کد خبر: 242396
تاریخ انتشار :

جوانان عراقی نگران بمب و انفجار،جوان ایرانی نگران از دست‌دادن شغل /قرایی‌مقدم: ناامنی شغلی باعث فرار جوانان از کشور می‌شود

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

آیدین پورخامنه - امنیت اجتماعی به عنوان یکی از نیازهای اولیه انسانی در جوامع، همیشه از اهمیت بالایی برخوردار بوده است چون خود باعث نظم و بقا می‌شود. بر اساس نظر محمد حسن شربتیان، جامعه‌شناس، امنیت اجتماعی (جامعه‌ای) حلقه واسط بین امنیت فردی و امنیت ملی است، که تلاش می‌کند با یک نگاه کلان و جامع، یکپارچگی و انسجام لازم را میان امنیت، شهروندان و حاکمیت بسترسازی کند. در واقع هدف آن است که امنیت را به مثابه فرآیند اجتماعی مطرح سازد که بدون آن اساساً زندگی بی‌معنا و پرخطر است. در مطالعات جامعه‌شناختی باید عنوان کرد که از دو بُعد می‌توان از این نوع امنیت بهره برد. اول اینکه این نوع امنیت در سطح جامعه از حیث ضرورت حیات اجتماعی برای بقای هر جامعه‌ای لازم است؛ دوم اینکه از حیث تأثیرگذاری در کم و کیف امور اجتماعی، سیاسی، دولتی و حکومتی؛ برای جامعه‌ای که با بحران‌ها و مسائلی روبرو است، این پدیده در سطح جامعه لازم است.

جوانان و امنیتی که احساس نمی کنند

ورود به دانشگاه برای تعداد زیادی از جوانان به معنی شروع نگرانی جدیدی است. با توجه به محدودیت استخدام دولتی، شادی قبولی دانشگاه دوام زیادی ندارد. سارا مهندس صنایع است، او بعد از شش سال کار کردن در یک شرکت فروش لوازم پزشکی، مدیر فروش بخش شد. « پیشرفت من در کار خیلی کند بود، هیچ سالی با من قرارداد طولانی مدت بسته نشد. در طول این مدت هر سه ماه قراردادم تمدید می‌شود. همین باعث شده هیچ دورانی آرامش نداشته باشم. با اینکه به خوبی کار می‌کنم و کارفرما از من راضی است. فکر می‌کنم با اینکه خیلی طول کشید تا بتوانم جایگاه شغلی خوبی بدست آورم، در چند ثانیه می‌توانم همه را از دست دهم»

امان الله قرايي مقدم، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه امنیت اجتماعی را زیربنای پیشرفت هر جامعه دانسته و به نامه نیوز گفت:« اولین نیاز اساسی بشر نیازهای فیزیولوژیکی (رفع نیاز به تشنگی، گرسنگی و ...) اوست. نیاز دوم دربارۀ امنیت است. از نظر فردریک هربارت از متخصصان علم مدیریت، عوامل حفظ سلامت روانی جسمی و فکر بر اثر امنیت در جامعه، برای افراد شکل می‌گیرد. بر خلاف تئوری آبراهام مزلو دربارۀ طبقات اجتماعی، دومین نیاز اساسی انسان نیاز به امنیت شغلی، جانی، مالی، روانی و ... است. بنابراین چه جامعه و چه فرد باید از تمام جنبه‌های امنیت برخوردار باشند.»

قرایی‌مقدم نقش امنیت در زندگی جوانان را بیشتر از زندگی افرادی که تجربۀ بیشتری دارند دانست و گفت:« جوانان چون تجربه ندارد، با اندک ناامنی حکم کلی صادر می‌کنند. چنین جامعه‌ای نمی‌تواند رشد و توسعه پیدا کند. از لحاظ جامعه‌شناسی هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند رشد و توسعه پیدا کند مگر اینکه امنیت داشته باشد. این در همه جنبه‌ها حاکم است. فردی که وارد فعالیت‌های اقتصادی می‌شود باید احساس امنیت داشته باشد که سرمایه‌اش دزدیده نمی‌شود، امنیت قضایی دارد، امنیت سیاسی دارد. وقتی تمام اینها بود فرد امنیت روانی بدست می‌آورد. ولی امروز اصلاً مشخص نیست وقتی فردی سرمایه‌گذاری می‌کند چه بر سر سرمایه‌اش خواهد آمد. در همین ارتباط کسی به چک‌هایی که او استفاده می‌کند، اعتماد نخواهد داشت و همینطور روابط بر هم تاثیر خواهند گذاشت.»

چرا احساس امنیت شغلی نداریم؟

پیر مرد بازنشسته هم از کسانی است که در تمام سال‌هایی که کار می‌کرد همواره نگران از دست دادن شغل و آرامش زندگی بود:«من هیچ وقت احساس امنیت شغلی نکردم. از بالاترین مسئولیت تا رفتگرها برای هیچکس امنیت وجود ندارد. هیچ وقت نمی‌توانی با اعصاب راحت کار کنی، همیشه فکر و ذهن تحت تنش است. در حالی که مهمترین اصل در زندگی، امنیت شغلی و اجتماعی است ولی همه را می‌توان تحت تاثیر امنیت اقتصادی دانست. امنیتی که فقدانش ذهن و اعصاب را از بین می‌برد. تنها راهی که بعضی رفتند این بود که می‌توانستم در زمان کم خود را ببندم. من تحصیل کردم، کار خود را از هیچ شروع کردم. ساعت کار نداشتم، تا روزی16 ساعت کار می‌کردم. بدون تعطیلی هرچه کارفرما می‌گفت را انجام می‌دادم ولی هیچ وقت مطمئن نبودم که تا چند ماه بعد کار خواهم داشت. در آخر هم وقتی کار به مرحله‌ای می‌رسید که کمی سبک می‌شد باید به حسابداری می‌رفتم.»

قرایی مقدم می‌گوید:«اگر می‌خواهیم که جوانان در این کشور مانده، کار و فعالیت کنند، برای توسعه کشور تلاش کنند، باید برای آنها امنیت اجتماعی، شغلی، سیاسی و روانی ایجاد کنیم. وقتی جوان از محیط امن خانواده و از جمع دوستان وارد محیط کار می‌شود، اگر ببیند که امنیت وجود ندارد کشور را به مقصد جایی که امنیت پیدا کند، ترک خواهدکرد. بنابراین اساس توسعه امنیت است. حتی در جامعه ما براساس سلیقه شخصی کارفرما شخص را اخراج می‌کند. در صورتی که براساس تئوری ماکس وبر جامعه‌شناس آلمانی، انتخاب، غیرشخصی، بلکه تخصصی است و باید بر اساس قوانین و مقرات باشد. پس پست‌های مدیریتی باید به صورت تخصصی انجام گیرد. اگر مدیر انتخابی در این مسئولیت می‌کند، نه براساس سلیقه شخصی، بلکه باید بر اساس معیارهای تعیین شده باشد. این ضعفی است که بدترین آسیب‌ها را بر جامعه ما وارد می‌کند، بدبینی سیاسی و اجتماعی به وجود می‌آید.»

امنیت هیچ پیش شرطی لازم ندارد

قرایی‌مقدم با بیان اینکه برای امنیت نباید هیچ پیش شرطی در نظر گرفت، اظهار داشت :« زن و مرد، جوان ومسن، مهاجر و بومی باید امنیت داشته باشند. کشور ما امروز از لحاظ امنیت جانی و آرامش، جزیره آرامش است. هیچ کشوری در منطقه به اندازۀ ما امنیت ندارد. ولی این مساله در مورد امنیت داخلی صادق نیست، اینجا انفجار بمب یا ترور مساله نیست. مثل افغانستان و عراق درکشور ما جنگ نیست ولی امنیت شغلی وجود ندارد. جوانان احساس امنیت نمی‌کنند به همین دلیل کار هم درست انجام نمی‌دهند. به دلیل اهمیت بالای آینده کشور باید به این مساله رسیدگی شود.»

خانه داری؛ شغلی با امنیت بالا

زن با دو کیسه پر از میوه و سبزیجات بین غرفه‌های بازار تره‌بار سرک می‌کشد. از 19 سالگی ازدواج کرد و حالا نزدیک به 40 سال سابقه خانه‌داری دارد. « شغل من خانه‌دار است‌. هیچ کس حاضر نیست کار را از دستم خارج کندد. این شغل نه حقوق دارد، نه تعطیلی، نه عاشورا را قبول دارد و نه برای ایام عید تفاوتی قائل است. در عوض امنیت و آرامش در آن حاکم است. اگر یک هفته خانه را جارو نکنم، کسی این کار را بهتر از من انجام نخواهد داد. با یک یا چند بار بد مزه پختن غذا کسی زیر آب من را نمی‌زند. مسئولیت خانه‌داری همیشه بر عهده من خواهد بود. »

قرایی‌مقدم امنیت اجتماعی را مرتبط با همه مراحل زندکی افراد دانسته و بیان کرد:«جوانی که امنیت شغلی ندارد، چطور می‌تواند ازدواج کند. نبود امنیت شغلی برای افراد متاهل، آمار طلاق را بالا می‌برد. آمار جرم و اعتیاد بالا می‌رود. وقتی فرد برای فردای شغلی خود احساس امنیت نمی‌کند، چطور می‌تواند برای خانواده و جامعه مفید باشد؟ فرد وقتی به کار علاقه پیدا می‌کند که امنیت داشته باشد. حفظ امنیت از عوامل بهداشتی است؛ باید بهداشت روانی و ذهنی جامعه تامین شود.

مرد میانسال بعد از 12 سال کار کردن در شرکت‌های دولتی و خصوصی می‌گوید: «احساس امنیت شغلی تنها برای کارمندان دولت است. بخش خصوصی امنیت شغلی ندارد. من اگر احساس می‌کردم که با کارم یکی هستم، اصلا کار را برای خود می‌دانستم. اوایل اینطور بود ولی عملاً دیدم که اشتباه می‌کنم. فقط حقوق ماهیانه است که برای من می‌ماند. البته امنیت شغلی که کارمندان دولت دارند خوب نیست چون آنها اصلا کار نمی‌کنند. باید به صورتی باشد که نه وضعیت شرکت‌ها متزلزل باشد و نه آنقدر ثابت که به کار کردن یا نکردن کسی توجهی نشود. در جامعه از هیچ نظر امنیت احساس نمی‌کنم، این از من آدمی عصبی می‌سازد که فقط به فکر خود و خانواده خود است تا بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد.»

عدم وجود امنیت اجتماعی در افراد تاثیرگذار است. این اثر بر روی بازده کاری و زندگی خصوصی قابل مشاهده خواهدبود. افزایش فردگرایی و کاهش حس نوع‌دوستی می‌تواند از عوامل فقدان امنیت اجتماعی باشد. بر اساس نظر گیدنز جامعه‌شناس، نظام امنیت بنیادین، منشاء احساس امنیت وجودی است. از نظر هستی‌شناختی، ایمن بودن یعنی در اختیار داشتن پاسخ‌هایی در سطح ناخودآگاه و خودآگاهی عملی برای بعضی پرسش‌های وجودی بنیادین که همه آدمیان در طول عمر خود به نحوی مطرح کرده اند. امنیت هستی شناختی، دلالت بر نوعی احساس تداوم پایداری در فرد دارد که مستلزم وجود اطمینان به استمرار و دوام محیط اجتماعی و هویت شخصی است که این امر، پیوند وسیعی با میزانی از اطمینان، اعتماد اجتماعی و امنیت اجتماعی دارد.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما

نیازمندی ها