فضائلی : ترامپ اصلا بلوف نمیزند
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید و رهبر انقلاب اسلامی گفت: رهبر انقلاب و فرماندهی کل قوا برای تمامی سناریوها دستوراتی صادر کردهاند؛ طبق گفته فرماندهان نظامی و دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیروهای مسلح برای تمامی طرحها برنامهریزی شدهاند
در سپهر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، پیوند میان «میدان» و «دیپلماسی» نه یک انتخاب تاکتیکی بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ «امنیت ملی» کشور است. تحولات اخیر در منطقه غرب آسیا به ویژه جنگ ۴۰ روزه و حوادث پس از آن، بار دیگر ثابت کرد که تنها زبان قابلفهم برای نظام سلطه، زبان قدرت و افزایش توانمندی نظامی است. با این حال، قدرت نظامی بازدارنده، زمانی به حداکثر بهرهوری خود میرسد که با «انسجام اجتماعی» در داخل و «دیپلماسی کنشگر» در عرصههای جهانی همراه شود.
در راستای تحلیل مسائل مرتبط با جنگ و صلح، نقش رهبر شهید در شکلگیری ایران قوی بویژه تقویت توان نظامی کشور با «مهدی فضائلی» عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید و رهبر انقلاب گفت وگو کردهایم، آنچه در ادامه میآید مشروح این گفت و گو است.
طی ماههای اخیر وحدت، انسجام اجتماعی و پرهیز از قطبیسازی از محورهای مورد تاکید رهبر انقلاب بوده است، ارزیابی شما از شرایط کنونی کشور در این زمینه چیست؟ نقاط قوت کجا است و در چه حوزههایی ضعف و آسیب داریم؟
فضائلی: وحدت و انسجام از پرتکرارترین توصیههایی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی (ره)، رهبر شهید انقلاب و رهبر معظم انقلاب در بیاناتشان به آن پرداختهاند. در همین پیامهایی که رهبر معظم انقلاب در دوران چند ماه زعامت خودشان صادر فرمودند، موضوع انسجام با تعابیر بسیار ویژه مورد تاکید قرار گرفته است. اگر خاطرتان باشد رهبر شهید انقلاب، بعد از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، تعبیر «اتحاد مقدس» را به کار بردند و در یکی از پیامهای رهبر معظم انقلاب هم این تعبیر تکرار شد.
پرهیز از نزاع و تفرقه در جامعه اسلامی، یکی از دستورات قرآنی هم است و در حقیقت آنچه که رهبران انقلاب فرمودند، بر اساس تأکید قرآن کریم بوده است. اثر آن نیز بسیار روشن است؛ یعنی جامعهای که منسجم باشد، بخش قابل توجهی از قدرت را با خودش دارد زیرا انسجام، تولید قدرت میکند. در نقطه مقابل وحدت، تفرقه و شقاق قرار دارد که در جامعه ایجاد ضعف میکند. قرآن کریم هم در آیه «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» نزاع و اختلاف را موجب سست شدن جامعه و از بین رفتن هیمنه آن میداند.
نکته دیگر این است که هرگاه در جامعه ما زمینههای تفرقه به وجود آمده، دشمن از آن بهرهبرداری کرده است؛ اساسا یکی از ترفندهایی که دشمن همیشه به دنبال آن بوده و هست، ایجاد اختلاف است. همه این موارد به ما هشدار میدهد که باید به مؤلفه فوقالعاده مهم حفظ وحدت به صورت مستمر توجه داشته باشیم و اجازه ندهیم که اختلاف در جامعه به وجود بیاید. حالا این مسئله پراهمیت، در یک مقاطعی بهمراتب مهمتر میشود؛ از جمله در مقاطعی که در معرض تهدیدات جدیتری از سوی دشمن هستیم - مثل الان به نوعی در شرایط جنگی به سر میبریم - طبیعتا اهمیت اتحاد و انسجام ضروریتر است.
نچه باعث میشود که برخی افراد به این مقوله توجه نکنند، یکی غفلت از رفتار دشمن است یعنی اگر توجه نکنیم که دشمن مترصد چه امری است، حواسمان پرت میشود و آنوقت اختلافات بین ما دوباره شروع میشود یا شدت پیدا میکند. علت دیگر عدم درک اهمیت مقوله وحدت است. اینها باعث میشود که این مقوله آسیبپذیریهایی را پیدا کند.
نکته مؤثر دیگر در این مساله مربوط به «سعه صدر» در میان جریانهای سیاسی است؛ ویژگی که به هر حال شاید بعضیها نداشته باشند و باعث میشود مقوله انسجام آسیب ببیند. نکته دیگر که میتوانیم از بیانات امام شهید در این زمینه استفاده کنیم، مقوله «جذب حداکثری» است؛ ایشان بسیار بر این مساله تأکید داشتند و خودشان بهشدت به آن پایبند بودند.
جامعه شناسان و تحلیلگران همواره گفتهاند که مردم ایران در شرایط بحران و جنگ منسجمتر میشوند، با وجود این تحلیل چه عواملی سبب شد که آمریکا به ایران حمله کند و دوباره از همین ناحیه ضربه بخورد، خطای محاسباتی دشمن در چه عواملی ریشه داشت؟
فضائلی: شاید بتوان حداقل دو دلیل را ذکر کرد؛ دلیل اول که از نظر من مهمتر است؛ نقش خدای متعال در این مسئله است، خداوندی که دلها را به سوی وحدت هدایت میکند و چون دشمن در محاسبات خود دست غیبی خداوند را نمیتواند ببیند و درک کند، دچار خطا میشود و این خطا نیز بارها تکرار میشود از جمله در این مقطع که ما در آن به سر میبریم. بنابراین آنچه به تعبیر رهبر شهید انقلاب، ملت را مبعوث و دلهای آنها را به همدیگر نزدیک کرد، یک امر الهی است.
نکته دیگری که در این خطای محاسباتی مؤثر است، نشناختن درست مردم و ملت ایران است. البته آنها بر بسیاری از اطلاعات جامعه ما به طرق مختلف احاطه دارند؛ بخشی از جمعآوری اطلاعات از طریق نفوذ و دستگاههای جاسوسی که روی موضوعات مختلف در کشور ما کار میکنند، اتفاق میافتد شاید مهمتر از آن یا حداقل در همان حد، مساله «بیگ دیتا» در شبکههای اجتماعی است که در اختیار دشمن قرار دارد.
آنچه در شبکههای اجتماعی ما میگذرد، حاوی حجم بسیار زیادی از اطلاعات از کف جامعه، سلیقه مردم و مطالبات آنها است. دشمن با تجزیه و تحلیل آنها و استفاده از هوش مصنوعی خیلی خوب میتواند بفهمد که در جامعه ما چه میگذرد. ممکن است اطلاعاتی که دشمن از این مسیر کسب میکند برای او این امید واهی را ایجاد کند که در جامعه ما اختلافاتی وجود دارد و مردم مطالباتی دارند پس اکنون فرصت مناسبی برای ضربه زدن است.
مثلا در دی ماه سال گذشته، شاهد اتفاقات بسیار تلخی در کشورمان بودیم. آن اتفاقات برای دشمن یک سیگنال و پیام بسیار مهمی را صادر کرد؛ یعنی باعث شد که دشمن احساس کند الان زمان دستاندازی و انجام عملیات نظامی است. افرادی که آن زمان به خیابان آمدند، انگیزههای مختلفی داشتند؛ عدهای از روی آگاهی دست به این کار زدند و مزدور دشمن بودند، گروهی از روی غفلت و کماطلاعی از ترفند دشمن به خیابان آمدند و عدهای هم فکر کردند به خیابان آمدن صرفا برای مطالبات اقتصادی است.
اگر از داخل پیام اختلاف بدهیم، تهدیدهای دشمن افزایش پیدا میکند
اما در مجموع آنچه در دیماه سال گذشته اتفاق افتاد، دشمن را به طمع انداخت، در سال ۸۸ نیز همین اتفاق افتاد و دشمن به طمع افتاد و بخش مهمی از تحریمهای اقتصادی شروع شد. بنابراین وقایعی از این دست یک پیام بسیار مهم برای مردم، جریانهای سیاسی و خواص جامعه دارد و آن این است هر زمان ما از داخل کشور پیام اختلاف، دوقطبی، تشتت بدهیم یا بالاتر از آن آشوب در جامعه اتفاق بیفتد، دشمن تحریض و تحریک میشود تا تهدیدهای خود را علیه ما افزایش دهد.بنابراین یکی از بازدارندهترین اقداماتی که مردم، جریانهای سیاسی و خواص باید انجام دهند این است که اجازه ندهند چنین اتفاقاتی تکرار شود.
با استناد به آرای رهبر شهید و رهبر انقلاب، چگونه میتوان میان دفاع از حقوق ملی و پیشبرد دیپلماسی هوشمندانه، بدون گرفتار شدن در تلههای دوقطبیسازی، تعادل برقرار کرد؟
فضائلی: دیدگاهها بسیار روشن است؛ در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب حجم بیانات مرتبط با این مساله بسیار قابل توجه است، در پیامهای رهبر معظم انقلاب و آنچه در طی این هفت ماه هم اتفاق افتاده است، به خوبی میتوانیم دریابیم که این موضوع یک بحث کاملا عقلایی است.
ابزاری که کشورها برای دنبال کردن منافع ملی و همچنین تأمین امنیت خود در اختیار دارند، محدود به یک ابزار نیست؛ یعنی ابزارهای مختلف و مؤلفههای متعددی در تأمین امنیت ملی کشورها مؤثر است. بنابراین اگر بخواهیم بعضی از آنها را کنار بگذاریم و یک بخش را مثلا به صورت مجرد و تنها استفاده کنیم، معلوم است که ما خودمان را از بخشی از مؤلفههایی که میتواند در تأمین امنیت مؤثر باشد، محروم کردهایم.
رهبر شهید فرمودند ما در هر دو میدان «نظامی» و «دیپلماسی» قدرتمند هستیم
اگر بخواهم یک سند بسیار روشن در این زمینه را بگویم، باید به اولین دیداری که رهبر شهید انقلاب بعد از جنگ ۱۲ روزه، با مسئولان قوه قضاییه داشتند، اشاره کنم. در آن جلسه رهبر شهید فرمودند که ما دو میدان نظامی و میدان دیپلماسی داریم - از هر کدام از این دو عرصه تحت عنوان «میدان» یاد کردند - و سپس فرمودند که ما در هر دو میدان توانمند و قدرتمند هستیم و نکاتی را در مورد هر دو بخش ایراد کردند.
وقتی رهبر شهید انقلاب درست بعد از آن جنگ از دو میدان نام میبرند؛ یک میدان نظامی و دیگری میدان دیپلماسی؛ یعنی دیپلماسی هم یک میدان مبارزه است درست مثل میدان نظامی. ویژگیهای ابزاری که در میدان نظامی استفاده میشود، متناسب با درگیریهای سخت و نظامی است، در میدان دیپلماسی هم طبیعتا از ابزار خودش استفاده میشود.
اما نکاتی که باید به آن توجه کنیم این است که اولا بدانیم که دیپلماسی ابزاری است که همه از آن استفاده میکنند و ما هم باید استفاده کنیم و استفاده از همه ابزارها مورد تاکید رهبر شهید انقلاب بوده است. اما گاهی ممکن است کسانی که در میدان دیپلماسی هستند یا حامیان این میدان تعابیری به کار ببرند که موجب سوءتفاهم شود.
کسانی که در میدان دیپلماسی هستند درست مثل کسانی که در میدان نظامی هستند، باید طرف مقابل را دشمن بدانند. کسی که در میدان نظامی قرار دارد با موشک، هواپیمای جنگی، پهپاد و انواع و اقسام سلاحهای نظامی و جنگی ساختمانها را تخریب و مردم را شهید میکند و این دشمنی بسیار آشکار است. اما کسی که به میدان دیپلماسی میآید، جنتلمن، کراوات و ادکلن زده و شیک ظاهر میشود، لبخند میزند و دست میدهد؛ بنابراین آن کینه و بغضی که نسبت به ما دارند، پنهان میشود. بنابراین مذاکره کنندگان در میدان دیپلماسی باید به این مساله توجه داشته باشند که اینها افراد دشمن هستند و همان کسانی هستند که به ما شلیک میکنند.
آقا (رهبری شهید) تعبیری داشتند با این مضمون که این دیپلماتهای پشت میز (دیپلماتهای بیگانه) همان تروریستهایی هستند که سردار سلیمانی را شهید کردند؛ یعنی اینها واقعا از یک جنس هستند. البته باید دیپلماسی داشته باشیم و حتما از ابزار مذاکره استفاده کنیم ولی حواسمان باشد کسی که با او مذاکره میکنیم، دشمن ما است. او دنبال ضربه زدن مستقیم است، دقیقا مثل همان کسی که در هواپیمای جنگی، موشک و ناو علیه ما عملیات جنگ طراحی میکند.
آیتالله جوادی آملی چند سال قبل تعبیری داشتند با این مضمون که اگر با آنها (دشمنان) دست میدهید، حتما انگشتان خود را بشمارید؛ یعنی آنها به قدری فریبکار هستند و نیرنگشان قوی است که نمیتوان حتی کوچکترین ذرهای اعتماد به آنها داشت. بنابراین باید به این مساله در دیپلماسی توجه شود اما گاهی احساس میشود این توجه وجود ندارد، سوءتفاهم به وجود میآید یا نگرانی ایجاد میشود که افرادی که توصیه به دیپلماسی و مذاکره میکنند، ممکن است با مساله سادهلوحانه برخورد کنند.
شرایط اکنون را چگونه ارزیابی میکنید؟ آقای قالیباف اخیرا گفته است «معتقدیم دوگانه جنگ یا مذاکره واقعی نیست، بلکه هم باید جنگید و هم مذاکره کرد» بنابراین به نظر میرسد مذاکره کنندگان کشور به این آگاهی رسیدهاند.
فضائلی: اینکه «هم جنگ میکنیم هم مذاکره» سخن بسیار درستی است؛ یعنی دیپلماسی هم یک میدان مبارزه برای تامین منافع کشور است، مشروط به اینکه طرف مقابل را بشناسیم و به نظر میآید که اکنون مذاکرهکنندگان این توجه را دارند. به نظرم آنها باید مرتبا و به انحای مختلف به افکار عمومی و جریانهای سیاسی منتقل کنند که حواسشان به این مساله هست و در عمل هم نشان بدهند که این حواسجمعی وجود دارد.
از نظر بسیاری از تحلیلگران قدرت نظامی ایران در دو جنگی که بر ما تحمیل شد، بسیار شگفتانگیز بود؛ قدرتی که طی چند دهه برای آن برنامهریزی شده است. چه تحلیلی از نقش رهبر شهید در انجام این برنامهریزیها دارید؟
فضائلی: نقش ایشان بسیار پررنگ بود، اولا تقریبا میتوانم بگویم بدون استثنا در هر عرصهای که در کشور پیشرفت داشتیم، مستقیم یا غیرمستقیم رهبر شهید انقلاب در آن تأثیرگذار بودند. بنابراین باید نقش رهبر شهید انقلاب را در پیشرفتهای کشور در عرصههای مختلف با جزئیات آن تشریح کنیم و توضیح دهیم که ایشان چقدر دغدغهمند بودند و به صورت مستقیم و واقعی، چه اقداماتی انجام دادند.
یکی از عرصههایی که رهبر شهید انقلاب به صورت مستقیم در آن نقشآفرینی کردند، «عرصه دفاعی کشور» بود. ایشان فرمانده معظم کل قوا بودند و طبیعتا بخشهای نیروهای مسلح ما تحت امرشان بودند و خود ایشان زمانی فرمودند که این بخش را من مستقیما مدیریت میکنم.
نقشآفرینی رهبر شهید در عرصه دفاعی از دوران عضویت در شورای عالی دفاع آغاز شد
بخشی از این مدیریت مستقیم رهبری شهید و فرماندهی ایشان در نیروهای مسلح، از دوران رهبری هم شروع نشده بود بلکه قبل از دوران ریاست جمهوری حضرت آقا و حتی قبل از آن دوران و همزمان که عضو شورای عالی دفاع بودند، آغاز شد و مصادیقی از آن هم وجود دارد. رهبر شهید روی «خوداتکایی» و«توانمندی داخلی» و ضرورت شکوفایی ظرفیتهای داخلی و اتکا به آنها به شدت اصرار داشتند و به صورت واقعی وعملیاتی آن را دنبال میکردند.
این خاطره را از شهید بزرگوار حاجیزاده شنیدهاید که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیشنهادهای زیادی برای فروش موشک - به دلیل فروپاشیهایی که اتفاق افتاده بود - به ما شد. کشورهای تازه استقلالیافته حاضر بودند با قیمتهای بسیار پایینی موشکهایی را در اختیار ما بگذارند اما رهبر شهید نهی کرده و گفته بودند شما اجازه ندارید اینها را خریداری کنید. شهید حاجیزاده، میگفتند اگر آن نهی نبود، ما امروز این توانمندی دفاعی را نداشتیم.
در راستای تحقق دستورات رهبر شهید مبنی بر ضرورت توانمندسازی کشور از طریق استفاده از ظرفیتهای داخلی و بومی، بومیسازی توانمندیها، فرآیند حیاتی است و از تاکیدات مستمر ایشان بود. این روند که از سالها پیش به صورت تدریجی آغاز شد، آثار مثبت خود را در عملیاتهایی نظیر «وعده صادق ۱ و ۲» و عرصههای دیگر به وضوح نشان داد.
نیروهای نظامی فقط بخشی از توانمندی خود را در جنگ به کار گرفتهاند
در جریان جنگ اخیر، توانمندیهای دفاعی کشور بار دیگر به اثبات رسید؛ با این حال لازم به ذکر است که توانمندیهای موجود در بخشهای دفاعی کشور، بسیار فراتر از آن چیزی است که دشمن تاکنون مشاهده کرده است. طبق قواعد نظامی، نیروهای مسلح آخرین توانمندیهای خود را به سرعت به کار نمیگیرند و متناسب با شرایط جنگی، بخشی از این ظرفیتها را برای استفاده در زمان و موقعیت مناسب ذخیره میکنند. بنابراین آنها تاکنون فقط بخشی از توانمندی خود را به کار گرفتهاند.
علاوه بر بهرهگیری از ظرفیتهایی که همزمان با شروع جنگ در دسترس بود و هنوز استفاده نشدهاند، نکته بسیار حائز اهمیت این است که نیروهای مسلح و دانشمندان بخش دفاعی، به صورت بیوقفه در حال ارتقای توانمندیهای خود هستند. وضعیت توانمندیهای ما از ۹ اسفند تا امروز، به دلیل فعالیت مستمر و بیوقفه بر روی این حوزهها، ارتقا و افزایش چشمگیری داشته است. بنابراین دشمن باید بداند که اگر قصد تکرار حماقت خود را داشته باشد حتما با ضربات سنگینتری مواجه خواهد شد.
در موضوع تهدیدات نسبت به شناورهای آمریکایی، اگرچه در ابتدای جنگ این مساله به وضوح نمایان نشد، اما در هفتههای اخیر، انجام آزمایشهایی که در آن موشکهای ما در نزدیکی ناوهای دشمن منفجر شدند، هشدار آشکاری به آمریکا بود. همچنین حجم پهپادهای دشمن که روزانه در تنگه هرمز و سایر نقاط شکار میشود، نشاندهنده ارتقای توان پدافندی کشور است.
در بخش پدافند نیز، برخلاف جنگ ۱۲ روزه که آسیبپذیریهایی وجود داشت اما در جنگ ۴۰ روزه شاهد تغییرات اساسی بودیم. اگرچه همچنان باید روند افزایش توانمندیها را ادامه دهیم اما واقعیت این است که در این درگیری، تجهیزات راهبردی دشمن از جمله اف-۳۵ و اف-۱۵ را زدیم؛ سلاحهایی که آمریکا در ابتدا به آسیبدیدگی آنها در این جنگ اذعان نکرد، اما متعاقبا این موضوع را تایید کرد.
اگرچه هواپیمای دشمن در خارج از خاک ما فرود نیامد اما نکته حائز اهمیت این است که ما توانستیم آن هواپیما را مورد اصابت قرار دهیم.
بخشی از توانمندیهای دفاعیْ سرریز توانمندیهای علمی ما در عرصههای دیگر است. این موضوع نشان میدهد که پیشرفتهای علمی در حوزههای مختلف چنان رشد و ارتقا یافته است که آثار آن در توانمندیهای دفاعی کشور مشهود است؛ امری که رهبر شهید از همان ابتدا نقش جدی در آن ایفا کردند.
آیا خاطراتی از تلاش و توجه رهبر شهید به تقویت بنیه دفاعی کشور دارید؟
فضائلی: افرادی که درگیر جنگ تحمیلی هشت ساله بودند، بر نقش رهبر شهید در افزایش توانمندی نظامی در آن دوران صحه میگذارند. فیلمی که درباره شهید ستاری منتشر شده، حاکی از حمایتهای ایشان و پیگیریهای مستمر در جلسات شورای عالی دفاع است که نشان میدهد رهبر شهید از همان ایام، این دغدغه را به صورت جدی دنبال میکردند.
نتیجه هدایت مستمر رهبر شهید رسیدن به قدرتی است که جهان به آن اذعان میکند
نتیجه این مدیریت و هدایت مستمر، رسیدن به قدرتی است که امروز جهان بدون تعارف به آن اذعان و تصریح میکند؛ این دستاورد، محصول چندین دهه تلاش بیوقفه است که با تقویت روحیه عملیاتی و میدانی همراه بوده است. لازم است بارها بر این نکته تأکید شود که ما کشوری بودیم که در دوران دفاع مقدس، حتی برای تأمین سیمخاردار جهت حفاظت از محیطهای نظامی و استفاده در میادین جنگ، نیازمند واردات بودیم و این وضعیت در حالی بود که حتی اجازه ورود این تجهیزات ساده را به ما نمیدادند.
در همین راستا، نقل قول جالبی از آقای ولایتی، وزیر امور خارجه آن دوران، وجود دارد؛ وی روایت میکند که روزی سفیر کبیر اتحاد جماهیر شوروی آمده و با لحنی که حتی میتوان گفت تحقیرآمیز بود، به وی مژده داده که دولت متبوعش اجازه داده است که محموله سیمخاردار از مرزهای شوروی عبور کند تا به ما برسد! این خاطره، نشاندهنده شکاف عظیم میان وضعیت نیازهای اولیه در دوران جنگ و جایگاه راهبردی کنونی ایران است.
در اوایل جنگ، کشور با چالشهای جدی در تأمین مهمات و تجهیزات مواجه بود و بخشی از عملیاتها با نوعی جیرهبندی انجام میشد. در آن دوران، ایران با وجود کمبودهای موجود در بخش سلاح، در برابر دشمن متجاوز که از حمایت حدود ۴۰ کشور برخوردار بود و از مدرنترین و بهروزترین سلاحهای جهان، از جمله تانکهای تی-۷۲ شوروی و سایر تجهیزات فوقپیشرفته بهره میبرد، ایستادگی کرد. ایران توانست با وجود آن ضعفها و کمبودها، مانع از تصاحب حتی یک میلیمتر از خاک خود توسط دشمن شود و در نهایت، صدام را وادار به عقبنشینی و رسواییهای بینالمللی کرد.
امروز، جهان از پهپادهای تولید ایران الگوبرداری میکند
امروز ایران کشوری است که در حال تولید پهپادهایی است که تمام جهان از آنها الگوبرداری میکنند؛ تا جایی که ترامپ میگوید بروید پهپادی مشابه «شاهد ۱۳۶» بسازید. این روند نشاندهنده جایگاه ارتقا یافته ایران در عرصه تولید موشک، پهپاد و ...است که در مقایسه با گذشته تحول بنیادین یافته است.
چنانچه خدای نکرده جنگ زمینی رخ دهد، توانمندیهای کشور در عرصه جنگ زمینی هم به وضوح خود را نشان خواهد داد. همچنین در حوزه دریایی، نیروهای دریایی با استحکام تمام از تنگه هرمز صیانت میکنند و با برخورداری از توانمندیهای دفاعی، اجازه نمیدهند دشمن با وجود تمام امکانات بتواند تنگه هرمز را مسدود کرده یا از آن عبور کند. این سطح از آمادگی و ایستادگی نیروی دریایی و قدرت ما در برابر دشمن، نتیجه تکامل توانمندیهای پدافندی و موشکی ایران در گذر از آن نقطه دشوار تاریخی به جایگاه کنونی است.
اخیرا شناور زیر دریایی آمریکایی «دایو-ال دی»، توسط نیروهای سپاه شکار شد، تحلیلگران معتقدند شکار این زیردریایی توسط ایران، برای واشنگتن که تلاش دارد برتری فناوری خود را به نمایش بگذارد، یک شکست محسوب میشود، ارزیابی شما چیست؟
فضائلی: اولا باید توجه داشت که نیروی نظامی دشمن بسیار قدرتمند است؛ یعنی نباید فکر کنیم مثلا ترامپ در مورد توانمندی نظامی آمریکا بلوف میزند یا بزرگنمایی میکند. اگر ما به توانمندیها و قدرت نظامی آمریکا ــ که بدون تردید از لحاظ تجهیزاتی و امکانات، قدرت برتر دنیاست ــ به درستی توجه کنیم، اهمیت کاری که ایران انجام داده است در آن صورت بهتر فهمیده میشود.
علاوه بر این، در این جنگ آمریکا تنها نیست؛ اگرچه ظاهر امر آمریکا است اما در این مقطع رژیم صهیونیستی به صورت آشکار در کنار آمریکا بود و کشورهای دیگر نیز اگرچه به صورت سیاسی و ظاهری اعلام عدم همراهی کردند اما اطلاعات نشان میدهد که آنها نیز به اشکال مختلف به آمریکا کمک کردهاند؛ یعنی ما فقط با آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ نبودیم.
اگر بخواهید بودجه دفاعی آمریکا را با بودجه ما مقایسه کنید، میبینید که چه فاصله عمیقی وجود دارد و بهتر میتوانیم معجزهای که رخ داده و لطف خدای متعال را درک کنیم؛ همه این موارد همان مولفه اشتباه محاسباتی که پیشتر به آن اشاره کردم و آنها نمیتوانند آن را ببینند. این همان «امداد و نصرت الهی» است که اصلا در دستگاههای تحلیلی آنها دیده نمیشود و قدرت فهم آن را ندارند.
باید در بحث «الهیات جنگ» به تفصیل به این موضوعات پرداخته شود زیرا این پیروزیها نشاندهنده حقانیت ماست و اینکه در سمت درست تاریخ ایستادهایم و خدای متعال در حال نشان دادن نصرت خود به ما است، دانستن این موارد به ما امید میدهد، ایمان ما را مستحکم میسازد و باعث میشود پایداری بیشتری داشته باشیم.
در مقابل تهدیدات دشمن، واقعیتهای میدان را تمام دنیا مشاهده میکنند. با رصد فضای رسانهای، تحلیلها، نظرات اندیشکدهها و اظهارات کارشناسان در طی سالیان متمادی، یادم نمیآید که در هیچ مقطعی، به اندازه اکنون، این حجم از اعترافات وجود داشته باشد. تحلیلها و یادداشتهای متعددی را در رسانههای مختلف دیدهام که به شکست آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی ایران اشاره دارند.
اگرچه ممکن است در مقاطعی دیگر نیز اتفاقاتی رخ داده باشد که به صورت موقت به شکست آمریکا اشاره شده باشد اما آنچه بسیار شگفتانگیز و بیسابقه است، اعتراف به ظهور یک قدرت جدید است. اکنون کارشناسان، تحلیلگران استراتژیک جهانی و اندیشکدههای دنیا در بخشهای مختلف، در کشورهای عربی، اروپا و حتی در خود آمریکا، بارها تصریح کردهاند که یک قدرت جدید در دنیا در حال ظهور است که به نام جمهوری اسلامی ایران شناخته میشود.
این موضوع، مسالهای فوقالعاده است که بحث مفصلی را میطلبد؛ چرا که اساسا یک نظم جدید در حال مستقر شدن در جهان است. نظمی در حال فروپاشی است و نظم جدیدی جایگزین آن میشود. آنچه ما مشاهده میکنیم، صرفا جنگ میان ایران و آمریکا نیست؛ اگرچه ما نیز میپذیریم که این یک «جنگ وجودی» برای ماست، اما مسئله فراتر از اینهاست. اساسا نظمی که حداقل ۶۰ تا ۷۰ سال پس از جنگ جهانی دوم، توسط کشورهای فاتح جنگ برای تامین منافع حداکثری خود به صورت ظالمانه ایجاد شده بود اکنون در حال فروپاشی است و یک نظم جدید در دنیا مستقر خواهد شد؛ به تعبیر امام شهید دوران جدید عالم در حال آغاز است.
نظمی که پس از جنگ جهانی دوم، توسط کشورهای فاتح ایجاد شده بود در حال فروپاشی است و به تعبیر امام شهید دوران جدید عالم در حال آغاز است
این پوستاندازی، فرآیندی ساده نیست و قطعا دشوار است؛ اما باید این سختی را تحمل کنیم چرا که میدانیم در حال انجام چه کار بزرگی هستیم. البته در این فرآیند پوستاندازی ما تنها نیستیم؛ اگر نگاهی به مسائل جهانی و اظهارنظرها بیندازید، خواهید دید که افراد مختلفی به این موضوع اشاره میکنند. شما با مشاهده نشانهها و شواهد، میتوانید از اظهارات نخستوزیر کانادا گرفته تا صحبتهای صدراعظم آلمان درباره آمریکا، بر این موضوع صحه بگذارید.
همچنین مواضع احزاب سیاسی فرانسه نیز نشاندهنده این واقعیت است که جهان دریافته که آمریکا دیگر آن قدرت سابق نیست و قدرت جدیدی به نام ایران در حال ظهور است. آنچه در دنیا بود اکنون در حال دگرگونی است و جهان به سوی دوران جدیدی حرکت میکند. در این دوران جدید و در مسیر تغییر نظم، یکی از اتفاقات مهم این خواهد بود که ملت بزرگ ایران سهم واقعی خود را به دست آورد؛ جایگاهی که ایران و مردم ما مستحق آن هستند. با دستیابی به این جایگاه، انشاءالله شاهد شکوفاییهای بسیار زیادی در تمامی عرصهها خواهیم بود.
بنابراین مردم ما که با بزرگواری، مناعت طبع و روحیهای برخاسته از بعثتی که در آنها بوجود آمده است، این سختیها را متحمل میشوند، باید مطمئن باشند آیندهای روشن و بسیار شگفتانگیز در انتظار آنهاست و امیدواریم هرچه زودتر این اتفاق رقم بخورد و طبق تعبیر امام شهید، مردم طعم پیروزی را بچشند.
پایان جنگ را چگونه پیشبینی میکنید؟ تا زمانی که ترامپ بر سر کار است، شرایط فعلی فریز میشود یا شاهد یک جنگ فراگیر خواهیم بود یا زد و خوردهای ایذایی و جنگهای فرسایشی رخ خواهد داد؟
فضائلی: واقعیت این است که پیشبینی تحولات جهان بسیار دشوار است چرا که این تغییرات هم بسیار سریع هستند و هم ممکن است رویدادهایی رخ دهد که تمام معادلات را به هم بریزد. آنچه میتوان تأکید کرد این است که نیروهای مسلح و بخشهایی که وظیفه مستقیم تأمین امنیت کشور را بر عهده دارند، برای تمامی سناریوها از جمله وقوع یک جنگ فرسایشی یا انجام یک عملیات برقآسا از سوی دشمن آمادگی دارند.
رهبر انقلاب برای تمام سناریوهای دشمن دستورات لازم را صادر کردهاند
رهبر انقلاب و فرماندهی کل قوا نیز برای تمام این سناریوها دستوراتی صادر کردهاند. طبق گفته فرماندهان نظامی و سخنان دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی، نیروهای مسلح برای تمامی طرحها برنامهریزی شدهاند. بنابراین دشمن باید بداند که در صورت ارتکاب هرگونه حماقت مجدد، شرایط را برای خود بسیار دشوارتر خواهد کرد.
کارشناسان آمریکایی نیز تایید میکنند که ترامپ در باتلاق گرفتار شده است به گونهای که گزینههای محدودی پیش روی وی قرار دارد
امروز تمام جهان بر این واقعیت اذعان دارند؛ حتی کارشناسان آمریکایی نیز تایید میکنند که ترامپ در یک مخمصه و باتلاق گرفتار شده است، به گونهای که گزینههای زیادی پیش روی وی قرار ندارد. همانطور که در روزهای ابتدایی جنگ (یا حتی پیش از شروع رسمی آن) در یادداشتهای تحلیلی مطرح کردم که مسیر انتخابی آمریکا چه در سناریوی اول و چه در سناریوی دوم منجر به شکست خواهد شد. مسیری که ترامپ انتخاب کرده است حاکی از آینده روشن یا پیروزی آنها نیست و هرچه بیشتر این مسیر را ادامه دهند، سختیها برای آنها فزونی مییابد.
البته این روند آسیبهایی را متوجه ما نیز میکند، اما در کنار امتناع از تشدید جنگ، آمادگی کامل برای رویارویی را نیز داریم. دشمن باید بداند که با ادامه این مسیر، هزینههای نظامی، انسانی و حیثیتی او به شدت افزایش خواهد یافت. بهرغم سانسورهای شدید اعمال شده توسط آمریکا، گزارشها نشان میدهد که در طی چند ماه اخیر و بر اساس عملیاتهای انجام شده، آمریکا متحمل خسارات قابل توجهی شده است.
دشمن با وجود سرمایهگذاری برای ایجاد پایگاههایی جهت تامین امنیت خود، به دلیل قرارگیری در دسترس ما در حال دورتر کردن آنها است
بر اساس گزارشهای رسمی، تعداد تلفات انسانی که مثلا ۱۸ نفر اعلام شده، بسیار بیشتر از این رقم است. علاوه بر این، تجهیزات نظامی و پایگاههای آنها نیز آسیب دیده است. نکته قابل توجه این است که دشمن با وجود سرمایهگذاری سنگین برای ایجاد این پایگاهها جهت تامین امنیت خود، اکنون به دلیل قرارگیری در دسترس ما در حال عقبنشینی و دورتر کردن پایگاههای خود است.
بنابراین دشمن باید فکر تهدید ایران را از ذهن خود خارج کند، ما نیز توانمندیهای خود را ارتقا میدهیم و نسبت به تهدیدات دشمن بیتفاوت نخواهیم بود. نیروهای مسلح ما برای تمامی سناریوها آمادگی بسیار بالایی دارند و دشمن باید بداند که هرگونه حماقت مجدد، منجر به دریافت ضربات بسیار سنگینتری خواهد شد.
دیدگاه تان را بنویسید