گیجکردن مصرفکننده، پیچاندن مشتری
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
جنگیر کیسه به دوش، با قناری و گربه به اتاقی رفت و پس از نیمساعت بیرون آمد و در مقابل چشمان حیرتزده مرد، قناری را جلو گربه گذاشت. گربه به قناری زل زده بود و سر خود را به اطراف میچرخاند و ابداً کاری به او نداشت و گویی که دوستان قدیم و یاران وفادار هماند. مرد که از نتیجه کار راضی بود دستمزد جنگیر را طبق قرار قبلی تمام و کمال پرداخت کرد و جنگیر بهدنبال کار خودش رفت و تا سالهای سال در آن محله پیدایش نشد. حالا بشنوید از صاحب گربه و قناری که فکر میکرد مشکلش حل شده، آن دو را در خانه تنها گذاشت و با خیال راحت و بیدغدغه از خانه بیرون رفت. شب که به خانه برگشت از قناری جز چند لکه خون و چند مثقالی پر زرد رنگ باقی نمانده بود.
تنها فرق برخی صاحبان صنایع غذایی با آن جنگیر موصوف این است که برای گیجکردن مشتری، و ندیدن مشخصات کامل کالا، به جای کیسه از جایزه استفاده میکنند.
جنگیر برای جلب اعتماد مشتری، با نگاهی به سر و وضع، لباس، لهجه، کلاس اجتماعی و اقتصادی، سطح سواد و جنسیت مشتری، کلیاتی که هر فردی با مشخصات وی میتواند داشته باشد را بازگو میکند: «دستت نمک ندارد، به هرکس خوبی میکنی بدی میبینی، از شریک خیر ندیدهای، به آنچه شایستگی داری نرسیدهای، حقت را از زندگی نگرفتهای، یک مشکلی داری که فکرت را مشغول کرده است، یک کار بزرگی میخواهی انجام دهی که هنوز نتوانستهای و...» بعد که مشتری به دام افتاد، او را به اتاقی پر از دود و بو، رقص نور و صداهای عجیب و غریب میبرد، حرکات عجیب و غریب میکند و به خواندن اورادی که در هیچ زبانی معنایی ندارد و از نظر تلفظ به قدری مشکل است که هیچکس نمیتواند بهخاطر بسپارد مشغول میشود. همه اینها بهخاطر این است که مشتری گیج شده و فرصت دیدن و فکر کردن از وی سلب گردد. این همان کاری است که آن جنگیر موصوف با گربه موردنظر کرد.تولیدکننده مواد غذایی که برای محصول خود جایزه تعیین میکند، با توجه به مشترکاتی که فرودستان جامعه دارند، مانند: نیاز به مسکن، اتومبیل، سفر زیارتی و سیاحتی، مخارج تحصیل، جهیزیه، سرمایه برای شروع اشتغال و... برای محصول خود تعریفی ثانویه میتراشد، اصل جنس را در سایه و حاشیه قرار میدهد و به این طریق مشتری را گیج و خریدار را میپیچاند. در این وضع مشتری، خریدارِ کالا نیست، بلکه خریدارِ «محصولِ ثانویهی موهوم و احتمالیِ آن کالا١» است. این محصول ثانویه موهوم که احتمال دست یافتن هر مشتری به آن براساس علم آمار، مساوی یک تقسیم بر تعداد کل فروش در هر دوره قرعهکشی است، چشمان مشتری را به روی برچسب کالا، ترکیبات و مواد تشکیل دهنده، اصالت جنس، اعتبار تولیدکننده، راستیآزمایی ادعاهای تبلیغاتی و مقایسه با سایر کالاها، از نظر کیفیت و قیمت، میبندد. در این وضع، مشتری توجه نمیکند که چند درصد روغنی که میخرد روغن پالم و پالم اولئین است، برنج را چقدر گرانتر میخرد، اصلاً این برند رب گوجهفرنگی در ایران کارخانه دارد و از گوجه محصول ایران تهیه شده و یا رب را در بشکههای دویست لیتری از چین وارد و با استفاده از ظرفیت دیگر کارخانهها با مارکی که هر کس میتواند با دویستهزار تومان به ثبت برساند بستهبندی کردهاند. پخش مراسم قرعهکشی از رسانه ملی همان ورود خریدار به اتاق پر از دود و بو، رقص نور و صداها و حرکات عجیب و غریب و اورادی است که بهترین متخصصان نورپردازی، مدیران صحنه و دکورسازان با استفاده از تکنولوژیهای روزآمد تدارک دیدهاند. در اینگونه برنامهها به همان شیوه جنگیری، با بکارگیری فن بیان و سحر کلام توسط مجریان و میهمانان برنامه، پرشماری از تماشاگران به جای همسانپنداری با هزارانهزار بازنده، با دو سه نفر برنده همسانپنداری کرده و به خیل دیگر جنزدهها میپیوندند.آیا هنوز وقت آن نرسیده است که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دانشکدههای علوم تغذیه، بازرگانی، مدیریت صنعتی، مدیریت بازرگانی و رشتههای مربوطه، چند واحد درسی درباره جنگیری و فرق آن با تولید و تجارت بگنجاند و این مشکل بین تولیدکنندگان مواد غذایی و مصرفکنندگان را بهطور ریشهای و برای همیشه حل کند؟١-محصولِ محصول از مباحث بسیار زیبا و جذاب بازاریابی است که اگر عمری باقی بود در آینده به آن خواهیم پرداخت.
دیدگاه تان را بنویسید