فرصت تاریخی برای ایران و آمریکا
پشت صحنه توافق ایران و آمریکا را بخوانید/ فرصت بزرگ برای ایران؟
به دنبال امضای الکترونیکی یادداشت تفاهم بین ایران و ایالات متحده آمریکا در بامداد روز دوشنبه ۲۵ خرداد و توافق برای امضای رسمی آن در روز جمعه در ژنو سوئیس، مجله فارن پالیسی و روزنامه فایننشال تایمز به بررسی این یادداشت تفاهم و جزئیات احتمالی آن پرداختند.
به نقل از دنیای اقتصاد؛ فارن پالیسی در گزارشی نوشت ایالات متحده و ایران بامداد دوشنبه اعلام کردند که به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ چند ماهه که جان هزاران نفر را گرفته و اقتصاد جهانی را ویران کرده است، رسیدهاند. این یک گام مثبت رو به جلو در روند صلحی است که هفتهها متوقف شده بود، اما بسیاری از جزئیات آن ناشناخته مانده است، زیرا متن توافق منتشر نشده است. انتظار میرود دو طرف روز جمعه مراسم امضای این توافق را برگزار کنند.
این یادداشت تفاهم، چارچوبی برای پایان دادن به جنگ فراهم میکند و در درجه اول برای توقف عملیات نظامی، تمدید آتشبس موجود و پایان دادن به بنبست بر سر تنگه هرمز طراحی شده است. بازگشایی این آبراه استراتژیک به ویژه هدف کلیدی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده است که با انتقادات فزاینده داخلی به دلیل قیمت بالای بنزین و سایر تاثیرات اقتصادی ناشی از جنگ روبهرو شده است. اعتقاد بر این است که این تفاهم، آتشبس بین واشنگتن و تهران را به مدت ۶۰ روز تمدید میکند، که انتظار میرود طی آن مذاکرات هستهای انجام شود. در این میان، قرار است تنگه هرمز باز شود و محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده نیز پایان یافت؛ امری که به بازارهای انرژی و اقتصاد ایران کمک شایانی خواهد کرد. همچنین قرار است جنگ بین حزبالله و اسرائیل در لبنان به عنوان بخشی از این توافق پایان یابد. دونالد ترامپ در پستی درباره تنگه هرمز نوشت:«این تنگه تا پس از امضای توافق باز نخواهد شد و برای عملیات مینروبی به زمان نیاز است.»
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، نیز روز دوشنبه در پاسخ به پرسشی در این رابطه به شبکه CNBC گفت: «انتظار دولت این است که این تنگه [هرمز] در بلندمدت به صورت بدون عوارض (رایگان) باز بماند و این از جمله مسائلی است که قصد داریم در این مذاکرات فنی درباره آن به نتیجه برسیم. » ونس در مصاحبه جداگانهای با برنامه «سیبیاس مورنینگز» همچنین اظهار کرد که ایران میتواند به ۳۰۰میلیارد دلار بودجه بازسازی که توسط کشورهای خلیجفارس تامین میشود، دسترسی پیدا کند، «تا زمانی که آنها [ایرانیها] به تعهدات خود عمل کنند.» عدم شفافیت در مورد چنین جزئیاتی، نشاندهنده موانع بالقوه بیشماری است که این روند با آنها روبهرو است. مذاکرات بهویژه در مورد برنامه هستهای ایران، که مسائلی مانند ذخایر اورانیوم غنیشده با خلوص بالا و غنیسازی آینده را پوشش میدهد، بسیار بحثبرانگیز خواهد بود و احتمالا از بزرگترین چالشهای یک توافق گستردهتر است.
درحالیکه مقامات ایرانی اظهار کردهاند که مرحله بعدی مذاکرات تنها پس از آزادسازی داراییهای مسدود شده ایالات متحده آغاز خواهد شد، دولت ترامپ تاکید کرده است که چنین اقداماتی را تنها در پاسخ به پیشرفت در جبهه هستهای انجام خواهد داد. سناتور جمهوریخواه لیندسی گراهام، از مخالفان ایران که یکی از متحدان ارشد ترامپ در کنگره است، روز یکشنبه در شبکه ایکس نگرانیهای خود را در مورد اختلافنظر بین واشنگتن و تهران بر سر جنبههایی از توافق ابراز کرد و نوشت: «من مذاکرات بعدی را در مورد برنامه هستهای ایران و سایر مسائل از نزدیک زیر نظر خواهم داشت. من تا حدودی نگران هستم که دیدگاه ایران در مورد توافق با آنچه تیم مذاکرهکننده آمریکایی ادعا میکند متفاوت باشد.» گراهام همچنین اظهار کرد که طبق قانون ایالات متحده، هرگونه توافق هستهای با ایران برای بررسی و رأیگیری به کنگره ارسال خواهد شد.»
لحظههای سخت میانجیها
نشریه فایننشال تایمز هم به تفاهم اخیر تهران و واشنگتن و نقش میانجیها یعنی قطر و پاکستان پرداخت و نوشت هر بار که میانجیها به دستیابی به یک موفقیت نزدیک میشدند، یک حمله، تهدید یا مداخله سیاسی، تلاشهای آنها را برای رسیدن به توافق ناکام میگذاشت. هدف اصلی این میانجیگریها، دستیابی به یک تفاهمنامه ۱۴ مادهای برای تمدید آتشبس ۸ آوریل، بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد چارچوبی معین برای مذاکرات هستهای بود.
یکی از بزرگترین چالشهای میانجیگران در این مسیر، تفاوت آشکار در «سبک» دو طرف و بیاعتمادی عمیق و تاریخی بود. از یک سو، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای رسیدن به یک دستاورد و توافق سریع بیتابی میکرد و از سوی دیگر، تهران نیازمند طی شدن روندی زمانبر بود که هرگونه مصالحه را در داخل کشور مشروع و منطقی جلوه دهد. این بیاعتمادی بهویژه زمانی تشدید میشد که در حین مذاکرات، درگیریهای نظامی بالا میگرفت؛ چنانکه در یک مقطع بحرانی، هیات میانجی قطری حدود ۷ ساعت روی باند فرودگاه تهران گرفتار شد، زیرا دقیقا همزمان با آماده شدن آنها برای پرواز، جنگندههای آمریکایی اهدافی را در ایران هدف قرار دادند و ایران نیز متقابلا پایگاههای آمریکایی را در منطقه زیر آتش گرفت.
در این فرآیند، قطر با بهرهگیری از سابقه خود به عنوان کانال ارتباطی معتمد واشنگتن و پاکستان به واسطه دسترسی مستقیم و نفوذ بر حلقه نزدیکان ترامپ، نقشی مکمل و حیاتی ایفا کردند. مذاکرات با حضور مقامات ارشدی چون محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی از سوی ایران، و چهرههایی نظیر جیدی ونس و جرد کوشنر از طرف آمریکا پیش میرفت. گرههای اصلی مذاکرات شامل درخواست ایران برای تضمین پایان دائمی جنگ، درخواست آمریکا برای تحویل یا رقیقسازی اورانیوم غنیشده و همچنین پافشاری اولیه تهران بر اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز بود.
با وجود پیشرفتهای مقطعی، متغیرهای خارجی مکررا توافق را به لبه پرتگاه میبردند. تشدید تنشها توسط اسرائیل و بمباران مواضع حزبالله در بیروت و همچنین سرنگونی یک بالگرد آپاچی آمریکایی، هر بار روند دیپلماسی را مختل میکرد. در این شرایط شکننده، رهبران ارشد منطقه از جمله امیر قطر، ولیعهد عربستان، رئیسجمهور امارات و فرمانده ارتش پاکستان در تماسهای تلفنی متعدد با ترامپ، پادرمیانی کرده و او را از صدور فرمان حملات جدید بازداشتند تا دیپلماسی زنده بماند.
در گام نهایی، هیات قطری ۱۷ ساعت مذاکره نفسگیر و مداوم را در تهران پشت سر گذاشت. آنها به وضوح هشدار دادند که اگر توافق پیش از مراسم تولد ۸۰ سالگی ترامپ نهایی نشود، هیات میانجی کنار کشیده و خطر حملات جدید آمریکا قطعی خواهد بود. سرانجام، با انعطاف دو طرف در لحظات آخر، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در ساعات بامداد خبر دستیابی به توافق را اعلام کرد و ترامپ نیز طی پیامی تکمیل آن را تبریک گفت. اکنون پس از این ماراتن فرساینده سیاسی، فضایی از خوشبینی محتاطانه تا زمان امضای نهایی این توافق در سوئیس حاکم شده است.
دیدگاه تان را بنویسید