مذاکرات مسقط ؛ جنگ عمیق یا گشایش دیپلماتیک؟
انتخابهای دشوار ایران و آمریکا بعد از مذاکرات مسقط چیست؟ دیپلماسی شکننده زیر سایه جنگ | گشایش یا حمله بزرگ؟
اکنون پرسش اصلی این است که آیا گشایش دیپلماتیک در رابطه ایران و آمریکا را شاهد خواهیم بود یا تنها رویارویی عمیقتری به تعویق افتاده است؟
- به گزارش اقتصادنیوز، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط درحالی به پایان رسید که هیچ پیشرف دیپلماتیکی در روند منازعه ایجاد نشد. این گفتوگوها زمینه حفظ دیپلماسی را فراهم کرد، اما با تشدید فشار نظامی و لفاظیهای تند طرفین، ابهام و عدم قطعیت این مسیر را عمیقتر کرده است.
آغاز محتاطانه یک مسیر نامطمئن
المانیتور در گزارشی نوشت: عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران، مذاکرات روز جمعه با آمریکا در مسقط را یک شروع خوب توصیف کرد؛ توصیفی که نشاندهنده خوشبینی محتاطانه است، هرچند بر ابهام نسبت به آینده این روند نیز تأکید دارد.
هرچه این بنبست در روابط ایران و آمریکا طولانیتر شود، احتمال آنکه حمله نهایی آمریکا گسترده باشد، افزایش مییابد. یک دیپلمات غربی در خلیج فارس میگوید: ترامپ نمیتواند این همه تجهیزات را به منطقه بیاورد و بعد فقط چند پایگاه خالی سپاه پاسداران را بمباران کند.
عراقچی در گفتوگو با تلویزیون دولتی پس از پایان مذاکرات گفت که دو طرف گفتوگوهایی فشرده و طولانی را بهصورت غیرمستقیم داشتهاند و دیدگاهها و نگرانیهای خود را با یکدیگر درمیان گذاشتهاند. او افزود: ادامه مذاکرات منوط به رایزنیها در پایتختهاست؛ عبارتی که نشان میدهد مسیر دیپلماتیک هرچند شکننده، همچنان باز است،
پیش شرط ایران برای مذاکرات
وزیر امور خارجه ایران تأکید کرد که مذاکرات با آمریکا صرفا بر موضوع هستهای متمرکز بوده است. او گفت: ما با آمریکاییها درباره هیچ موضوع دیگری گفتوگو نمیکنیم.
به گفته عراقچی، ایران بهصراحت اعلام کرده است که پیششرط هرگونه گفتوگو، پرهیز از تهدید و فشار است.
در مقابل، روبیو وزیر خارجه آمریکا، پیش از آغاز مذاکرات اعلام کرده بود که واشنگتن بهدنبال توافقی است که نهتنها برنامه هستهای ایران، بلکه برد موشکها، حمایت تهران از گروههای نیابتی منطقهای و سیاست داخلی ایران را نیز در بر بگیرد.
دیپلماسی زیر سایه قدرت نظامی
این مذاکرات با میانجیگری عمان برگزار شد و عباس عراقچی و استیو ویتکاف نماینده ویژه آمریکا، به همراه تیمهای ارشد دیپلماتیک دو طرف در آن حضور داشتند.
این دیدار در شرایطی صورت گرفت که آمریکا همزمان در حال تقویت حضور نظامی خود در منطقه و آمادهسازی برای احتمال جنگ با ایران است. مذاکرات در این مرحله جنبهای مقدماتی داشت و طرفین تنها مواضع، مطالبات و پیشنهادهای خود را مطرح کردند، بدون آنکه وارد چانهزنیهای جزئی شوند.
بهنظر میرسد که تهران در این گفتوگوها خواستار پایان فشار نظامی آمریکا و کاهش استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه شده باشد، در حالی که واشنگتن راهبردی دوگانه شامل «بازدارندگی و دیپلماسی» را دنبال میکند. حضور فرمانده سنتکام، دریاسالار برد کوپر در مذاکرات نمادی روشن از این رویکرد بود.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این گشایش دیپلماتیک ادامه خواهد داشت یا تنها رویارویی عمیقتری را به تعویق میاندازد.
تردید جریانهای تندرو در داخل
در داخل ایران، مذاکرات مسقط هم از منظر روانی و هم دیپلماتیک تحلیل شد. رسانههای دولتی حضور فرمانده سنتکام را جنگ روانی توصیف کردند و آن را تلاشی برای اعمال فشار و شکلدهی به ادراک عمومی از مذاکرات دانستند.
واکنشها اما در میان تحلیلگران جریان تندرو متفاوت بود. برخی مذاکرات را ترکیبی حسابشده از دیپلماسی و اجبار ارزیابی کردند، در حالی که برخی دیگر معتقد بودند تمرکز باید بر بازدارندگی باشد. آنها در ادامه بر توانمندیهای موشکی، پهپادی و متحدان منطقهای ایران بهعنوان عوامل تعیینکننده فضای مذاکرات اشاره کردند. این تحلیلگران معتقدند که در حالی که واشنگتن پیام فشار را مخابره میکند، تهران تلاش دارد تا هزینه تقابل را بالا ببرد تا در عین مذاکره، اینگونه بهنظر نرسد که تحت تهدید آمریکا عقبنشینی میکند.
با وجود لحن مثبت عراقچی، جناحهای تندرو در تهران همچنان بهشدت به روند مذاکرات بدبین هستند. از نگاه آنها دیپلماسی تحت فشار شانسی برای موفقیت ندارد در نهایت قدرت نظامی است که سرنوشت را رقم میزند، نه مذاکره. آنها مذاکرات مسقط را آزمونی برای سنجش آمادگی واشنگتن جهت فاصله گرفتن از راهبرد فشار همراه با دیپلماسی میدانند و هشدار دادهاند که تبدیل شدن مذاکره به ابزاری برای ایجاد فشار، شانس دستیابی به یک توافق پایدار را کاهش میدهد.
ابراهیم رضایی نماینده مجلس روز جمعه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: اگر آمریکاییها حاضر نباشند در چارچوب تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی مذاکره کنند، مجبور خواهند شد که با موشکها و پهپادهای ما صحبت کنند.
روحالله نجابت، نماینده دیگر مجلس نیز رویکرد تهران را مسیری دوگانه از دیپلماسی و بازدارندگی توصیف کرد و تأکید داشت که هم توان موشکی و هم ظرفیت هستهای باید ابزارهای راهبردی اصلی باقی بمانند. او در گفتوگویی با رسانههای داخلی گفت ایران مذاکرات را ترک نخواهد کرد، اما با اشاره به آنچه بدعهدیهای مکرر آمریکا در سال گذشته خواند، صداقت واشنگتن را زیر سؤال برد.
دیپلماسی زنده اما شکننده
نشست مسقط جریانهای کلیدی مراحل بعدی مذاکرات را برجسته کرد. هرچند دیپلماسی هنوز زنده است، اما آینده آن نامطمئن به نظر میرسد. نبود هرگونه دستاورد ملموس نشان میدهد که همچنان شکافهای عمیقی میان مواضع وجود دارد. با این حال، هیچیک از دو طرف آماده کنار گذاشتن مذاکرات نیستند و فشار و گفتوگو را بهطور همزمان پیش میبرند.
پیامهای نظامی آمریکا و تأکید ایران بر بازدارندگی نشان میدهد که دو کشور در سایه احتمال درگیری در حال مذاکرهاند. مذاکرات همچنان در مرحلهای ابتدایی قرار دارد و بدون چارچوبی توافقشده، مسیر آینده بهشدت به تصمیمات سیاسی در تهران و واشنگتن وابسته است.
گزینههای غیر دیپلماتیک تهران
به نظر میرسد که مقامات ایران بر بیمیلی ظاهری دونالد ترامپ برای ورود به جنگی پرهزینه و طولانی حساب باز کرده است؛ جنگی که میتواند یادآور مداخلات نظامی آمریکا در عراق و افغانستان باشد.
با این حال، اگر مذاکرات فروبپاشد و سایه درگیری پررنگ شود، ایران گزینههای خود برای مقابله را در اختیار دارد. بر اساس برآوردها، ایران حدود ۲ هزار موشک بالستیک در زرادخانه خود دارد که میتوانند پایگاههای آمریکا را در سراسر خاورمیانه که هزاران نیروی آمریکایی در آنها مستقرند، هدف قرار دهند. توانمندیهای جنگی ایران همچنین شامل قایقهای تندرو در خلیج فارس و پرتاب انبوه پهپادها برای اشباع و غلبه بر سامانههای پیشرفته دفاعی است.
نقش متحدان در جنگ احتمالی
جمهوری اسلامی ایران، با وجود آسیبهایی که متحدانش در جنگ غزه متحمل شدهاند، همچنان روابط خود را با گروههای مسلح همپیمان در عراق، لبنان و یمن حفظ کرده است. این متحدان میتوانند تا در صورت لزوم، منافع آمریکا در منطقه را هدف قرار دهند. با این حال، چنین اقدامی خطر گسترش جنگ و تضعیف بیشتر این گروهها تحت فشارهای بینالمللی را در پی دارد.
در حال حاضر، ایران در حال ایجاد توازنی میان تشدید تنشها و جریان دیپلماسی است؛ تلاشی برای پرهیز از جنگ، در عین حفظ اهرمهای فشار.
خوشبینی محتاطانه عراقچی نشان میدهد که تهران هنوز پنجره دیپلماسی را نبسته است، اما نبود پیشرفت ملموس همراه با فشار نظامی و تردیدهای داخلی، بهروشنی نشان میدهد که این روند تا چه اندازه دشوار و شکننده است.
دیدگاه تان را بنویسید