ایران محاصره نظامی را در هم می شکند
حمله نظامی، یکی از گزینههای روی میز ایران برای رفع محاصره است
از آنجایی که محاصر دریایی باید به هر طریق ممکن حذف شود، استفاده از قدرت نظامی برای رسیدن به این هدف، یکی از گزینههای روی میز ایران در کنار گزینه سیاسی و فشار دیپلماسی است. البته عدم اجرای تعهدات از سوی دشمن، موضوعی است که باید توجه ویژه به آن گردد.
اعمال محاصره غیرقانونی آمریکا علیه ایران، یکی از موضوعات محوری جنگ است که باید با هر ابزاری که شده، رفع شود. این ابزار طیف گستردهای از دیپلماسی تا گزینه نظامی را شامل میشود.
یکی از گزینههای اولیه، رفع محاصره با اعمال آتشبس بود. قرار بر این بود که پس از توقف جنگ در تمام جبههها، آمریکا به محاصره پایان دهد و ایران نیز عبور کشتیها از تنگه طبق مدیریت و قوانین خود را، تسهیل کند. اما ایالاتمتحده طبق روال همیشگی خود، به این شرط عمل نکرد و ایران نیز تنگه را مجدد بست.
گزینه دیگر آن است که محاصره در یک تفاهم اولیه باز شود. اما با توجه به نقض آتشبس و حملات روزانه آمریکا و اسرائیل و در پی آن پاسخهای سطح بالای ایران، این گزینه ممکن است محقق بشود یا نشود.
گزینه سوم این است که ایران با حمله نظامی، محاصره را باز کند. در امکانسنجی این گزینه، دو تجربه نزدیک، یکی در باب المندب و دیگری در خلیجفارس، وجود دارد. چند هفته پیش ترامپ مدعی شد که با طرح «پروژه آزادی»، قصد دارد تنگه هرمز را باز کند. نتیجه آن شد که آمریکا توانست تنها یک عملیات انجام دهد و به دلیل حملات ایران به سمت ناو جنگی دشمن، این پروژه فوراً متوقف شد. این موضوع نشان میدهد که امکان حمله به ناوهای آمریکایی و عقبنشینی سریع آنها در برابر آسیبها وجود دارد.
دو سال قبل زمانی که یمنیها باب المندب را به دلیل نسلکشیهای اسرائیل در غزه بسته بودند، ترامپ مدعی شد که این نقطه حیاتی را بازخواهد کرد. در همین راستا، دو ناوگروه هواپیمابر خود را به منطقه اعزام کرد که یکی از آنها هری ترومن بود.
پس از رسیدن ارتش آمریکا به موقعیت مورد نظر، حملات علیه نیروهای یمن آغاز شد. در واکنش به این اقدام، یمن نیز با موشک و پهپاد به سمت ناوهای آمریکایی شلیک کرد و در حین آن، حداقل دو جنگنده اف-18 ساقط شدند. درنهایت آمریکا بدون باز کردن باب المندب عقبنشینی کرد و این تنگه زمانی باز شد که یمنیها با خواست خودشان، آن را اعلام کردند.
هرکدام از گزینههای مذکور، مزایا و معایبی دارد. باز کردن محاصره دریایی از طریق دیپلماسی، این مزیت را دارد که هزینه استفاده از گزینه نظامی و ریسک موفقیت آن، مطرح نیست. اما عیب اصلی آن است که طرف مقابل، به تعهدات پایبند نیست و احتمال باز نشدن آن، بیشتر از باز شدنش است.
در گزینه نظامی، هزینههای مربوطه و ریسک موفقیت همراه با تلفات وجود دارد. اما مزیت این گزینه آن است که در صورت موفقیت، قطعیت دارد.
از طرفی دیگر، محاصره دریایی گزینهای است که آمریکا پیش از جنگ نداشت. اگر بخواهیم آن را با ابزار تنگه حذف کنیم، یک مسئله است و اگر بخواهیم آن را با گزینه نظامی و حفظ تنگه حذف کنیم، مسئلهای دیگر، باید در راهبردهای کلان، سود و زیان هرکدام را سنجید.
بهترین راه، آمادگی و پیشبرد همزمان گزینههای دیپلماسی و نظامی است تا مثل ماجرای بیروت، بازدارندگی واضح حاصل شود.
درنهایت لازم است به آخرین پیام صوتی قالیباف به مردم اشاره کنیم که در خصوص محاصره گفته بود: «حتماً توطئه دشمن را با یک برنامهریزی همهجانبه، به یک شکست دیگر تبدیل میکنیم. با انسجام ملی و دیپلماسی اقتدار و قدرت نظامی تحت فرمان رهبری معظم، دشمن را از تسلیم شدن مردم ایران، ناامید خواهیم کرد.»
فارس
دیدگاه تان را بنویسید