پشت پرده ماجرای علیالاصول به روایت عراقچی
مسیر سختی رو طی کردیم برای رسیدن به توافق.
بخشی از قسمت دوم مصاحبه موگویی و عراقچی:
مصاحبهکننده:
تفسیرتون از «علیالاصول» چیه؟ یعنی به شما تحمیلی صورت نگرفته؟
سید عباس عراقچی:
مسیر سختی رو طی کردیم برای رسیدن به توافق. قسمت داخلش هم سخت بود؛ چون هم ارتباطات قطع بود و هم اینکه خب فضای داخلی خیلی داغه و احساسات غلیان داره. احساسات ما هم داره. فکر نکنن مثلاً برای ما آسونه که بشینیم بعضی چیزها رو بگیم.
برای اینکه به نقطهای برسیم که اجازه مذاکره داده بشه، گزارشات متعدد نوشته شد، صورتجلسات تهیه و فرستاده شد.
بعد برای اینکه مراحل بعدی طی بشه، گزارشات نوشته شد، صحبت شد و نظراتی ایشون داشتن که سعی کردیم اجرا بکنیم. به موانعی برخورد کردیم، دوباره گزارش دادیم و اصلاحاتی صورت گرفت تا نهایتاً به جایی رسید که ایشون تصمیمگیری نهایی رو موکول کردن به شورای عالی امنیت ملی که خب اون تصمیم هم گرفته شد.
من این تلاشی رو که بعضیها میکنن تا با استفاده از این کلمه و کلمات دیگه همچنان در جامعه ایجاد دلهره، التهاب، نگرانی و دغدغه بکنن، واقعاً درک نمیکنم. من خودم اول که خوندم، هیچ احساس بدی از این پیام بهم دست نداد.
مصاحبهکننده:
من احساس بدی بهم دست داد. یعنی من گفتم که… البته ایشون میگه من نظر دیگری دارم. این نظر چیه رو ما نمیدونیم. خب شاید شما بدونید.
سید عباس عراقچی:
من چون در جریان سیر این گزارش دادنها، گزارش برگشتنها و توجیه کردنها بودم، احساسم اینه که ما یک مسیر منطقی و کاملاً طبیعی رو طی کردیم.
من مسیر حرکت غیرمعقولی رو واقعاً احساس نکردم. کما اینکه خدا میدونه وقتی اول نامه رو خوندم، هیچ احساس بدی بهم دست نداد.
خب آره، از یه جایی شروع کردیم و به یه جایی رسیدیم که نهایتاً اجازه صادر شد. این اصلاً چیز بدی نیست که شما نظرات کارشناسیتون رو به رهبری بدید. تصمیمگیری با ایشونه. وقتی تصمیم گرفتن، ما همه اطاعت میکنیم و ملزم به اجرا هستیم.
مصاحبهکننده:
حرف اینه؛ از این نامه این برداشت میاد که تحمیل صورت گرفته به رهبری.
سید عباس عراقچی:
نه. تعابیر به نظرم خیلی قشنگ نیست…
دیدگاه تان را بنویسید