نگاه تحلیلگر/ گفتگوی نامه نیوز با ابراهیم فیاض
مسئولان اشرافی، مردم را نمیفهمند؛ مردم هم مسئولان اشرافی را
تحلیلگر مسائل اجتماعی گفت: وقتی به مردم گفته میشود منابع مالی کافی وجود ندارد، اما خودروهای روز و گرانقیمت وارد کشور میشوند، این پرسش مطرح میشود که چرا محدودیتهای اقتصادی برای همه به یک شکل اعمال نمیشود.
امروز یکی از چالشهای جدی جامعه، شکلگیری شکاف در فهم متقابل مردم و مسئولان است؛ گویی هرکدام با زبانی متفاوت سخن میگویند و کمتر صدای طرف مقابل را میشنوند. مردم از فشارهای اقتصادی، نگرانی نسبت به آینده و دشواریهای زندگی روزمره میگویند، اما پاسخهایی که دریافت میکنند، همیشه با واقعیت تجربهشده آنها همخوانی ندارد. از سوی دیگر، مسئولان نیز گاهی در انتقال تصمیمها و درک مطالبات جامعه با مشکل مواجهاند. تداوم این وضعیت، فاصله میان جامعه و حاکمیت را افزایش میدهد. ترمیم این شکاف، پیش از هر چیز، به گفتوگوی صادقانه، شنیدن بیواسطه مردم و پاسخگویی مسئولان نیاز دارد.
ابراهیم فیاض در گفتگو با نامه نیوز درباره عدم درک متقابل بین مردم و مسئولان گفت: این وضعیت را میتوان جنگ اشرافیت با مردم مرتبط دانست. اشرافیت، چه در میان جریان اصولگرا و چه در میان جریان اصلاحطلب، زمانی شکل میگیرد که قدرت، ثروت و پیوندهای خانوادگی در هم ادغام شوند. در چنین شرایطی، فاصله میان مسئولان و مردم افزایش مییابد و اشرافیت دیگر درکی از مسائل و مشکلات جامعه ندارد.
وی افزود: وقتی به مردم گفته میشود منابع مالی کافی وجود ندارد، اما خودروهای روز و گرانقیمت وارد کشور میشوند، این پرسش مطرح میشود که چرا محدودیتهای اقتصادی برای همه به یک شکل اعمال نمیشود. این وضعیت یادآور روایت تاریخی مربوط به لویی شانزدهم است که گفته میشود در واکنش به ناتوانی مردم در تأمین نان، پیشنهاد خوردن بیسکویت را مطرح کرد؛ روایتی که نمادی از فاصله حاکمان با واقعیت زندگی مردم است.
این استاد دانشگاه با اشاره به گسترش اشرافیت در بخشهای مختلف کشور اظهار کرد: اشرافیت در تار و پود جامعه نفوذ کرده و نظام آموزشی نیز از این وضعیت مستثنا نیست. با وجود تأکید بر عدالت آموزشی، شاهد شکلگیری مدارس اشرافی هستیم؛ بهگونهای که وضعیت مدارس اشرافی تهران حتی از مدارس اشرافی لندن نیز بدتر است. در واقع، ساختار آموزشوپرورش بهجای کاهش فاصلههای اجتماعی، در مواردی به بازتولید اشرافیت کمک میکند.
وی ادامه داد: بخشی از مخالفتها با آموزش مجازی و تأکید بر بازگشایی مدارس را باید در چارچوب منافع اقتصادی برخی مدارس غیردولتی بررسی کرد. در شرایطی که آموزش به شکل آنلاین ارائه میشود، بخشی از هزینههای خانوادهها، از جمله هزینه سرویس رفتوبرگشت دانشآموزان، کاهش مییابد. در عین حال، نگرانی خانوادهها از وقوع جنگ و به خطر افتادن جان فرزندانشان نیز از عواملی است که باید در تصمیمگیری درباره نحوه آموزش مورد توجه قرار گیرد.
این کارشناس مسائل اجتماعی با انتقاد از سازوکارهای حاکم بر کنکور گفت: مافیای کنکور یکی از موانع اصلی اصلاح نظام پذیرش دانشجو است و منافع اقتصادی موجود اجازه نمیدهد این ساختار بهسادگی تغییر کند. خانوادههای ثروتمند نیز توانستهاند در سطوح مختلف تصمیمگیری نفوذ پیدا کنند و تداوم حضور برخی خانوادهها در موقعیتهای قدرت، به بازتولید امتیازهای اجتماعی و اقتصادی منجر شده است.
وی با اشاره به ضرورت بازنگری در مبانی فکری و فلسفی جامعه تصریح کرد: حتی در حوزه فلسفه نیز با رویکردهایی مواجه هستیم که از نگاه من، با حکمت و مبانی اصیل آن فاصله دارند. برای مقابله با این وضعیت، مهمترین راهکار، آموزش و افزایش آگاهی عمومی است.
استاد دانشگاه با تأکید بر نقش فناوریهای نوین در تغییر ساختار آموزش گفت: هوش مصنوعی میتواند انحصارهای آموزشی را به چالش بکشد و دسترسی به آموزش باکیفیت را برای گروههای بیشتری از جامعه فراهم کند. به اعتقاد من، با گسترش این فناوریها، ساختار سنتی مدارس و دانشگاهها و همچنین الگوهای درآمدی برخی مراکز آموزشی غیردولتی با تحولات اساسی مواجه خواهند شد و هزینه دسترسی به آموزش کاهش خواهد یافت.
وی افزود: همانطور که گسترش بازارهای دیجیتال موجب حذف یا تضعیف نقش واسطهها در فعالیتهای اقتصادی شده است، هوش مصنوعی و آموزش دیجیتال نیز میتوانند انحصارهای موجود در نظام آموزشی را کاهش دهند. این تحول صرفاً به آموزش محدود نخواهد ماند، بلکه ظرفیت آن را دارد که مناسبات اشرافی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
فیاض در پایان تأکید کرد: توسعه آموزش دیجیتال و دسترسی گسترده به ابزارهای هوش مصنوعی میتواند زمینه کاهش نابرابری در دسترسی به فرصتها را فراهم کند؛ هرچند تحقق این هدف به سیاستگذاری مناسب، دسترسی عادلانه به فناوری و جلوگیری از شکلگیری انحصارهای جدید بستگی دارد.
دیدگاه تان را بنویسید