کد خبر: 782563
تاریخ انتشار :

تله دیپلماتیک آمریکا در نیویورک ، لزوم هشیاری هیات ایرانی

حامد موفق بهروزی:چارچوب سفر رئیس‌جمهور محترم و هیئت دیپلماتیک ایرانی به سازمان ملل ابعاد چندوجهی و متعددی دارد اما فهم مسیر درست از مسیر غلط را می‌تواند در چند محور تحلیل کرد.

تله دیپلماتیک آمریکا در نیویورک ، لزوم هشیاری هیات ایرانی
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

اول: سؤال اصلی در سفر آقایان پزشکیان و عراقچی به سازمان ملل این نیست که آیا ما با آمریکا مذاکره می‌کنیم یا خیر، بلکه سؤال اصلی این است که رویکرد ما در مواجهه با آمریکا تحت هر چارچوبی چیست؟چه مذاکره بشود و چه مذاکره نشود مسئله مهم موضع و پیامی است که بنا داریم به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به آمریکا منتقل کنیم. اگر موضع ایران «اقتدار» و « مطالبه‌گری» در خصوص حقوق مشروع و جبران خسارات باشد از مذاکره و انتقال پیام هم باکی نیست. اگر هم موضع دیپلمات‌های ایرانی موضع ضعف باشد چه مذاکره بکنیم و چه مذاکره نکنیم طرف مقابل پیام ضعف را دریافت می‌کند و کشور از تبعات آن ضرر خواهد کرد.

دوم: توهم حل مسئله با مذاکره را هم باید فراموش کنیم. امر سیاسی نهایتاً باید به‌عنوان ابزاری در اختیار حکمران باشد که بتواند تنش را کاهش دهد و این امر قطعاً جایگزینی برای قدرت داخلی نخواهد بود. به‌خصوص تجربه دوره‌های پیشین نشان داده که این ابزار کارکرد کاهش تنش را نیز ازدست‌داده است و در دو جنگ پیشین هم‌زمان با مذاکره، ایران عزیز ما مورد هجوم دشمن قرار گرفت.

سوم: اختیارات تیم ایرانی در حل‌وفصل مسائل سیاسی قابل‌توجه است. ساختار سیاسی ایران منسجم است و هم‌زمان این میزان از اعتماد به دیپلمات‌های ایرانی در درون حاکمیت نشان‌دهنده اوج قدرت درون‌زای کشور است. نگرانی از اختیارات گسترده تیم ایرانی هم چندان معتبر نیست به‌خصوص که هر تصمیمی در نهایت باید در درون نظام اسلامی به بحث گذاشته شده و مجوزهای لازم را اخذ و سپس به اجرا در آید.

چهارم: تله‌های دیپلماتیک را باید جدی بگیریم. طرف آمریکایی هیچ اعتنایی به پیمان‌های سیاسی و دیپلماتیک ندارد و از نگاه یک سیاستمدار آمریکایی مذاکره «ابزار کاهش تنش» نیست؛ بلکه مذاکره «ابزار فریب» است. در واقع باید به طور شفاف این مسئله فهم شود که قدرت مذاکره‌کننده پشت میز مذاکره به طور مستقیم از قدرت نیروهای مسلح و انسجام درونی جامعه تعیین می‌شود و آنها باوجودآنکه در میدان شکست‌خورده اند تنها راه خود را در جابجایی این متغییر جست‌وجو می‌کنند.

پنجم: پذیرش ریسک‌های بالا برای یک امر سیاسی در سطح بین‌الملل یک اقدام عاقلانه نیست. ریسک در هر امری یک رنج منطقی دارد و اگر از حد نرمال خود خارج شود آن اقدام توجیه منطقی نخواهد داشت. در شرایط فعلی یک سؤال مهم این است که آیا این اقدام سیاسی ریسک منطقی دارد؟ تهدیدات متناوب ترامپ هم‌زمان با کاهش نسبی قیمت نفت می‌تواند مسئله مذاکره را توجیه کند؟ششم: هدف اصلی باید هوشمندانه تعیین شود. نیت دشمن قطعاً «فریب» است و میدان نمایانگر «باخت» نظامی آمریکا است. از سویی دشمن در حال القای این امر است که ایران تحت‌فشار است. هدف منطقی تحقق شروط 7گانه ما پیش از هر اقدامی از سوی ایران است. شروطی که باید مبتنی بر عنصر «زمان» باشد و بتواند تا مدت‌ها دشمن را از استنکاف تحقق شروط بازدارد و یا احیاناً هزینه کلانی را روی دست دشمن بگذارد.در نهایت اینکه موفقیت سفر مقامات ایرانی در سازمان ملل، در میزانِ نزدیکیِ کلماتِ آن‌ها به زبانِ دیپلمات‌های غربی نیست، بلکه در میزانِ حفظِ استقلالِ و نشان‌دادن این واقعیت است که ایران، بدونِ امتیازِ واهیِ قدرت‌های بزرگ، مسیر توسعه و پیشرفت خود را طی خواهد کرد.

فارس

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها