کد خبر: 772859
تاریخ انتشار :

بیژن عبدالکریمی:

نیرو‌های انقلاب جلوی اولیگارش‌ها بایستند

بیژن عبدالکریمی گفت: برای تحقق عدالت نیرو‌های انقلاب جلوی اولیگارش‌ها بایستند

نیرو‌های انقلاب جلوی اولیگارش‌ها بایستند
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

بیژن عبدالکریمی، جامعه‌شناس سیاسی :این کلمه «شوک مثبت» آدم را یاد تعبیر «شوک‌درمانی» می‌اندازد که در روان‌شناسی به کار می‌رود. همان‌طور که خانم نائومی، خبرنگار مشهور کانادایی در کتاب «شوک» نشان می‌دهد، این کلمه شوک‌درمانی ایده‌ای بود که از روان‌شناسی به حوزه اقتصاد آمد. این ایده‌ای بود که پاره‌ای از پژوهشگران سازمان سیا روی آن کار می‌کردند که چگونه بتوانند ذهن زندانی را با هیپنوتیزم و بعد با شوک الکترونیکی پاک کنند و هر چیزی را که خواستند، القا کنند. 

بر اساس چنین بستری، آنچنان که خانم نائومی در کتاب «شوک‌درمانی» توضیح می‌دهد، شوک‌درمانی در واقع در حوزه اقتصاد نیست. پاره‌ای از اقتصاددان‌ها این ایده را گرفتند که ما می‌توانیم با شوک‌درمانی مشکلات را حل کنیم و این، به اعتقاد من، سیاست‌هایی بود که در نظام به‌اصطلاح جهانی‌سازی و بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی یا سازمان جهانی پول، به کشور‌های دیگر بر اساس ارزش‌های لیبرالی دیکته شد. خیلی از روشنفکران و دولتمردان ما، این‌ها را بدون هیچ‌گونه تأملی، تکرار می‌کنند.

این سیاست‌ها هیچ‌وقت به نفع ملت‌ها نبوده، به‌خصوص که ما یک کشور خاورمیانه‌ای هستیم. خود کشور‌های لیبرالی و غربی، یعنی کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا، هیچ‌وقت این سیاست‌ها را به تمامی اجرا نکردند. به‌خصوص که ما در شرایط جنگی هستیم؛ در شرایط تحریم هستیم؛ در شرایط مقاومت هستیم و ساختار‌های اقتصادی ما به‌هیچ‌وجه با ساختار‌های اقتصادی اروپا و بازار آزاد اروپا سازگار نیست. 

 این فرمول‌ها در واقع در جامعه ما، آنچنان که از زمان آقای رفسنجانی تا امروز نشان داده، همواره نتایج زیان‌باری داشته؛ با تورم دورقمی مواجه بوده، سفره مردم کوچک‌تر شده و امروز با یک شرایط بحرانی مواجه هستیم. نمی‌دانم چرا حاکمیت و دولت هر دو نمی‌خواهند تجدیدنظر بکنند. 

 هیچ‌کس در طول تاریخ نگفته من طرف‌دار بی‌عدالتی هستم. همه انسان‌ها از عدالت صحبت می‌کنند، اما مسئله اینجاست که عدالت چیست و چگونه می‌توان عدالت را در روزگار ما محقق کرد؟ دیگر عدالت یک دعوت اخلاقی نیست. ما نیاز به نهاد داریم و نیاز به فلسفه اقتصاد سیاسی و نیاز به استراتژی داریم. متأسفانه مفهوم عدالت صرفاً در سطح یک آرمان و یک ایدئال اخلاقی باقی مانده است. 

 اما روش‌های ما به‌هیچ‌وجه برای ایجاد یک ساختار مناسب برای تحقق عدالت در جامعه مناسب نبوده است. ما مشکلات بنیادینی در این زمینه داریم؛ مشکلات بنیادین اجتماعی داریم، مشکلات تمدنی داریم، مشکل فلسفه سیاسی داریم. به همین دلیل فقدان تئوری مناسب، ما ساختار‌های نظارتی مناسب هم نداریم، قوانین مناسب هم نداریم و در واقع وضعیت اقتصاد به دست کسانی افتاده که می‌توانند با تعبیر غرب‌زده از آن استفاده کنند، فقط بر اساس فرمول‌های اقتصادی که مثل بچه‌مدرسه‌ای‌ها، هر کسی که چهار واحد اقتصاد پاس کرده، این‌ها را بلغور می‌کند، بی‌آنکه بتواند این فرمول‌ها را در مورد جامعه و شرایط بومی، محلی و تاریخی خودمان محقق کند. 

 این‌ها شعار می‌دهند که «اقتصاد علم است»؛ مثل دودوتاچهارتا، و ما با گوگل می‌توانیم مثلاً فرمول توسعه را پیدا کنیم. همه جای جهان روشن است، اما واقعیتش این است که در خاورمیانه و در ایران، شرایط ما چنین نیست.

ما در شرایط تحریم هستیم، در شرایط جنگی هستیم، در شرایط سرکوب توسط قدرت‌های جهانی هستیم؛ ما نیازمند یک اقتصاد مقاومتی هستیم و متأسفانه غیر از حوزه نظامی و دفاعی و موشکی، هیچ بخش از جامعه‌مان مقاومت ندارد و کسانی مدعی فرهنگ مقاومتی شده‌اند که درکی از مقوله فرهنگ ندارند و در حوزه اقتصاد هم ما اقتصاد مقاومتی نداشتیم. به همین دلیل، امروز مقاومت ضداستعماری ملت ما با شرایط بسیار بسیار سختی، هم از بیرون و هم از درون مواجه شده است.

 لذا گفتمان انقلاب و نیرو‌های اصیل انقلاب باید در برابر بخش غیرانقلابی و بخش اولیگارشی مالی حاکمیت طغیان کنند و در واقع خیزش اعتراضی مردم را باید این‌ها رهبری کنند. در غیر این صورت، رهبری این اعتراضات به دست نیرو‌های بیگانه می‌افتد که امنیت ملی ما را به خطر می‌اندازد.

فرهیختگان

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما