کد خبر: 773607
تاریخ انتشار :

نقدی بر بیانیه جدید موسوی؛

هم بازی پهلوی ؛ هم پیاله ترامپ

آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، نه شدت انتقادات، بلکه هم‌راستایی آشکار آن با پروژه‌ای است که سال‌هاست از بیرون مرزها علیه ایران طراحی و اجرا می‌شود.

هم بازی پهلوی ؛ هم پیاله ترامپ
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

گروه سیاسی نامه نیوز: بیانیه اخیر میرحسین موسوی را دیگر نمی‌توان صرفاً «اعتراض سیاسی» نامید؛ این متن، در محتوا و کارکرد، چیزی جز بیانیه‌ براندازی از درون نیست. آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، نه شدت انتقادات، بلکه هم‌راستایی آشکار آن با پروژه‌ای است که سال‌هاست از بیرون مرزها علیه ایران طراحی و اجرا می‌شود. امروز ترامپ با زبان تحریم، تهدید و فشار حداکثری سخن می‌گوید و موسوی با زبان «پایان بازی» و «کنار گذاشتن قوا»؛ یکی از بیرون می‌کوبد، دیگری از درون ستون‌ها را سست می‌کند. تفاوت فقط در لحن است، نه در نتیجه.

ادعای «ایستادن کنار ملت» زمانی معنا دارد که مرز روشنی با دشمنان ملت وجود داشته باشد. اما بیانیه موسوی دقیقاً همان تصویری را از ایران ترسیم می‌کند که مطلوب اتاق‌های فکر واشنگتن است: کشوری بن‌بست‌خورده، اصلاح‌ناپذیر، آماده فروپاشی و نیازمند «گذار». این تصویرسازی، نه تصادفی است و نه بی‌هزینه. تاریخ بارها نشان داده که مداخله خارجی همیشه پس از مشروع‌سازی روانی و سیاسی از درون آغاز می‌شود؛ و موسوی، آگاهانه یا ناآگاهانه، این پازل را کامل می‌کند.

این متن دیگر حتی در چارچوب رادیکال‌ترین قرائت اصلاح‌طلبی هم نمی‌گنجد. اینجا سخن از اصلاح ساختار نیست؛ سخن از نفی کلیت ساختار است. وقتی از ناتوانی مطلق، پایان مشروعیت و ضرورت عقب‌نشینی نیروهای مسلح سخن گفته می‌شود، این نه «نقد قدرت»، بلکه «دعوت به خلأ قدرت» است. خلأیی که تجربه منطقه نشان داده هرگز با دموکراسی پر نمی‌شود، بلکه با ناامنی، خشونت و مداخله بیرونی پر خواهد شد.

تفاوت موسوی با خاتمی در این نقطه به یک شکاف عمیق سیاسی تبدیل می‌شود. خاتمی—با همه محافظه‌کاری‌اش—حداقل می‌فهمد که سیاست بدون مسئولیت اجتماعی، تبدیل به قمار با سرنوشت مردم می‌شود. موسوی اما از جایگاه نمادین خود، جامعه را به مسیری هل می‌دهد که انتهای آن نه صندوق رأی، نه رفراندوم واقعی، بلکه بحران دائمی است. رفراندومی که بدون ثبات، بدون نهاد مستقل و بدون امنیت برگزار شود، نه ابزار دموکراسی، که پوششی برای فروپاشی است.

کنار هم قرار گرفتن موسوی و پهلوی در تحولات اخیر، اتفاقی ساده یا صرفاً رسانه‌ای نیست؛ این هم‌نشینی نشانه یک هم‌گرایی گفتمانی است. هر دو، از دو سر تاریخ، به یک نقطه رسیده‌اند: انکار هرگونه راه‌حل درون‌زا.  هر دو در خدمت یک پروژه: تضعیف ایده «ایرانِ مستقل».

در نهایت باید صریح گفت: کسی که در بزنگاه فشار خارجی، زبانش به زبان تهدیدکنندگان ایران شبیه می‌شود، دیگر کنار ملت نایستاده است. شاید نیت‌ها متفاوت باشد، اما سیاست با نیت سنجیده نمی‌شود؛ با نتیجه سنجیده می‌شود. و نتیجه این مسیر، نه آزادی، بلکه تحمیل هزینه‌ای تازه بر مردمی است که پیشاپیش زیر بار تحریم، ناامنی و فرسایش اجتماعی خم شده‌اند. این دیگر اعتراض نیست؛ این بازی در زمین دشمن است.

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها