روزی که کارمندان یک ساعت کار کردند
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامه نیوز، امروز توی اداره چو افتاده بود که علیالحساب وام میدهند. محمدی میگفت: وام را به کارمندان بالای 25 سال و صاحب فرزند و مستاجر که صاحبخانه دارد بیرونشان میکند میدهند و من شرایطش را دارم. صابر میگفت: وام مخصوص مجردهای مرد است که هنوز خواستگاری نرفته کمرشان زیر بار ازدواج خم شده است و من شرایطش را دارم. مرادی میگفت: کارمندانی که یک سال به بازنشستگیشان مانده و یک دختر دم بخت و یک پسر دم بخت دارند این وام را میگیرند و من وام را میگیرم. قاسمی میگفت: وام به کارمندانی تعلق میگیرد که یک فرزند محصل و یک فرزند دانشجو داشته باشد، مثل من. تیموری میگفت: وام مخصوص کارمندانی است که در خانه هفتادمتری از پدر خودشان و مادر زنشان نگهداری میکنند، من واجد شرایط هستم. نعمتی میگفت: وام را به کسانی مثل من میدهند که اگر قاضی حکم بدهد باید برای دو میلیون تومان بروم زندان. ملکی میگفت: وام را به آنها میدهند که در یک قدمی طلاق هستند، مثل من که در یک قدمی طلاق هستم و باید مهریه بدهم.
خلاصه هر کس چیزی میگفت تا خبر رسید که وام در کار نیست. مدتی در سکوت گذشت. یعنی نیم ساعت همکاران کار کردند که احمدی در اتاق را باز کرد و گفت: شنیدهام قرار است بُن کالای دویستهزار تومانی بدهند. احمدی که رفت محمدی گفت: کاش به جای بن پول میدادند میدادیم به صاحبخانه. صابر گفت: بن کالا برای بعد از عروسی خوب است نه حالا که به پول نیاز دارم. مرادی گفت: کاش دو تا بن صدتومنی بدهند یکی را بدهم دخترم یکی را به پسرم. قاسمی گفت: من لنگ پول شهریه بچهها هستم اینها بن میدهند. تیموری گفت: بن خوب است اما وام چیز دیگری است. نعمتی گفت: من که عاقبت باید بروم زندان. بن با وام چه فرقی دارد. ملکی گفت: بن بعد از طلاق به درد نمیخورد. وام بعد از طلاق میچسبد. خلاصه هر کسی چیزی گفت تا خبر رسید که بن هم در کار نیست. مدتی در سکوت گذشت. همکاران نیم ساعت دیگر کار کردند که یعقوبی در اتاق را باز کرد و گفت: شنیدهام قرار است مساعده بدهند. این جمله از دهان یعقوبی بیرون نیامده بود که دو منگنه، دو جای چسب، یک تقویم رومیزی، یک موبایل، یک گلدان و یک مانیتور به سمتش پرتاب شد.
منبع: ایسنا
دیدگاه تان را بنویسید