شورای امنیت سازمان ملل شب گذشته شاهد یکی از حساسترین رأیگیریهای سالهای اخیر بود. روسیه و چین قطعنامهای پیشنهاد دادند که میتوانست بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را دستکم ۶۰ روز به تعویق بیندازد. برای بسیاری، این جلسه آخرین امید بود تا روند ماشه متوقف یا کند شود. اما چرا این جلسه «آخرین» محسوب میشد؟ چون مهلت ۳۰ روزهی ماشه به پایان رسیده و هر تلاشی پس از آن، از نظر حقوقی دیگر کارایی ندارد.
چرا تلاش روسیه و چین شکست خورد؟
در نگاه اول، ممکن بود تصور شود که دو عضو دائم شورای امنیت با قدرت وتو میتوانند معادله را عوض کنند. اما مکانیسم ماشه یک تناقض بزرگ دارد:
برای ادامه تعلیق تحریمها باید قطعنامهای تصویب شود.
تصویب قطعنامه نیاز به ۹ رأی مثبت و عدم وتوی دائمها دارد.
در عمل، کافی است فقط اکثریت به قطعنامه رأی ندهند تا هیچچیز تصویب نشود.
همین اتفاق افتاد: روسیه و چین پیشنهاد دادند، اما کشورهای کافی همراهی نکردند. نتیجه؟ قطعنامه شکست خورد و شمارش معکوس به پایان رسید.
حالا که قطعنامه رد شده، چه معنایی دارد؟
کشف اصلی اینجاست: هیچ ابزار رسمی برای جلوگیری از بازگشت تحریمها باقی نمانده است.
شورای امنیت دیگر نمیتواند جلوی روند خودکار را بگیرد.
بازگشت تحریمها نه به تصمیم تازه، بلکه به «تصمیمنگرفتن» شورا وابسته بود.
از این لحظه، همه تحریمهایی که با برجام لغو یا تعلیق شده بودند، دوباره برقرار میشوند.
به زبان ساده، ماشه کشیده شد و گلوله شلیک شد.
چه تحریمهایی دقیقاً برمیگردند؟
مکانیسم ماشه همه چیز را به قبل از ۲۰۱۵ بازمیگرداند. این یعنی:
ممنوعیت خرید و فروش سلاحهای متعارف؛
محدودیتهای موشکی و ممنوعیت انتقال فناوری مرتبط؛
بازگشت فهرست افراد و نهادهای تحریمشده (مسدودسازی داراییها و ممنوعیت سفر)؛
تحریمهای مالی و بانکی که دسترسی ایران به سیستم مالی جهانی را محدود میکند؛
فشار غیرمستقیم بر صادرات نفت، چون خریداران و بانکها از ترس نقض تحریمها عقب میکشند.
این تحریمها نه تدریجی، بلکه یکجا و خودکار بازمیگردند.
ایران چگونه واکنش نشان داده است؟
چند ساعت پس از جلسه، ایران اعلام کرد فعالسازی ماشه «غیرقانونی» و «فاقد مشروعیت» است. دولت ایران سفرای سه کشور اروپایی را فراخواند و هشدار داد که پاسخ متناسب خواهد داد. برای ایران، این روند یک پیام روشن دارد:
اروپا با فعالسازی ماشه نشان داد عملاً در کنار آمریکا ایستاده است.
سازوکار ماشه بیش از آنکه ابزاری حقوقی باشد، ابزاری سیاسی برای فشار است.
ایران ممکن است اقدامات متقابلی در برنامه هستهای یا همکاریهای منطقهای خود در پیش بگیرد.
چرا ماشه تناقضبرانگیز است؟
یک کشف مهم این است که ماشه با فلسفهی اصلی برجام در تضاد است. برجام بر مبنای «اعتمادسازی و گفتوگو» طراحی شده بود. اما ماشه ابزاری است که حتی «عدم اجماع» را به زیان ایران تبدیل میکند.
این تناقض باعث میشود پرسش بنیادین مطرح شود: آیا ماشه برای جلوگیری از بحران ساخته شد یا خودش بحرانسازتر است؟
پیامدهای فوری برای ایران و جهان چیست؟
اقتصادی: بانکها و شرکتهای بینالمللی حتی قبل از بازگشت رسمی هم محتاطتر شدهاند. حالا انتظار میرود صادرات نفت کاهش یابد و مبادلات بانکی دشوارتر شود.
سیاسی: اروپا و آمریکا میگویند بازگشت تحریمها نتیجه رفتار ایران است؛ ایران هم اروپا را به «بدعهدی» متهم میکند. شکاف دیپلماتیک عمیقتر میشود.
امنیتی: احتمال افزایش سطح غنیسازی یا محدود کردن دسترسی بازرسان آژانس از سوی ایران وجود دارد. این میتواند تنشهای منطقهای را بالا ببرد.
ژئوپولیتیک: روسیه و چین شکست خوردند، اما احتمال دارد همکاری خود با ایران را برای مقابله با فشار غرب بیشتر کنند.
پرسشهای آیندهمحور (FAQ)
س: آیا دیگر راهی برای متوقف کردن تحریمها وجود دارد؟
خیر. بعد از شکست جلسه دیشب، تنها راه تغییر وضعیت توافق سیاسی جدید میان ایران و قدرتهاست.
س: تحریمها تا چه زمانی باقی خواهند ماند؟
تا زمانی که شورای امنیت تصمیم تازهای بگیرد یا توافق جدیدی شکل بگیرد؛ و این میتواند سالها طول بکشد.
س: ایران چه گزینههایی دارد؟
افزایش سطح فعالیت هستهای برای فشار متقابل؛
تقویت همکاری با روسیه، چین و کشورهای غیرغربی؛
طرح اعتراض در مجامع بینالمللی و حقوقی.
س: چرا جلسه دیشب آخرین امید بود؟
چون مهلت ۳۰ روزه ماشه به پایان رسید. بعد از آن، دیگر هیچ قطعنامهای نمیتواند روند خودکار را متوقف کند.
خلاصه اینکه
کشف ما از این روند این است: ماشه نهفقط تهدیدی روی کاغذ، بلکه واقعیتی اجرایی شد. جلسه دیشب نشان داد حتی تلاش قدرتهایی مثل روسیه و چین هم نمیتواند جلوی روند خودکار را بگیرد. حالا همه چیز به آینده واکنشها برمیگردد: آیا ایران مسیر تقابل را انتخاب میکند یا جهان هنوز شانسی برای گفتوگوی تازه باقی گذاشته است؟
یک چیز قطعی است: آخرین امید از دست رفت.