کد خبر: 470489
تاریخ انتشار :

رفتار وحشیانه و مستانه 2 دوست تهرانی در پشت بام + عکس

رفتار وحشیانه و مستانه 2 دوست تهرانی در پشت بام + عکس
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

رفتار وحشیانه و مستانه 2 دوست تهرانی در پشت بام + عکس
رسیدگی به این پرونده از سی و یکم تیرماه سال 95 به دنبال کشته شدن پسر 30 ساله ای به نام امین در پشت بام خانه شان در خیابان تهرانپارس در دستور کار پلیس Police قرار گرفت. مادر امین که به شدت گریه می کرد به پلیس گفت: پسرم تا دیروقت در پارک بود. آخر شب همراه یکی از دوستانش به فرهاد به خانه برگشت و آنها به پشت بام رفتند.اما چون مدت طولانی بود در پشت بام بودند نگران شدم و به آنجا رفتم که با جنازه پسرم روبه رو شدم. شک ندارم که فرهاد پسرم را کشته و گریخته باشد.
به گزارش نامه نیوز در حالی که هنوز جنازه به پزشکی قانونی منتقل نشده بود فرهاد به محل جنایت Crime بازگشت و از سوی پلیس بازداشت شد. وی به کشتن Killing دوستش در حال مستی اعتراف کرد.
وی دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی Judge محسن زالی بوئینی و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستاد.
در ابتدای این جلسه پدر و مادر مقتول برای فرهاد حکم قصاص خواستند.
سپس فرهاد 24ساله در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: قبول دارم دوستم را کشتم اما حالا پشیمانم.
وی در تشریح جزییات ماجرا گفت: من و امین سالها بود که با هم بچه یک محل بودیم. چون هر دو کبوتربازی می کردیم با هم صمیمی تر شده بودیم. اما دو سال قبل از دوستانم شنیدم که امین پشت سرم حرف های نامربوط زده است. من از او ناراحت شدم و کینه اش را به دل گرفتم. می خواستم در فرصتی مناسب این ماجرا را تلافی کنم اما امین برای زندگی به شمال کشور رفت و من دیگر او را ندیدم.
وی ادامه داد: یک روز قبل از این ماجرا از بچه های محل شنیدم که امین به تهران برگشته است. دنبال فرصتی بودم تا او را ببینم که در پارک سر خیابان با او روبه رو شدم. امین مست بود که من هم در پارک مشروب خوردم. او مرا به خانه شان دعوت کرد تا کبوترهایش را ببینم. من هم همراه او به پشت بام خانه شان رفتم. آنجا بود که بحث حرف های گذشته را مطرح کردم و به خاطر حرف هایی که پشت سرم زده بود به او اعتراض کردم. اما امین ادعا کرد دروغ می گویم و حرفی پشت سرم نزده است. ما هر دو مست بودیم که با هم درگیر شدیم. چون همیشه امین چاقو در جیب داشت از ترسم زودتر چاقویی را که همراه داشتم بیرون کشیدم و یک ضربه به سینه او زدم.
وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود گفت: باور کنید من قصد قتل Murder نداشتم و تحت تاثیر مصرف مشروب دست به چنین کاری زدم.من از ترسم بلافاصله به خانه برگشتم و لباس های خونی را عوض کردم.اما دوباره تصمیم گرفته به پشت بام خانه امین بروم و ببینم حالش چطور است که همانجا دستگیر شدم.
منبع: تسنیم

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما

نیازمندی ها