افت اخلاقیات در جامعه ایرانی؟!
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
سهند ایرانمهر در کانال خود در تلگرام می نویسد: به گزارش نامه نیوز، طی پژوهشی که از سوی شورای اجتماعی کشور تحت عنوان « پیمایش ملی سرمایه اجتماعی» انجام شده است پنداشت مردم در مواردی چون«صداقت»، «امانتداری» و «درستکاری» طی دو پیمایش سال های ۸۴ و ۹۳ را با افت و فرسایش زیادی مدعی است که طی این بازه زمانی به شدت افت کرده است. لذا به نظر می رسد افت برخی اخلاقیات در جامعه ایرانی جدی است. مجله اینترنتی "انسان"به منظور ترسیمِ وضعیتِ فعلیِ جامعۀ ایران و ارائه تصویری دقیقتر از شرایط حاکم بر جامعه، مجموعه جستارهای پروندهمحوری، با عنوان «رصد اخلاق و دین» در حوزههای گوناگون فرهنگ و اجتماع تهیه کرده است که نام یکی از این پرونده ها "دروغ " است. متن ذیل بخشی از مقاله دکتر محمدامین قانعی راد، رئیس سابق انجمن جامعهشناسی ایران با عنوان:"جامعه شناسی دروغ" است: ✔️دروغهای نهادی باید به این نکته مهم اشاره کنم که دروغ گفتن تنها زبانی نیست بلکه دروغ گفتن به معنای ناراستی است و ناراست بودن ابعاد مختلفی مانند ناراستی زبانی و رفتاری دارد. به عنوان مثال در نمای بیرونی ساختمانهای قوه قضائیه فرشتهای است که یک ترازو و شمشمیر به دست
دارد و چشمانش را بسته و میگوید من با بی طرفی تمام عدالت را در جامعه برقرار میکنم، اما شما میبینید که در جامعه روز به روز بی عدالتی گسترش پیدا میکند؛ ما ستاد مبارزه با مواد مخدر و ستاد مبارزه با فساد اقتصادی داریم اما وضعیت مواد مخدر و فساد اقتصادی در حال گسترش است یا صدا و سیما که نام خود را رسانه ملی گذاشته مدام شکاف و انشقاق بین ملت ایجاد می کند. می گوییم بانکداری اسلامی، اما وام هایی با سود بالا به مردم پیشنهاد می کنیم، در همه این موارد شاهد ناراستیها و دروغ های نهادی هستیم؛ در بسیاری از موارد همین دروغهای نهادی است که دروغگویی را نه به صورت آگاهانه بلکه به صورت طرح درس پنهان به مردم آموزش می دهند و افراد را به طرف دروغگویی سوق میدهند. نهادهای ما در حال تولید دروغ هستند و متأسفانه متوجه هم نیستند که در چه مسیر خطرناکی افتادند، از سوی دیگر متوجه پیامدهایی اخلاقی دروغ خود بر جامعه نیستند و نمی دانند چطور موجب ایجاد شکاف در اعتماد اجتماعی و رواج دروغ در جامعه می شوند به گونه ای که دروغ به صورت بخش تفکیک ناپذیری از زندگی روزمره مردم در میآید. ممکن است روزی شرایطی پیش بیاید که علی الظاهر هیچ کسی
دروغ نمیگوید، اما اگر در یک لایه عمیق تر نگاه کنید میبینید که همه دروغ میگویند و همه از این دروغ خرسند هستند و در کنار زندگی میکنند. دروغ در جامعه حالت سیستماتیک دارد و در ابعاد و زمینههای مختلفی خود را نشان میدهد؛ دروغ «شناخی، زبانی، رفتاری، عاطفی و نهادی» و در مورد همه اینها می توان بحث کرد؛ اما می خواهم بگویم دروغ شناختی زمانی رخ می دهد که آنچه ذهن های مردم و مسوولین می بینند با واقعیت ها فاصله دارد، ذهن قرار است بازتاب واقعیت باشد، اما افراد به گونهای می اندیشند که با واقعیت متفاوت و جهت دار است؛ در این مورد درواقع ما یک نوع فاصله روانشناختی و ذهنی از واقعیتها داریم و به یک معنا دچار توهم هستیم؛ بخشی از جامعه و مسئولین در این فرآیند درگیر هستند و بدون این که خودشان گمان کنند دروغ میگویند. دروغ گفتن تنها این نیست که واقعیت را نگویید و ضد واقعیت را بگویید، گاهی ممکن است واقعیت را بگویید اما به قدری این واقعیت را بزرگ کنید که دچار دروغ شوید. به طور کلی همه ما به نحوی درگیر دروغ شدیم؛ گاهی افراد در موقعیت تنش میان دو آرمان اخلاقی و آرمان مربوط به زندگی شخصی خود قرار می گیرند، با آگاهی دروغ می
گویند و می خواهند مشروعیت و موقعیت خود را حفظ کنند؛ به این افراد که می دانند دارند دروغ می گویند می شود امیدوار بود، اما اگر فردی رسید به این شرایط که دروغ بگوید و فکر کند که دروغ نمیگوید، شما از نجات یافتن چنین افرادی باید قطع امید کنید. بدترین نوع درگیر شدن دروغ این است که دروغ بگویی و ندانی که دروغ میگویی.
دیدگاه تان را بنویسید