مهدی محمدی نوشت:
نباید گره ترامپ را پیش از رأیگیری باز کرد
مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی با انتشار گزارشی در کانال تلگرامیاش نوشت:ساعت صفر انتخابات آمریکا؛ چرا نباید گره ترامپ را پیش از رأیگیری باز کرد؟
سهشنبه انتخابات آمریکا برگزار میشود. نشانهها روشن است: دموکراتها احتمالاً اکثریت مجلس نمایندگان را میگیرند و رقابت واقعی بر چند کرسی محدود است؛ اما در سنا، مسئله پیچیدهتر و سرنوشتسازتر است. حدود پنج کرسی رقابتی است و جمهوریخواهان تا آخرین لحظه میجنگند. سنا از این جهت مهم است که بخشی از تأییدهای کلیدی دولت آمریکا در آن انجام میشود و کنترل آن برای ترامپ و تیمش یک ضرورت راهبردی است.
اهمیت انتخابات آمریکا فقط در ترکیب کنگره نیست. امروز همزمانی دو وضعیت را میبینیم: از یک سو حداکثر آرایش نظامی دو طرف و احتمال تبدیل آن به رویارویی عملیاتی؛ از سوی دیگر مذاکراتی که فضایی از انتظار ایجاد کرده است.
در میدان: آمریکا آمادهبهکار است، اما نه دستبالا
آمریکاییها مقدمات برنامهریزی گسترده را آماده میکنند، اما بخش مهمی از آن، بیش از نشانه عملیات قطعی، تلاشی برای بسیج باقیمانده توان نظامی و سازماندهی نیروهای مزدور در منطقه است. در بحث نیروی زمینی در شمال غرب ایران به بنبست خوردهاند؛ نه همراهی مردم را دارند، نه توان رویارویی با حشدالشعبی و مقاومت در عراق را. نشانهها حاکی است اگر تمرکز عملیاتی جدیدی بسازند، جنوب شرق را انتخاب خواهند کرد؛ منطقهای که ما در آن ابزارهای مشخصی داریم.
در دریا هم معجزهای رخ نداده است؛ نیروهای خسته، شناورهای نیازمند تعمیر و رکورد حضور شناورهای امریکایی روی آب شکسته شده. همزمان ما فناوریهایی برای مقابله با نیروی دریایی آمریکا توسعه دادهایم. در تنگه هرمز ادعاهای آنها با واقعیت فاصله دارد و به همین دلیل، با وجود اخبار مذاکراتی، قیمت نفت صعودی است.
در هوا هم ترس آنها از ورود هواپیماها و پهپادها به آسمان ایران شدید است. پدافند ما دیگر سیستم سابق نیست؛ زیرساخت عملیات هوایی آنها شامل فرماندهی و کنترل، رادارها و ایستگاههای زمینی هدف قرار گرفته و از کار افتاده است. آمریکا امروز در منطقه با بحران نقطه استقرار مواجه است و ارتش آن به ارتشی آواره در خاورمیانه تبدیل شده است.
مذاکرات؛ سه هدف آمریکا و هفت شرط ایران
آمریکا سه مسئله را دنبال میکند: ۱. ایجاد تفرقه در داخل ایران ۲. گرفتن دستاورد هستهای پیش از انتخابات تا ترامپ بگوید از ایران امتیاز گرفته است ۳. ترسیم دورنمای توافقی شامل موضوع هستهای، رقیقسازی مواد و کوتاهتر کردن زمانبندیها.
نکته قابل توجه این است که ما در موضوع مذاکرات به موقعیت راهبردی خود واقفیم. همانگونه که به نتانیاهو در انتخابات ضربه اساسی زدیم، به ترامپ هم ضربه اساسی خواهیم زد. به نظر من دلیلی ندارد پیش از انتخابات مشکل ترامپ را حل کنیم. لحن مثبتتر آنها را باید در همین چارچوب تفسیر کرد: تلاش برای گرفتن امتیاز پیش از رأیگیری، بهویژه در کرسیهای رقابتی سنا و مجلس نمایندگان.
ایران تأکید دارد تا زمانی که هفت شرط ما بهطور کامل محقق نشود، نه مذاکره خواهیم کرد و نه تنگه هرمز را باز خواهیم کرد. پنج شرط از این هفت شرط، همان مفاد تفاهم اسلامآباد است و دو شرط دیگر پس از آن موضوعیت پیدا کرده است. این شروط، پیششرطهای اعتمادسازی و راستیآزمایی اقدامات آمریکا هستند؛ ابتدا باید خاتمه جنگ، آزادسازی داراییها، تعلیق تحریمهای نفتی و رفع محاصره رخ دهد و بعد نوبت به باز کردن تنگه هرمز برسد.
جنگ در راه است، اما نه با الگوی قبلی
معتقدم جنگی در راه است، حتی اگر آنها از رسیدن به اهدافشان مطمئن نباشند. نیروهایی که جنگ را میخواهند قدرتمندند: بخشی منافع اقتصادی و بیزینس جنگ با ایران را دنبال میکنند و بخشی ایدئولوژی جنگ با ایران و محور مقاومت را. با چنین دشمنی جز سرکوب نمیتوان مواجه شد. در جنگ بعدی، راهحل ما رفتن سراغ «سر مار» است؛ یعنی مراکزی که رژیم اسرائیل و حامیانش را تغذیه میکنند. اما با الگوی جنگ قبلی هم نخواهیم جنگید؛ خلاقیت مضاعف لازم است.
مهمترین هدف آمریکا و اسرائیل این است که انسجام اجتماعی میان مسئولان و مردم ایران، که در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه شکل گرفت، در رویارویی بعدی تکرار نشود. باید از این ناحیه مراقبت جدی کرد. خبر خوب اینکه روشن میشود که مذاکرات زیر نظر شورای عالی امنیت ملی و زیر نظر رهبری است و کسی سرخود کاری نمیکند. همین که این واقعیت آشکار شده، یک نعمت بزرگ است.
با این حال، هیچ چیز نهایی نیست. رفتوآمدهای جدی ادامه دارد و تصمیمگیریهای مهمی باقی مانده است. آنچه باید صیانت شود، همین گشودگی و آشکارگی در اداره جنگ و مذاکره است؛ زیرا در نبود آن، دشمن همان چیزی را به دست میآورد که بیشتر از همه به آن نیاز دارد: تفرقه در داخل ایران.
دیدگاه تان را بنویسید