تحلیل عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی از نقش ایران در بازارهای جهانی نفت/ فضای روانی علیه ایران، شکسته است
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
*کارشناسان بازار نفت می گویند 12 عضو اوپک برای ایجاد یک تغییر قابل توجه در قیمتهای نفت باید دستکم روزانه یک میلیون بشکه از تولید خود بکاهد. با توجه به شرایط دیپلماتیک و سیاسی و همچنین فضای حاکم بر اقتصاد جهان و منطقه، این امر تا چه حد قابل دستیابی است؟
از مواضعی که کشورهای اصلی صادرکننده اوپک اتخاذ کرده اند، می توان دریافت که بعید است چنین کاهشی رخ دهد. حتی ما که متقاضی کاهش تولید و دنبال آن هستیم، خودمان این ظرفیت را نداریم که جلودار این کاهش سقف تولید شویم و بگوییم از سهمیه ما کم میند. البته نه از ایران با توجه به فروش یک میلیون بشکه ای در اثر تحری ها، انتظار است که چنین کند نه ایران حاضر است ظرفیت خود را کاهش دهد. پس فضای فعلی را واقعی باید دید. اما در کنار آن، همین که حرف آن زده شود و نوعی اجماع میان اعضای اوپک رخ دهد ، حتی در مواضع ظاهری و رسانه ای سخن از لزوم تثبیت بازار با کاهش یا ثبات تولید به میان آید، بازار به سمت آرامش و رشد نسبی خواهد رفت. حتی اخیرا عربستان سعودی هم مواضع منفی نگرفته است. پس در عمل ممکن است حتی در صورت توافق برای کاهش، اعضا به سمت کاهش عرضه نروند اما توافق اعضا باعث تثبیت بازار خواهد شد. مشکل کاهش تقاضا به دلیل تردید بازار و بی ثباتی آن است که روند کاهشی را شدت بخشیده است. جلسه قریب الوقوع اوپک ممکن است سقف و کف فروش را تعیین کند و این سبب خواهد شد تا معاملات اصطلاحا حرکت کند.
*میان وضعیت دیپلماسی ایران، و موقعیت در اوپک و به طور کلی بازار جهانی انرژی چه نسبتی برقرار است؟
ظرفیت تولید کشورهاست که در اوپک «حرف» می زند و عامل تعیین کننده برای جایگاه و وزن اعضاست. وقتی تولید ما زیر سه میلیون بشکه در روز است نمی توانیم با کشوری که 12 میلیون بشکه ظرفیت دارد، رقابت کنیم یا ادعا کنیم از توان یکسان برای اثرگذاری بر دیگر اعضا برخورداریم. در بازار نفت ظرفیت تولید امتیاز دارد و به کشورها اجازه می دهد بتوانند از موضع بالاتر سخن بگویند . پس با توجه به شرایط فعلی ایران، حرف چندانی نیست. اما از سوی دیگر ارتباطات با مجموعه اوپک و کشورهای آمریکای لاتین برقرار است و ایران عضو قدیمی اوپک است پس می توان به قدرت لابی گری کشورمان امید داشت.
*منظورم این است که وضع تولید ایران در دوران احمدی نژاد - پیش از تحریم ها- بالا بود اما اثری از آن قدرت چانه زنی در جلسات اوپک دیده نمی شد. در عین حال امروز که تولید و فروش نفت ایران شرایط مطلوبی ندارد با توجه به تلاش برای بازسازی سیاست خارجی در دولت روحانی و کاربلد بودن زنگنه، شرایط به سمت همگرایی بیشتر می رود. نظر شما این است که هر دو حالت، یکسان است؟
البته که تفاوت هایی وجود دارد. اعراب منطقه می بینند که ایران در حال تلاش برای بازگشت به بازار و مذاکره با همه طرف هاست می کند و احتمال اینکه موضوعات خود را با قدرت های بزرگ حل کند، دور از ذهن نیست. اگر توافق جامع هسته ای منعقد شود یا حتی توافقی مقدماتی شکل بگیرد، ماهیت خاورمیانه عوض می شود و دیگر خاورمیانه قدیم نخواهد بود. اعتماد به نفس ایران بیشتر خواهد شد و قدرت منطقه ای آن به شدت افزایش می یابد. این موضوعی است که کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای آن را می دانند. نشانه آن هم اینکه اخیرا در اجلاس اضطراری شورای همکاری خلیج فارس در ریاض که عمان هم شرکت نکرده بود، با پادرمیانی کویت ، قطر و عربستان اختلافات را کاهش دادند و دو موضوع را بررسی کردند. نخست مساله داعش و دوم، توافق احتمالی ایران با غرب. اینکه کشورهای عربی در این صورت چه باید بکنند؟ بعد هم دیدیم اعراب موضع گیری کردند که اگر ایران دسترسی هسته ای داشته باشد ما هم باید به آن دسترسی داشته باشیم. آنها نقش ایران را فراتر از رقابت نفتی می دانند.
*چند روز قبل بهای سبد نفتی اوپک بار دیگر رکورد کمترین رقم خود در سالجاری میلادی را شکست و 15/75دلار معامله شد. از 19ژوئن که قیمت سبد نفتی اوپک 26/110دلار بوده تاکنون (ظرف مدت پنجماه) 35دلار از ارزش خود را از دست داده است. سازمان کشورهای تولید و صادرکننده نفت اوپک، در آخرین بهروزرسانی سایت خود اعلام کرد، هر بشکه سبد نفتی این سازمان، حدود 75دلار معامله شد . یکی از موضوعاتی که هنوز هم تایید می شود این است که تحرک دیر هنگام برای کاهش سقف تولید نفت توسط کشورهای عمده تولید کننده اوپک، عامل این وضعیت است تا به ایران یا روسیه، فشار وارد شود اما برخی کارشناسان و از جمله شما، این موضوع را «تک عاملی» نمی دانید. دلیل آن چیست؟
بله حتما تک عاملی نیست و مجموعه عوامل سبب چنین مساله ای شده است. باید برای تحلیل شرایط موجود، عوامل بنیادین عرضه و تقاضا، قدرت گرفتن دلار، تلاش امریکا برای نفت جاگزین یا همان «شیل اویل» را مد نظر داشت و البته عوامل سیاسی هم می توانند نقش ایفا کنند. اما اینکه گفته شود عربستان و امریکا ائتلاف کرده اند تا با شکستن قیمت نفت، ایران و روسیه ضرر کنند، دور از ذهن است. چطور ممکن است چنین اتفاقی رخ دهد در حالیکه عربستان خود نیز از این ماجرا ضرر هنگفتی می کند و امریکا هم خیلی دلش نمی خواهد رقیب اقتصادی او یعنی چین، از این کاهش قیمت سود کند. رقیب اقتصادی امریکا روسیه که نیست، چین است! تحلیلی خواندم که این کشور 85 درصد از این کاهش قیمت سود برده است و هند هم همینطور. امریکا اساسا علاقه مند نیست چین، هند و اروپا در رقابت اقتصادی، دست برتر را پیدا کنند پس موضوع ائتلاف عربستان و امریکا، با این شدتی که برخی مطرح می کنند ، منطقی نیست. هنوز هم اعتقاد دارم عوامل روانی بازار در کنار واقعیت های عرضه و تقاضا، نفت سه رقمی را به قیمت فعلی رسانده است. کاهش قیمت، تنها محدود به قیمت نفت اوپک نیست. قیمت نفت جهانی هم همچنان به روند نزولی خود ادامه داده و به 78 دلار رسیده است. هر بشکه نفت برنت دریایشمال حدود 78 دلار معامله شده و نفتخام آمریکا نیز حدود 74 دلار در هربشکه فروخته شده است. این یعنی وضعیت برای ایالات متحده هم در این بازار مطلوب نیست.
*رویترز علت کاهش مجدد قیمت نفت را دو عامل ذکر کرده؛ یکی اینکه اقتصاد ژاپن بهعنوان چهارمین کشور واردکننده نفت جهان وارد دوره رکود اقتصادی شده است , احتمال افزایش تقاضا برای نفت در جهان کاهش یافته است. عامل، دیگر گزارشهایی است که نشان میدهد احتمال بازگشت مجدد قیمتها به ارقام قبلی بهزودی میسر نمیشود. از جمله این گزارشها گزارشی است که اوایل هفته جاری آژانس بینالمللی انرژی منتشر و در آن اعلام کرد تا پایان سال2015 روند قیمتهای جهانی نفت نزولی است و قیمتها بهزودی به جای اول بازنمیگردد . با این قطعیت می توان گفت قیمت ها صعودی نخواهد شد؟ احتمال کاهش سقف تولید اوپک، قیمت ها را تکان خواهد داد؟
مدیر عامل «لوک اویل» روسیه، تعبیر جالبی درباره بهای نفت دارد و می گوید « قیمت نفت را خدا تعیین می کند». منظور او عوامل مختلف سیاسی، روانی، منطقه ای، آب و هوایی ، کشف دانش های جدید و وضعیت رشد اقتصاد جهانی است. هیچکس پیش بینی نمی کرد نفت سه رقمی به سطح امروز برسد. تنها کسی که پیش بینی کرد آقای دکتر فشارکی بود که گفت قیمت به 70 دلار بر می گردد. وقتی صندوق بین المللی پول هشدار داد که ممکن است اقتصاد جهانی به دوران روکود برگردد و رشد، مطلوب نیست و آنچه پیش بینی می شد محقق نشده است در دنیا نگرانی ایجاد شد . همین سبب شد پیش بینی افزایش تقاضای نفت هم احتمالا تحقق نیابد چرا که در حال حاضر هم 250 هزار بشکه در روز، کمتر از پیش بینی بوده است. با توجه به این وضعیت، تقاضای جهانی هم ناچارا تعدیل شده است. اقتصاد چین هم به عنوان اقتصاد پیشرو دچار معضلاتی شده است و هم تورم و هم بحران مسکن و برخی مسائل داخلی دیگر، گریبان این غول اقتصادی را گرفته است. اینها دست به دست هم داده است. البته با قطعیت نباید درباره نفت سخن گفت اما پیش بینی من این است اگر اوپک موضع واحدی اتخاذ کند بازار تثبیت شده و قیمت نفت به 80 تا 85 دلار بر می گردد و تثبیت می شود.
*اشاره کردید تصمیم احتمالی اعضای اوپک در نشست آتی این سازمان در اواخر این ماه میلادی، تا چه اندازه اثر گذار است. بهتازگی تحرکاتی نیز از سوی کشورهای عضو این سازمان دیده شده است ازجمله اتحاد الجزایر و ونزوئلا برای دفاع از قیمت نفت یا سفر اخیر وزیرخارجه ونزوئلا به ایران . آیا بدون ارتباط قوی دیپلماتیک ایران و عربستان، وضعیت بازار نفت تغییر خواهد کرد؟
دقیقا این مساله ای است که به دلایلی که برای من هم معلوم نیست، مغفول مانده است. دفعه قبل که به مشکل جدی در قیمت جهانی نفت برخورد کردیم، اوایل دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی بود که بودجه با نفت 9 دلار بسته شد. بعد که به دلیل دیپلماسی قوی دولت اصلاحات به ویژه در حوزه عربستان، ما شاهد همکاری دو کشور، بهبود مناسبات و هماهنگی در اوپک بودیم اتفاقات خوبی افتاد و نفت به حدود 20 دلار رسید. سوالم این است حالا که رسما از ابوبکر بغدادی که فکر می کردند مرده است، دو ویدئو منتشر شده و علیه دو جریان موضع گیری کرده است؛ یکی سران عربستان و دوم شیعیان، چرا به سمت همگرایی نمی رویم؟ حاکمیت فعلی عربستان، بهتر از آن است که بخواهیم با القاعده یا داعش طرف باشیم چرا که با وجود اختلافات موجود، منطقی ترین آدم هایی هستند که می توان با آنها گفتگو کرد. حساس کردن حکام سعودی، یکی دیگر از اشتباهات دیپلماتیک احمدی نژاد بود . آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از روی کار آمدن دولت دکتر روحانی صراحتا اعلام کرد آماده است ظرفیت خود در این حوزه را به سود مجموعه نظام به کار بگیرد مشروط بر اینکه دستور کار و اختیارات ایشان در دیدار با پادشاه و مقامات عربستان، مشخص باشد. در شرایطی که این مذاکره و بهبود رابطه در موضوع حیاتی نفت، امنیت منطقه خلیج فارس و مبارزه با افراطی گری و البته موضوع هسته ای مورد نیاز است چرا عده ای نمی خواهند این ظرفیت مورد استفاده قرار بگیرد و برخی به دنبال عناد و کارشکنی هستند؟
*وزارت نفت احتمالا تا زمان برگزاری جلسه عادی اوپک در اواخر هفته صبر کرده و تقاضای جلسه فوق العاده نداشته چون همانطور که گفتید ایران آماده کاستن از همین تولید متوسط فعلی نیست. برخی تحلیل ها هم اشاره به مذاکرات هسته ای تا 3 آذر داشت و اینکه شرایط تا آن موقع روشن خواهد شد. آیا امروز شرایط سیاسی ، دیپلماسی و وزن ایران با توجه به تحریم ها به گونه ای است که بتواند نظر دیگر کشورها را جلب کند؟
من فکر می کنم ما در این اجلاس اوپک می توانیم دست برتر را داشته باشیم. مذاکرات ایران و 1+5 قطعا شکست نمی خورد و طرفین هرگز به پیش از مذاکرات بر نمی گردند چون راه بسیار سخت و پیچیده ای طی شده است. ممکن است به ساعت صفر برگردد و با مدتی توقف، از سر گرفته شود یا به احتمال قوی تر، مدتی تمدید شود. در عین حال توافق در کلیات و ادامه مذاکره برای جزئیات هم دور از ذهن رفته است. اینکه کری پیش از سفر روز گذشته خود به وین برای دیدار با دکتر ظریف، به فرانسه رفت و با لوران فابیوس دیدار کرد، اهمیت مذاکره برای ایالات متحده را نشان می دهد. فرانسه عضو شورای امنیت است و هنگام بستن توافق ژنو، به دلیل نزدیکی به لابی رژیم اسرائیل، نقش مخرب داشت. در عین حال اینکه بخواهیم همه تحریم ها لغو شود، امر بسیار دشواری است. در شورای امنیت هر کدام از 5 کشور دائم مخالفت کنند، تحریم ها می تواند لغو نشود. آن روز که همه عقلا و صاحبنظران تاکید داشتند روند دولت اصلاحات در مذاکره با اروپا را ادامه دهید و نگذارید پرونده به شورای امنیت برود، از مکانیزم پیچیده بیرون آمدن پرونده خبر داشتند. اما احمدی نژاد می گفت اینها کاغذ پاره است و قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان پاره شود. عراق هنوز از همه تحریم های دوران صدام خارج نشده است. بند 7 منشور سازمان ملل در قطعنامه 1929 که آخرین قطعنامه بود، مورد استفاده قرار گرفت و همه چیز ایران تحریم شد. برای همین بسیار دشوار است که طرف ها بر سر لغو یکجای تحریم ها توافق کنند اما اگر مذاکرات تمدید شود یا برود به «ساعت صفر» ایران به جهان ثایت کرده به تعهدات خود پایبند است، به دنبال سلاح هسته ای نیست و فضای روانی دوران احمدی نژاد علیه ایران، با تلاش دولت دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده از بین رفته است. این یعنی ایران در بسیاری از معادلات اقتصادی هم وضع بهتری خواهد داشت و این شامل بازار نفت و گاز و پتروشیمی هم خواهد شد.
*شما یک فعال اقتصادی هستید و تجربه کار مدیریتی در این حوزه را دارید. امروز صحبت از بستن بودجه سال آینده با نفت 80 دلاری است و موضوعاتی درباره میزان درآمد دولت و تعهدات و کسری بودجه مطرح است. بهترین راهبرد برای اداره کشور در سال پیش رو چیست؟
دولت قاعدتا دست خیلی بازی برای تحرک اقتصادی ندارد و خیلی نمی تواند هزینه های جاری را کاهش دهد . در عین حال منابعی برای بودجه عمرانی هم نمی ماند. به نظر من دولت نباید هزینه های عمرانی را افزایش دهد بلکه باید بدهی های خود به بخش خصوصی را بپردازد و نوع نگاه به پروژه های عمرانی را تغییر دهد. مردم می توانند راه بسازند، کارخانه بسازند و دولت، «خرید خدمت» انجام دهد . اگر تیم اقتصادی دولت فضا را آماده کنند، پول در جامعه وجود دارد. بله دولت پول ندارد اما 650 هزار میلیارد تومان، ججم نقدینگی کشور است. دولت می تواند حامل های انرژی و هم ارز مبادله ای را کمی رشد دهد. در عین حال من معتقدم بودجه چندان در اقتصاد ما دخیل نیست . آنچه باعث رشد اقتصاد ما شده بود نه بودجه عمرانی و نه بودجه عمومی بلکه بیشتر حاصل «فاینانس» بوده که خارج آمده است. ما با بودجه دولتی هیچ کارخانه بزرگ فولاد، پتروشیمی و پالایشگاهی نساختیم. اگر دولت بتواند روابط بین الملل را همچنان بهبود ببخشید و منابع خارج از کشور به ایران بیاید می تواند اشتغال حاصل از تولید را فراهم سازد و هم ارزش افزوده لازم را ایجاد کند.
منبع: جهان صنعت
دیدگاه تان را بنویسید