کد خبر: 783264
تاریخ انتشار :

یک بام و دو هوای اصولگرایان تندرو

اجرای برخورد جریان‌های سیاسی با قوه قضائیه، فقط به احکامی که برای چهره‌های سیاسی صادر می‌شود محدود نیست؛ گاهی واکنش‌ها به این احکام، خود به موضوعی برای بررسی تبدیل می‌شود. از همین رو شاید بتوان گفته اصلاح‌طلبان در مواجهه با برخی احکام قضایی ترجیح می‌دهند با سکوت و حتی احتیاط بیشتری رفتار کنند.

یک بام و دو هوای اصولگرایان تندرو
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

در حالی که هنوز بخشی از جریان سیاسی اصولگرایان از صدور حکم زندان برای حمید رسایی، نماینده تهران عصبانی هستند، در سوی دیگر میدان، اصلاح طلبان در واکنش به صدور حکم قوه قضائیه برای عباس عبدی و صادق زیباکلام سکوت پیشه کرده و واکنشی مانند آنچه رقبای اصولگرایشان داشته‌اند، نداشتند. سکوتی که باعث شد روزنامه فرهیختگان با طعنه به عصبانیت تندروها بنویسد: «قوه قضائیه هم‌زمان با صدور حکم برای حمید رسایی دو حکم دیگر صادر کرد؛ یکی برای عباس عبدی و دیگری برای صادق زیباکلام که هر دو از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب هستند، احتمالاً هر دوی آن‌ها نسبت به حکم صادرشده علیه‌شان اعتراض دارند، به قدر کافی هم رسانه و هم توان کمپین‌سازی بالایی دارند؛ اما تاکنون نه قوه قضائیه را متهم به کودتا کرده‌اند نه به آن غرض‌ورز و عقده‌گشا گفته‌اند.»

ماجرای حکم عباس عبدی و زیباکلام چیست؟

در روزهای ابتدایی مهرماه که حکم ۱۰ ماه حبس برای حمید رسایی صادر شد، پرونده چند چهره سیاسی دیگر هم از سوی قوه قضائیه تعیین تکلیف شد. براساس حکم صادر شده عباس عبدی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. همچنین دادگاه حکم به ۲ ماه توقف فعالیت و انتشار روزنامه اعتماد داد. با توجه به فرجام خواهی متهمان، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده است و هنوز رای قطعی صادر نشده است.

اما پرونده صادق زیبا کلام در رابطه با مصاحبه با خبرگزاری آنا، پس از اعلام جرم و ارسال به شعبه بازپرسی، اتهام به وی تفهیم شد. پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال شد و پس از رسیدگی دادگاه، صادق زیبا کلام را به یک سال حبس تعزیری و از باب مجازات تکمیلی به منع هرگونه فعالیت رسانه‌ای، مصاحبه، یادداشت نویسی و انجام مصاحبه به مدت ۲ سال محکوم کرد که این حکم تایید شده است. حکم حبس زیباکلام به مدت ۳ سال تعلیق شده است.

حال فارغ از آنکه چه احکامی برای این دو چهره سیاسی اصلاح طلب صادر شده است و چرا، نکته حائز اهمیت نحوه برخورد جریان های سیاسی با قوه قضائیه است. آن هم نهادی که روزی انتقاد از تصمیماتش آنچنان آسان و بدون دلهره نبود و رسانه‌ها و فعالان سیاسی ترجیح می‌دادند سمت انتقاد از قوه قضاییه نروند و حتی در برخی مصاحبه‌ها «قوه قضاییه» به «برخی نهادها» تغییر نام می‌داد تا مشکلی ایجاد نشود؛ حالا اصولگرایان تندرو، همان قوه را، درپی افشای پرونده فساد چای دبش و حکم زندان دو وزیر دولت سیزدهم و زندانی شدن حمید رسایی نه تنها مورد انتقاد که به هر بهانه‌ای مورد حملات خود قرار می‌دهند.

به بیان دیگر، ماجرای برخورد جریان‌های سیاسی با قوه قضائیه، فقط به احکامی که برای چهره‌های سیاسی صادر می‌شود محدود نیست؛ گاهی واکنش‌ها به این احکام، خود به موضوعی برای بررسی تبدیل می‌شود. از همین رو شاید بتوان گفته اصلاح‌طلبان در مواجهه با برخی احکام قضایی ترجیح می‌دهند با سکوت و احتیاط بیشتری رفتار کنند. ادعایی که رفتار دو جریان سیاسی در جریان صدور احکام اخیر قوه قضائیه، می تواند مهر تاییدی برآن باشد. در واقع، در مواردی که اصلاح‌طلبان با حکم قضایی روبه‌رو شده‌اند، واکنش‌ها معمولاً به اندازه اعتراض‌های برخی چهره‌های اصولگرا پررنگ نبوده و حتی کمتر توانسته‌اند به یک مطالبه سیاسی و رسانه‌ای گسترده تبدیل شوند.

یک بام و دو هوای اصولگرایان

اما این سکوت یا احتیاط را نمی‌توان بدون توجه به شرایط فعالیت سیاسی اصلاح‌طلبان بررسی کرد. برای جریانی که در سال‌های گذشته و علی‌الخصوص پس از بازداشت‌های سال ۸۸، با محدودیت‌های مختلفی در عرصه سیاسی روبه‌رو بوده، موضع‌گیری علنی درباره پرونده‌های قضایی می‌تواند هزینه‌هایی به همراه داشته باشد. از سوی دیگر، اگر چه طی سال های اخیر اصلاح طلبان زیادی از سوی قوه قضائیه به دلایل مختلف محکوم و بازداشت شده اند و حتی در جریان رقابت های انتخاباتی ردصلاحیت شده اند؛ اما پس از صدور حکم قضایی درگیری با دستگاه قضا نداشتند. موضوعی که حتی در ماجرای استعفای اجباری محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رئیس دولت چهاردهم به توصیه محسنی اژه ای هم نمود داشت. آنان اگر چه نقدهایی را درباره خروج ظریف از دولت مطرح کردند و آن را یک استعفای اجباری توصیف کردند اما اعتراض شدیدی از سوی آنان مشاهده نشد.

این در حالی است که جریان سیاسی اصولگرایان، به‌خصوص طیف‌های تندرو، در مواردی که پرونده‌ای به خودشان یا نزدیکانشان مربوط می‌شود مانند چای دبش، از تریبون هایی که در اختیار دارند برای طرح اعتراض خودشان استفاده می‌کنند. می خواهد نصب بنری در صحن علنی مجلس باشد یا حتی بیان تذکرات و نطق ها از سوی سیاسیون آنان. نوشتن یک متن در شبکه های اجتماعی باشد یا حتی آمدن به خیابان و سردادن شعارهای تند و تیز.

چنانچه دختر حمید رسایی، نماینده مجلس در یک تجمع شبانه صاحب تریبون شد و آنجا گفت: «افتخار می‌کنیم‌ که آقای رسایی بعنوان یک معترض به بی قانونی و دستکاری متن بیانیه مجلس و تقلیل دادن شأن مجلس به وسیله‌ای برای تطهیر یا تعمیر آبروی از دست رفته شخصی رئیس مجلس الان در زندان هستند!».

نکته جالب‌تر، جوسازی‌ها و شانتاژهای خبری برخی رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی اردوگاه اصولگرا علیه اردوگاه اصلاح‌طلبان و مواضع اعضای آن است؛ رویکردی که نمونه‌های متعددی از آن را می‌توان در رسانه‌های متعدد این جریان دید. از همین رو، این پرسش مطرح می‌شود که چرا چنین معیارهایی درباره خود اصولگرایان به همان شکل اعمال نمی‌شود؟ چرا وقتی حکمی علیه یکی از چهره‌های این جریان صادر می‌شود، اعتراض از تریبون مجلس، تجمعات شبانه و رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کند، اما وقتی پای چهره‌ای از جریان رقیب در میان است، همان میزان حساسیت نسبت به حق اعتراض دیده نمی‌شود؟

در نهایت، مسئله صرفاً این نیست که کدام جریان سیاسی بیشتر اعتراض می‌کند و کدام‌یک سکوت را ترجیح می‌دهد؛ مسئله، تفاوت در معیاری است که هر یک از این جریان‌ها برای مواجهه با احکام قضایی به کار می‌گیرند. معیاری که به نظر می‌رسد در فضای رقابت سیاسی، بیش از آنکه تابع یک اصل ثابت باشد، با موقعیت جناحی افراد تغییر می‌کند؛ جایی که اصولگرایان در استفاده از تریبون‌ها و ابزارهای رسانه‌ای برای اعتراض، دست بالاتری نسبت به رقیب خود دارند.

خبرآنلاین

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها