یادداشت انتقادی نامه نیوز درباره اظهارات جدید رئیس کل بانک مرکزی
سکه بیاعتبار جناب آقای همتی !
اگر دلار ۲۲۱ هزار تومانی هنوز زمان مداخله نیست، صریح بگویید زمان مداخله کجاست. ۲۵۰ هزار تومان؟ ۳۰۰ هزار تومان؟
نامه نیوز ؛ حمید زیدوند : عبدالناصر همتی میگوید بانک مرکزی «تماشاگر نوسانات غیرعادی نخواهد بود» و هر زمان نرخ ارز از واقعیتهای اقتصادی فاصله بگیرد، با استفاده از ظرفیت ارزی و ابزارهای در اختیار خود «بهموقع و با قدرت» در بازار مداخله خواهد کرد. جملهای محکم و امیدوارکننده؛ البته اگر دلار امروز از مرز ۲۲۱ هزار تومان عبور نکرده بود.
مسئله دقیقاً همین دو کلمه است: «بهموقع». سوال این است که آقای همتی، وقت مناسب دقیقاً چه زمانی است؟ وقتی دلار از ۲۲۱ هزار تومان عبور کرده، هنوز نرخ از واقعیتهای اقتصادی فاصله نگرفته است؟ باید ۲۵۰ هزار تومان را ببینیم؟ ۲۷۰ هزار تومان؟ یا قرار است وقتی دلار به حوالی ۳۰۰ هزار تومان رسید، بانک مرکزی با قدرت وارد میدان شود و اعلام کند که دیگر نوسانات بازار «غیرعادی» شده است؟
این پرسش از سر طعنه نیست؛ مسئلهای جدی درباره منطق سیاستگذاری ارزی است. مداخلهای که پس از تثبیت یک جهش قیمتی انجام شود، دیگر به معنای دقیق کلمه «بهموقع» نیست. هنر بانک مرکزی این نیست که پس از سوختن انتظارات و جهش قیمت، با صرف منابع فراوان چند پله نرخ را پایین بیاورد؛ هنر سیاستگذار آن است که اجازه ندهد انتظار افزایش دائمی قیمت به باور مسلط بازار تبدیل شود.
بازار دیگر از رئیس بانک مرکزی حساب نمیبرد؟
اما شاید اتفاق مهمتری از خود عدد ۲۲۱ هزار تومان در حال وقوع باشد. زمانی اظهارات رئیس بانک مرکزی درباره ورود به بازار، افزایش عرضه یا استفاده از ذخایر ارزی میتوانست جهت معاملات را تغییر دهد. بازار فقط به اسکناس بانک مرکزی واکنش نشان نمیدهد؛ به اعتبار بانک مرکزی هم واکنش نشان میدهد. در ادبیات اقتصادی، اعتبار سیاستگذار خود بخشی از قدرت سیاستگذاری است. اگر بازار باور کند بانک مرکزی در نقطهای مشخص وارد خواهد شد، گاهی همین باور میتواند بخشی از رفتارهای سفتهبازانه را مهار کند.
مشکل از جایی آغاز میشود که سیاستگذار بارها هشدار بدهد اما بازار راه خودش را برود. آنوقت کلمات بهتدریج ارزش خود را از دست میدهند. «منابع کافی داریم»، «اجازه نوسان نمیدهیم»، «در زمان مناسب مداخله میکنیم» و «بازار را مدیریت خواهیم کرد» اگر بارها شنیده شوند اما اثرشان روی تابلو دیده نشود، دیگر نه ابزار مدیریت انتظارات که بخشی از هیاهوی روزانه بازار خواهند شد.
بانک مرکزی فقط ذخیره ارزی خرج نمیکند؛ گاهی اعتبار خودش را هم خرج میکند و بازسازی ذخایر ارزی شاید ممکن باشد، اما بازسازی اعتبار سیاستگذار بسیار دشوارتر است.
همتی گفته است بانک مرکزی ذخایر خود را تقویت کرده و منابع کافی برای پوشش نیازهای تجاری دارد. همچنین وعده داده ابزارهایی مانند اختیار معامله سکه برای پوشش ریسک و حفظ ارزش دارایی مردم فعال شود. همه اینها میتواند در جای خود مهم باشد؛ اما مردمی که هر روز قیمت ارز را نگاه میکنند، با یک پرسش بسیار زمینیتر مواجهاند: اگر بانک مرکزی منابع، ذخایر و ابزار لازم را دارد، چرا نتیجه آن در قیمت دلار دیده نمیشود؟
از سوی دیگر رئیس بانک مرکزی میگوید فعالان بازار نباید نوسانات را «یکطرفه» تصور کنند. این دقیقاً همان پیامی است که بازار باید آن را نه در مصاحبه، بلکه در رفتار قیمت ببیند. برای شکستن انتظار یکطرفه، گاهی یک اقدام مؤثر بسیار بیشتر از ده مصاحبه کارکرد دارد. معاملهگر باید احساس کند شرطبندی دائمی روی افزایش نرخ ارز میتواند برایش هزینه داشته باشد؛ نه اینکه هر جهش تازهای با وعده مداخله در آینده همراه شود.
مسئله امروز دیگر فقط این نیست که دلار چرا ۲۲۱ هزار تومان شده است. مسئله این است که بازار تا کجا حاضر است بدون ترس از سیاستگذار جلو برود؟ اگر سقف ذهنی بازار هر روز بالاتر برود و همزمان اثر کلام بانک مرکزی کمتر شود، آنچه آسیب میبیند فقط ارزش ریال نیست؛ قدرت حکمرانی پولی نیز فرسوده میشود.
آقای همتی میگوید بانک مرکزی «تماشاگر» نخواهد بود. بسیار خوب؛ اما بازار امروز بیش از آنکه منتظر شنیدن این جمله باشد، منتظر دیدن نتیجه آن است.
اگر دلار ۲۲۱ هزار تومانی هنوز زمان مداخله نیست، صریح بگویید زمان مداخله کجاست. ۲۵۰ هزار تومان؟ ۳۰۰ هزار تومان؟
چون در بازار ارز، مداخله وقتی معنا دارد که پیش از آنکه قیمت جدید به واقعیت ذهنی جامعه تبدیل شود صورت بگیرد. آتشنشانی که بعد از سوختن ساختمان برسد، هرقدر هم «با قدرت» آب بپاشد، دیگر بهموقع نرسیده است.
دیدگاه تان را بنویسید