کد خبر: 632329
تاریخ انتشار :

تفکر طالبان جدید را بشناسید

مثلث ترکیه - قطر - طالبان در اطراف ایران شکل خواهد گرفت؟

ارتباط وثیقی بین جبهه سلفی – اخوانی با پیروزی طالبان جدید در افغانستان به وجود آمده که احتمالا شرایط این کشور را تغییر دهد.

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

بدون شک آنچه در افغانستان اتفاق افتاده پدیده ای است کمیاب و عجیب که کمتر به عمق آن پرداخت می شود. بسیاری از تحلیلگران از شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان گفته اند اما کمتر کسی به تغییرات استراتژیکی که در افغانستان اتفاق افتاده پرداخته است.

برای فهم بهتر آنچه در افغانستان رخ داده باید به مقاله یک اندیشکده روسی در دی ماه سال 1397 رجوع کنیم. این اندیشکده در آن سال به ایجاد یک ائتلاف بین قطر – ترکیه (که با ایران هم رابطه خوبی دارد) در مقابل ائتلاف عربستان – اسرائیل و آمریکا اشاره می کند 

نویسنده مقاله اشاره دارد که این اتحاد برای خاورمیانه "فوق العاده" به نظر می ‌رسد. به گفته نویسنده مقاله اندیشکده، اگر آنکارا و دوحه بتوانند بر تفاوت های ژئوپولیتیک خود غلبه کنند، قدرت کنترل آسیا، غرب هندوستان و پاکستان را خواهند داشت و به کلی ائتلاف عربی به سرکردگی عربستان را کنار خواهند زد.

آنچه نویسنده اندیشکده روسی در آن تاریخ پیش بینی کرد امروز محقق شده است. اگرچه ایران در بازی افغانستان تا حد ممکن دخالت نکرد اما قطر و ترکیه با همکاری خود توانستند یک ائتلاف تشکیل داده و با پیروزی طالبان در افغانستان رسما مثلث جدیدی را در منطقه شکل دهند.

اکنون می توان رسما از مثلث جدید قطر، ترکیه و افغانستان طالبانی سخن گفت. مثلثی که آنکارا قطب سیاسی آن، قطر قطب اقتصادی آن و کابل هم قطب اجرایی آن خواهد بود.

اخبار رسیده از کابل نشان می دهد که طالبان رسما از ترکیه و قطر خواسته در اداره افغانستان به آنها کمک کنند. اکنون کنترل برخی بازارها در دست قطری ها است و طالبان از ترکیه نیز خواسته که کنترل فرودگاه های افغانستان را بر عهده بگیرد.

البته شکی نیست که نه ترکیه و نه قطر، بازیگر اصلی خارجی در افغانستان نیستند و بدون شک این نقش را پاکستان ایفا می کند. اما نباید از خاطر برد که پاکستان کشوری است که سیاست موازنه مثبت را در عرصه سیاست خارجی دنبال کرده و سعی دارد همزمان با چند جبهه رابطه خوب داشته باشد از این جهت، نمی توان پاکستان را عضو یک جبهه ائتلافی دانست هر چند قطعا این کشور با تمام جبهه های ائتلافی رابطه خوبی خواهد داشت.

اما پرسش این است که جبهه ترکیه و قطر در مقابل کدام جبهه های ائتلافی قرار گرفته و ایدئولوژی که مانند عمود خیمه این ائتلاف را در کنار هم نگه می دارد کدام است؟

در پاسخ به پرسش اول باید گفت که اصولا 4 جبهه ائتلافی در خاورمیانه و شبه قاره هند وجود دارد. این چهار جبهه بدین قرارند:

الف. جبهه مقاومت: ( به رهبری ایران و با عضویت حزب الله لبنان، انصار الله یمن، حشد الشعبی عراق، حکومت سوریه و گروه های مقاومت جهادی و مقاومت شیعه، جهاد اسلامی فلسطین و ...)

ب. جبهه عربی – عبری: (به رهبری اسرائیل و با عضویت حکومت های پادشاهی عربی من جمله عربستان، اردن، امارات، کویت و ... و همچنین با محوریت اتحاد با آمریکا)

ج. جبهه سلفی – تکفیری: (به رهبری شیوخ تندرو عربستانی و قطری و اماراتی و با محوریت گروه های تندرو مبارز در سوریه و داعش خراسان و آفریقا)

د. جبهه سلفی – اخوانی: (به رهبری ترکیه و با محوریت قطر و طالبان و نیز جنبش حماس و اخوان المسلمین مصر و برخی گروه های جهادی سلفی – اخوانی در لبنان و مصر و ...)

 نکته مهم در این رابطه این است که پاکستان با هر 4 جبهه رابطه خوبی دارد و سعی کرده منافع خود را حفظ کند. اکنون به سراغ مساله دومی می رویم؛ ایدئولوژی مثلث جدید ترکیه و قطر و طالبان.

 نواخوانیسم در قلب کابل

نکته مهم در رابطه با جبهه ترکیه و قطر ایدئولوژی حاکم بر آن است. همانطور که از نام این جبهه پیداست، گرایش نوسلفی و نواخوانی بیشترین قدرت را در این جبهه دارد. اخوان المسلمین یکی از گروه های قدیمی سلفی و جهادی در عالم اسلام است. این جنبش در ابتدای قرن 20 در مصر و بر پایه اندیشه های سید قطب، سید جمال اسد آبادی، محمد عبده و محمد جوزان شکل گرفت.

حسن البنا رهبر و به قول خود اخوانی ها مرشد عام این نهضت سیاسی است که ابتدا این نهضت را با اتحاد انجمن های اسلامی و در شهر اسماعیلیه مصر به وجود آورد.

نکته مهم در رابطه با  اخوان المسلمین گرایش به تفکر "تکفیر" است که البته در آثار سید قطب به عنوان مهم ترین تئوریسین این جبهه در قالب "جهالت" ظهور می کند. اخوانی ها مانند هر گروه سلفی دیگری بین شهادتین و ایمان اسلامی تفکیک قائل شده و تاکید دارند که آن کس که شهادتین می گوید لزوما مسلمان مومن نیست. از نظر سید قطب همه جوامع و مردمی (چه مسلمان و چه غیر مسلمان) که با شیطان همکاری کنند و در جبهه طاغوت عمل نمایند جاهلند و باید طرد شوند. البته اخوان المسلمین با داعش و سایر گروه های تکفیری تفاوت عمیقی دارد؛ آنها هر جاهلی را مهدورالدم نمی دانند و از این جهت کمی معقول تر از داعش برخورد می کنند.

تفاوت مهم دیگر اخوان و گروه های تندرو سنتی در این است که اخوان المسلمین از ساختار امروزی برخوردارند. آنها در زمانی شکل گرفتند که اندیشه مدرنیسم از یک سو و اندیشه سنت گرایانه اسلامی از سوی دیگر جوامع اسلامی را در بر گرفته بود. اخوان به مثابه یک سنتز عمل کرد و سعی کرد هر دو جبهه را با هم جمع کند. از این جهت، اخوان المسلمین تا حدی از تحزب، اصول نظری محکم، ارتباط با گروه های مختلف اسلامی و غیر اسلامی و تساهل برخوردار است اما در بطن و فلسفه، سلفی است و معتقد است تنها راه نجات جوامع اسلامی حکومت و حیات اسلامی است و بس.

اخوان المسلمین در طول سالها و بعد از چند بار سرکوب (به خصوص در دوره ملک فاروق، جمال عبدالناصر، انور سادات و عبدالفتاح السیسی) تا حدی به یک چارچوب تساهل گرایانه رسیده اند. کافی است به اصول اندیشه سیاسی آنها در این دو دهه نگاهی بیندازید. ارشاد، تبلیغ و سازندگی جامعه برای تأسیس حکومت اسلامی، سیاست گام به گام و اتخاذ روش‌های مسالمت ‌آمیز در فعالیت‌های سیاسی و در ارتباط با نظام‌ های حاکم، تحزب‌ گرایی، کثرت ‌گرایی و اعتقاد به دموکراسی در درون و بیرون سازمان اخوان‌المسلمین، تأکید بر مفهوم امت اسلامی در برابر ملت، تعامل با فرقه‌ های مسلمان و اجتناب از جدال‌ ها و درگیری ‌های فرقه‌ ای، ضدیت با اسرائیل، تعامل با فرقه ‌های غیرمسلمان، حمایت از مقاومت فلسطین و ... از جمله ویژگی های سیاسی و باورهای اخوانی های جدید است.

بررسی مشی سیاسی طالبان جدید نشان می دهد که آنها به شدت به این مشی (اخوان المسلمین) علاقه مند شده اند و به همین دلیل، به قطر، ترکیه، حماس و برخی گروه های سلفی پاکستان نزدیک شده اند. نزدیکی ملا هبت الله آخوندزاده به ایمن الظواهری (رهبر القاعده که تاحدی این گروه را از تفکرات بن لادنی دور کرده) و همچنین ارتباطش با برخی شیوخ اخوانی عرب و به خصوص قطری باعث شده او به شدت گرایش اخوانی پیدا کند و به همین دلیل بعد از به قدرت رسیدن او و طرفدارانش، طالبان رسما در جبهه سلفی – اخوانی قرار گرفته است.

موانعی که جلوی پیوند اخوان المسلمین و طالبان را می گیرد

البته نباید فراموش کرد که ارتباط طالبان و اخوان المسلمین به همین راحتی هم نیست. اولا اخوان المسلمین تحت تاثیر اردوغان، با اخوان المسلمین اصلی مصری تفاوت زیادی دارد و اردوغان گرایش های سلطان عبدالحمیدی و عثمانی گرایی را به آن اضافه کرده و چون ترکیه قدرت بسیار زیادی در اشاعه اخوانیسم دارد احتمالا گرایش ترکی – اخوانی او بر گرایش مصری – اخوانی بچربد.

 ثانیا، طالبان هم به شدت تحت تاثیر افکار و فرهنگ پشتونی است و از این جهت، تفاوت بسیار زیادی با اخوانی ها دارد و بعید است به همین راحتی ها بتواند از سنت پشتونی خود جدا شود.

اما به هر حال، ارتباط وثیقی بین جبهه سلفی – اخوانی با پیروزی طالبان جدید در افغانستان به وجود آمده که احتمالا شرایط افغانستان را تغییر دهد.

منبع: خبر فوری

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهاد ما