یادداشت فارس پلاس
از گارد جاویدان تا ایران بدون سکنه
سیاری از فعالان سیاسی و رسانهای خارج کشور که بهعنوان اپوزیسیون شناخته میشوند، با بررسی نوع عملکرد جریان پهلوی به این نتیجه رسیدهاند که سلطنتطلبان با تکیه بر «خشونت بدونِ حد و مرز»، بهعنوان پیادهنظامِ اسرائیل عمل میکنند؛ پیادهنظامی که قرار است نقش داعش در ایران را ایفا کند.
شواهد و اظهارات چهرههای نزدیک به جریان پهلوی و تحلیلگران سیاسی نشان میدهد که این جریان، فراتر از یک اپوزیسیون سیاسی، در مسیر تبدیل شدن به ابزاری برای خشونت سازمانیافته و تجزیهطلبی صهیونیستی قرار گرفته است. ترویج خشونت بیحدومرز و پذیرش ابزارهایی چون «گیوتین» برای اعدام، نشاندهنده رویکرد رادیکالی است که هدف آن نه دموکراسی، بلکه ایجاد هرجومرج و «سوریهسازی» ایران برای خدمت به منافع رژیم اسرائیل است.
تکاندهندهترین بخش این پروژه، هدف نهایی جریان پهلوی است که در تحلیلهای اخیر حتی توسط فعالان ضدانقلاب مانند مهدی خلجی نیز تأیید شده است؛ اینکه رضا پهلوی ایران را «بدون سکنه» میخواهد. این عبارت در واقع اشاره به برنامهای برای کشتار گسترده مخالفان و پاکسازی جامعه دارد تا در نهایت، حاکمیتی وابسته و بر ویرانههای یک کشور تجزیهشده ایجاد شود.
فارس پلاس: سوریهسازی ایران توسط اسرائیلیها، یکی از مسائلی بوده که در سالهای گذشته ـ به ویژه پس از دو حمله نظامی تمامعیار علیه ایران توسط آمریکا و رژیم اسرائیل ـ همواره مورد توجه رسانهها، فعالان رسانهای، کارشناسان نظامی و تحلیلگران سیاسی بوده است.
در همین زمینه «آذر ماجدی» فعال سیاسی اخیراً عنوان کرده: «بحث بر سر بالکانیزهکردن و تبدیلکردن ایران به سوریه دوم است. نتانیاهو و ژنرالهای ارتش اسرائیل، میگویند تا وقتی که ایران تبدیل به سوریه دیگری نشود، احساس امنیت نمیکنند. پاکشویی چنین جنایتکارانی توسط جریان سلطنتطلب، آبرویی نزد مردم از آنان باقی نمیگذارد».
نکتهای که در این «سوریهسازی» که همیشه مورد توجه بوده، نقش رضا پهلوی و جریان سلطنتطلب در اجرای این نقشه شوم برای ایران بوده است.
حال، پرسشی که در ذهنها شکل میگیرد، این است که پهلوی در کدام قسمت از این پازل جای گرفته است؟
ماجرا از این قرار است که مسیر طیشده توسط جریان سلطنتطلب ـ بهویژه پس انتشار دفترچهای تحت عنوان گارد جاویدان در سال گذشته ـ نشان میدهد که کنش و رفتار پهلویچیها در این مدت، روزبهروز رادیکالتر و خشونتآمیزتر شده است؛ تا جایی که برخی افراد، از فرقه پهلوی بهعنوان یک گروهک تروریستی نیز یاد کردهاند.
البته درباره روحیه خشن و تروریستی سلطنتطلبها نیز میتوان به موارد بسیاری اشاره کرد. بهطور مثال، اظهارات عجیب «ایرج مصداقی» مشاور رضا پهلوی درباره اعدام که دیدگاه و تفکر سلطنتطلبان را در این زمینه روشن میسازد.
ایرج مصداقی، بر این باور است «گیوتین» که وسیلهای برای گردنزدن در اروپا استفاده میشده، جزو پیشرفتهای بشری بوده و حتی آن را بشردوستانه دانسته است.
همچنین، «یاسر فلاح» یکی دیگر از افراد نزدیک به رضا پهلوی ـ که در فضای رسانهای فعالیت میکند ـ در یکی از برنامههای خود ـ پیش از فجایع دیماه ۱۴۰۴ ـ صراحتاً خشونت را برای مخاطبانش ترویج کرد: «در این شرایط هر آن کسی که به سوی مردم آمد بزنیدش، هر کسی گفت برگردید باید بزنیدش، هر کسی که مردم میزنند و کسی گفت نزنید آن هم بزنیدش، هر کسی گفت من هم مخالف جمهوری اسلامی هستم اما... آن هم بزنیدش!
نباید بگذارید کسی کوچکترین خللی ایجاد بکند به اسم اینکه ما انسان هستیم؛ ما انسان نداریم، آن هم بزنیدش! هر کسی گفت دموکراسی بزنیدش! اصولش همین است. کسی که اخلال ایجاد میکند، باید آویزانش کرد».
«شقایق نوروزی» فعال سیاسی و رسانهای، درباره ارتباط میان خشونتطلبی پهلویچیها و تجزیهطلبی صهیونیستها علیه ایران، چنین بیان میکند: «شاخصه بارز در جریان پهلوی، خشونتِ بدون حد و مرز است و [برای اسرائیل] هیچ کارکرد دیگری به غیر از ترور [مردم] نخواهند داشت؛ یعنی کاری همچون داعش! چیزی که در دیماه نیز شاهدش بودیم.
حداقل میدانیم که داعش در زمینه اِعمال خشونت، از یک ایدئولوژی و چارچوب مشخص برخوردار بود؛ اما سلطنتطلبها چون ایدئولوژی و چارچوب خاصی ندارند، فراتر از داعش نیز عمل خواهد کرد».
گفتنی است که «مزدک لیماکشی» بهعنوان یکی از فعالان اپوزیسیونِ خارجنشین، در اثنای جنگ ۴۰ روزه گفته بود: «ما بعد از این دو جنگ، شاهد این بودیم که قصد اسرائیل و آمریکا این بوده که ایران را تبدیل به لیبی، یا تبدیل به یک سوریه بکنند.
این هدف روشن بوده که اسرائیل و آمریکا میخواستند در واقع از بیرون با بمباران و با ترور [مقامات سطح بالای ایران] حاکمیت وابسته به خودشان را روی کار بیاورند یا اینکه کشور را از یکپارچگی بیاندازند.
بهطوری که ایران تبدیل به کشوری شود که در آن جنگ داخلی وجود داشته باشد، مانند چیزی که در سوریه و لیبی بیشتر دیدهایم».
در مجموع، این بررسیها درباره رویکرد رادیکال سلطنتطلبها و اظهارات برخی چهرههای اپوزیسیون خارج کشور نشان میدهد که هدف اصلی دشمنِ صهیونی، تجزیه و ویرانی ایران است؛ پروژهای که جریان سلطنتطلب رسماً نقش پیادهنظام را در این طرح شوم ایفا میکند.
درواقع این موضوع که رژیم اسرائیل خواهان تکهپاره کردن ایران و ایجاد هرجومرج دائمی در این سرزمین هستند، امری مسلّم است.
حتی مهرههای امنیتی رژیم ـ همچون مُردخای کیدار ـ نیز بارها به صورت علنی درباره این نقشه سخن گفتهاند.
در این میان، یکی از اصلیترین جریانها ـ البته در کنار گروهکهایی مانند تجزیهطلب کُردی ـ که اسرائیل از آن استفاده میکند، فرقه پهلوی است؛ جریانی که بارها خشونتآمیز بودنِ آن آشکار شده و در موارد بسیار زیادی هم شاهد آن بودهایم که پهلویها قصد دارند در ایران دست به کشتار گسترده مخالفانشان بزنند.
جالب توجه است که «مهدی خلجی» فعال سیاسی ضدانقلاب، این موضوع را به تازگی در شبکه صدای آمریکا، اینگونه تفسیر کرده است: «مشکل رضا پهلوی این است که ایران را بدون سَکنه میخواهد»
دیدگاه تان را بنویسید