را تشویق می کنند و وابستگی را تقویت می کنند.همانطور که در ژاپن معمول است، والدین لباس و تغذیه کودکان را بر عهده دارند علاوه بر این، آنها تا زمانی که فرزندانشان 6 ساله هستند با هم میخوابند. رابطه مادر و فرزند صمیمی است آنها عملا یک واحد را تشکیل می دهند و به جای اینکه دو نفر جداگانه و مستقل باشند، ذهنشان را به اشتراک می گذارند. در طول سه سال اول زندگی یک کودک، مادر او را همه جا میبرد و در ژاپن، مادران واقعا به فرزندان خود اختصاص داده شده اند. کودک تا 5 سالگی کارهای دلخواه انجام می دهد: یکی از قوانین اصلی آن ها این است که کودک تا 5 سالگی اجازه دارد هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد. از نظر کشور های دیگر این کار افراط است. این قانون در فرهنگ ژاپن amae نام دارد. این واژه را می توان اینگونه ترجمه کرد:«رویای یک شخص برای دوست داشته شدن» یا «دلبستگی» که ستون ارتباط بین مادر و فرزند است یعنی کودک می تواند به والدین و عشق و محبت آن ها تکیه کند و والدین سالخورده نیز در آینده از حمایت فرزندشان برخوردار می شوند. طبق سیستم تربیت فرزند در ژاپن «کودکان تا قبل از 5 سالگی کامل، از 5 تا 15 سالگی مطیع، و در 15 سالگی با والدین برابر هستند. اما بسیاری کشور ها این روش تربیت را اشتباه می دانند. مادران ژاپنی کودک خود را به مهد نمی فرستند: بعید به نظر می رسد که یک کودک ژاپنی قبل از سن سه سالگی در یک مهد کودک یا پیش دبستانی باشد. آن ها هیچوقت پرستار کودک استخدام نمی کنند و یا کودک را نزد پدربزرگ و مادربزرگ نمی فرستند. در ژاپن تربیت کودک به عهده مادر است و کودک زمان زیادی را با والدین و پدر و مادر بزرگ خود می گذرانند و رابطه آن ها با خانواده بسیار گرم و صمیمی است. در ژاپن خانواده ها از همدیگر حمایت می کنند. والدین ژاپنی نسبت به فرزند خود نگرش مثبت دارند: در تحقیقی که دانشمندان آمریکایی و ژاپنی در رابطه با ارتباط بین روش تربیت تشویقی فرزند و رفتار فرزندان انجام شده است به این نتیجه رسیده اند که نگرش مثبت والدین نسبت به کودک، رفتار های مشکل ساز در کودک را کاهش می دهد. بسیاری از والدین ژاپنی بر این باورند که فرزندانشان به خوبی رفتار می کنند، زیرا فرزندانشان بر اساس اعتقادات فلسفی خود هستند.این فرزند پرورشی ناشی از آرمان کنفوسیوس یعنی آموزش دادن فرزندان با مهربانی است. بعد از همه، این فضیلت صلح و شادی درونی ایجاد می کند. مادران ژاپنی از قانون "مثل من انجام بده" پیروی می کنند: مادران ژاپنی از قانون "مثل من انجام بده" پیروی می کنند. مثلا مادران ژاپنی ابتدا خودشان اهرام را می سازند و سپس از کودک می خواهند که اهرام را بسازد. آنها کودک را مجبور نمی کنند هر کاری را مثل آن ها انجام دهد و در واقع با نشان دادن نمونه روش کار را به او نشان می دهند. اما مادران اروپایی ابتدا به کودک روش ساختن اهرام را توضیح می دادند سپس از او می خواستند که امتحان کند. مادران ژاپنی از پیشنهادات فرزندان خود استقبال می کنند: مادران ژاپنی از تعصب، پیشنهاد و گاهی اوقات شرمساری برای نظم دادن استفاده می کنند به این ترتیب آنها از برخورد مستقیم با فرزندان کوچک خود اجتناب می کنند. به طور طبیعی این نگرش های کودکانه و یا تهاجمی کودک را به حداقل می رساند علاوه بر این، مادران ژاپنی از پیشنهادات فرزندان خود استفاده میکنند. به جای گفتن "اسباب بازی های خود را بردارید"، آنها می گویند "حالا با اسباب بازی های خود چه باید بکنید؟" بنابراین، کودک باید جواب درست و منطقی را تعیین کند. با این حال، اگر کودک مایل به انجام آن نیست و وانمود می کند که این سوال یا پیشنهاد را نمی شنوند، ممکن است مادرشان ناراحت شود. پس از آن کودک از احساس خجالت خواسته مادر را انجام خواهد داد. مادران ژاپنی از زبان بدن برای تربیت کودکان استفاده می کنند: کودک ژاپنی به مادرش وابسته است، حتی از احساسات و حرکات مادرش آگاه است آنها حتی وضعیت هماهنگی مادر خود را می دانند بنابراین، کودک همه چیز را در قدرت خود انجام خواهد داد تا این هماهنگی را حفظ کند. هنگامی که مادر چیزی را پیشنهاد می کند، حالات صورت او به فرزندش می گوید که اگر از او اطاعت نکند، شگفت زده خواهد شد با این حال، مادر کودک را مجازات نمی کند و به طور مستقیم آنها را تنبیه نمی کند. باز هم او با حالات صورت به کودک می گوید که نا امید شده است از آنجا که کودک واقعا علاقمند به حفظ هماهنگی با مادر خود است، گفته مادر را انجام می دهد. مادران ژاپنی به احساسات کودک احترام می گذارند: مادران ژاپنی به احساسات کودک احترام می گذارند و به آن ها یاد می دهند که احساسات دیگران را به خوبی درک کنند. مثلا اگر کودک بخواهد ماشین اسباب بازی خود را بشکند مادر می گوید:«ماشین بیچاره الان از ناراحتی گریه میکنه»، برای نشان دادن چگونگی زندگی در جامعه به کودک باید احترام به عواطف و احساسات دیگران را به او بیاموزیم. مادران ژاپنی یک روش برای متقاعد کردن فرزندان ندارند: کودکان در ژاپن اطاعت می کنند علاوه بر این، مادران ژاپنی نیز یاد گرفته اند که خلق و خوی کودکان خود را بخوانند ؛ آنها از این مهارت استفاده می کنند تا هر زمان که لازم باشد، روش متقاعد کردن خود را تغییر دهند. اگر آنها متوجه شوند که فرزندشان در مطابقت با یک درخواست نیستند، سعی خواهند کرد که درخواست خود را در آن لحظه انجام ندهند و احتمالا بعدا درخواست را انجام خواهند داد. اگر فرزند از جمع کردن اسباب بازی ها امتناع کند، مادر از تسلیم استفاده می کند او می گوید که کودک آماده نیست یا به اندازه کافی توسعه نیافته است یا اینکه شاید خیلی خسته باشد یا فقط بخواهد بازی کند. مادران ژاپنی احساس دوست داشتن را به فرزند خود القا می کنند: بسیاری از والدین ژاپنی هر کاری را که لازم است انجام میدهند تا فرزندانشان احساس دوست داشتن با ارزش بودن و احترام را درک کنند.آنها تجسم صبر و مهربانی هستند و این سبک والدین مطمئنا برای مادران غربی چالش برانگیز است. مادران ژاپنی به سلامت جسمی کودک توجه ویژه دارند: کودکان ژاپنی لقب سالم ترین کودکان جهان را به خود اختصاص داده اند. زیرا ابتلا به چاقی در کودکان ژاپنی در مقایسه با سایر کودکان جهان در پایین ترین سطح قرار گرفته است ژاپنی ها غذاهای کامل و مغذی میل می کنند و به همین خاطر سیر شده و کودکان ، کمتر به دنبال خوردن هله هوله های شیرین و پرکالری هستند. بیشتر وعده های اصلی آنها به غذاهایی با پایه گیاهی، میوه ها، سبزیجات، لوبیا، غلات کامل، چربی های سالمی چون ماهی های مملو از «امگا 3» اختصاص دارد. بنابراین احتمال ابتلا به چاقی در آنها کاهش پیدا می کند و به تبع آن کمتر بیمار خواهند شد و طول عمر بیشتر دارند. کودکان ژاپنی یاد می گیرند که مقدار غذای آنها در حجم ها و اندازه های بزرگ نباشد. والدین ژاپنی یک وع غذا نمی پزند و مدام با معرفی غذاهای جدیدتر، مزه های جدیدی را به ذائقه متغیر آنها معرفی می کنند.مادربزرگان ژاپنی می گویند، یک غذای جدید، عمر را طولانی تر می کند. والدین ژاپنی غذای کودکان شان را در بشقاب های کوچک تری می ریزند و حتما در داخل آنها حتما سبزیجات و انواع میوه ها را نیز قرار می دهند. کودکان ژاپنی بیشتربه دوچرخه سواری و انجام فعالیت های بدنی می پردازند که همین امر خود یکی از دلایل عدم چاقی این کودکان است. کودکان ژاپنی اغلب در روند تهیه غذا با والدین خود مشارکت می کنند، بنابراین آنها استراتژی بهتری را در بهبود وضعیت تغذیه خود به کار می گیرند. والدین ژاپنی زمانی که پای وضعیت تغذیه و سلامتی آنها به میان می آید، از رویکردهای حکمرانی بر فرزندان شان به خوبی بهره می برند. در این رویکرد والدین قوانینی را برای کودکان خود معین می کنند و از کودک انتظار دارند که از آن نظم و انضباط تبعیت کنند.

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهاد ما