کد خبر : 770569

ناصر ایمانی : بدون اجماع ملی عبور از این وضع سخت می‌شود

ناصر ایمانی، فعال سیاسی در یادداشتی برای «فرهیختگان» نوشت:

 نکته مهمی که در همه کشور‌های جهان، حتی در طول تاریخ هم وجود داشته، این است که اگر کشوری در معرض یک تهدید خارجی قرار بگیرد - صرفاً این مربوط به ایران نیست - یک‌سری سازوکار‌های آمادگی برای مقابله با تهدید خارجی و یک‌سری سازوکار‌های داخلی وجود دارد. مهم‌ترین مسئله در سازوکار داخلی، به وجود آمدن اجماع در میان جریان‌های الیت و نخبگان کشور و همین‌طور مسئولان ذی‌ربط برای عبور از بحران است. این یک اصل کلی است که در همه کشور‌ها هم وجود دارد؛ یعنی مورد اجماع نظر نخبگان، الیت‌ها و همین‌طور مسئولان برای عبور از این شرایط است. 

این الزاماً به معنای هم‌فکری و هم‌نظر بودن نیست، چون قاعدتاً نمی‌شود همه نظر‌ها را یکسان کرد، اما باید اجماع وجود داشته باشد و آن هم در جهت منافع ملی است؛ چون منافع ملی کشور در آن لحظات به‌شدت در معرض آسیب است و چون پای منافع ملی در میان است، باید اجماع مطلق هم وجود داشته باشد. علی‌رغم اینکه الان در شرایط خاصی هستیم و احتمال تهاجم‌های نظامی و غیرنظامی به کشور وجود دارد، جهان در معرض این خطر قرار دارد. راه‌حل سیاست داخلی آن مسئله اجماع میان صاحب‌نظران، دست‌اندرکاران و نخبگان در مورد امر ملی است. این اجماع حتماً باید وجود داشته باشد و بدون آن، عبور از این بحران به‌سختی امکان‌پذیر است. 

 اکنون در کشورمان شاهد دو طیف هستیم: یک طیف تنها راه‌حل عبور از این بحران را مذاکره مستقیم با ایالات متحده می‌دانند؛ نمی‌خواهم به این بپردازم که استدلال آن‌ها چیست، درست است یا ایراد دارد. این‌ها بخشی از الیت‌ها هستند که این‌گونه تدبیر می‌کنند و دستگاه دیپلماسی و مسئولان ذی‌ربط سیاست خارجی را و مشخصاً شخص وزیر خارجه و همین‌طور بقیه دست‌اندرکاران را متهم می‌کنند به اینکه این‌ها مانع مذاکره با ایالات متحده آمریکا می‌شوند و حتی مورد اتهام و استهزا قرار می‌گیرند.  طرف دیگر، جریانی است که مسئولان ذی‌ربط سیاست خارجی و مشخصاً دستگاه دیپلماسی را متهم به مماشات و کوتاهی در مقابل آمریکا و اروپا می‌کند و آن‌ها را ادامه‌دهنده راه فلان دولت می‌دانند و معتقدند که این‌ها باید، مورد محاکمه قرار بگیرند. این دو نظر که کاملاً ۱۸۰ درجه در مقابل هم هستند، اساساً به‌وجودآمدن اجماع را منتفی می‌کنند و در چنین شرایطی خطرات زیادی برای کشور دارند و باید در مقابل آن تدبیر کرد.  

 صحبت‌های رهبری، ناظر به همین موضوع است که نظرات باید به هم نزدیک شود. اگر هم این اتفاق نمی‌افتد، اجماع برای کشور الزامی است؛ این ضرورت شرایط فعلی کشور است. ایشان اولاً هرگونه پیام ایران به آمریکا را نفی کردند و اساساً مذاکره با آمریکا را ــ به‌خاطر دولت فعلی آمریکا ــ نفی کردند؛ اینکه ما یک‌بار به مذاکره‌ای با این شرایط اعتماد کردیم؛ اما مورد حمله نظامی همان دولت قرار گرفتیم؛ بنابراین راه مذاکره با آمریکا، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، بسته است و خیال گروهی را که معتقدند باید با آمریکا مذاکره کنیم، باطل کردند. دلایلش را هم قبلاً مفصلاً توضیح داده بودند که چرا این مذاکرات برای کشور نه‌تنها مفید نیست؛ بلکه مضر است. 

 از طرف دیگر، آن جریانی را هم که دولت را متهم به مماشات، کوتاهی و ناکارآمدی می‌کند، موردخطاب قرار دادند که به‌هرحال باید از دولت حمایت کرد، چون دولت وظایف سنگینی در این شرایط دارد و آن‌ها هم نباید دولت را مورد اتهام و خطاب قرار دهند. حتی‌الامکان اگر این اجماع به لحاظ نظری به وجود نمی‌آید، حداقل به لحاظ عملی به وجود بیاید. برداشت من از فرمایش ایشان یک‌جورهایی نفی رادیکالیسم در هر دو جناح بود. 

  •  باید ریشه رادیکالیسم را خشک کرد

متأسفانه، هر دو طرف یکدیگر را متهم به رادیکالیسم می‌کنند؛ یکی آن طرف را متهم می‌کند که مذاکره را نفی می‌کند، درحالی‌که آن‌هایی هم که مذاکره را تأیید می‌کنند، به‌نوعی متهم به رادیکالیسم هستند. باتوجه‌به شرایطی که ما در یک سال گذشته داشتیم و انواع‌واقسام راه‌ها را برای مذاکره با غرب باز گذاشتیم ــ حتی از مذاکرات پاریس هم نگذشتیم ‌ــ اما درعین‌حال آن‌ها هم به‌نوعی دچار افراط‌گرایی شدید هستند، همچنان که این‌طرف. منتها، دو طرف همدیگر را متهم می‌کنند: یک طرف به سازش با غرب‌گرایی و غرب‌باوری و یک طرف هم به اسم اینکه دنبال جنگ و جنگ‌طلبی هستند. هر دوی این‌ها یک نوع رادیکالیسم هستند. زمانی ریشه رادیکالیسم خشک می‌شود که رادیکالیسم را در هر دو جریان، در دیدگاه‌هایی که در کشور وجود دارد، ببینیم. اگر بخواهیم فقط احساس کنیم که رادیکالیسم در یک جریان وجود دارد و در جریان دیگر وجود ندارد، آن‌وقت نمی‌توانیم ریشه رادیکالیسم را

در کشور خشک کنیم.

لینک کوتاه: