بزرگترین مزیت سرزمین ایران در جنگ به روایت فارن پالیسی
فارن پالیسی نوشت: بزرگترین مزیت ایران در جنگ، جغرافیاست.شکل جنگ توسط زمینهای ناهموار و خط ساحلی وسیع این کشور تعیین میشود
جنگ کنونی ایران اگرچه از نظر فناوری نظامی با برتری قاطع آمریکا و اسرائیل همراه است. تسلط هوایی، نظارت بی نظیر اطلاعاتی و توان ضربتی در عمق خاک ایران، اما برتری صرفا نظامی نمیتواند تعیین کننده این جنگ باشد. ایران کشوری نیست که بتوان از آسمان آن را وادار به تسلیم کرد. منطق عمیقتر این جنگ در جغرافیا نهفته است. ایران با برخورداری از فضای داخلی وسیع، رشته کوههای زاگرس و البرز به عنوان موانع طبیعی دفاعی و خط ساحلی گسترده، ساختاری دارد که هرگونه تهاجم زمینی در مقیاس بزرگ را با دشواریهای بیسابقهای مواجه میسازد.
جغرافیا نه تنها در خشکی، بلکه در دریا هم مزیتی راهبردی به ایران میدهد. نزدیکی ایران به تنگه هرمز که حدود یک پنجم نفت جهان از آن عبور میکند، به تهران اهرمی نامتقارن میبخشد که فناوری به تنهایی قادر به خنثی سازی آن نیست. در باریکترین نقطه، این تنگه تنها ۲۱ مایل عرض دارد و مسیرهای عبور نفتکشها فقط چند مایل وسعت دارند. ایران برای اعمال نفوذ بر این آبراه نیازی به کنترل کامل خط ساحلی خود ندارد و تنها کافی است توانایی ایجاد عدم اطمینان و ریسک را حفظ کند.
برخلاف کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس که زیرساختهای اقتصادی آنها مستقیما در امتداد ساحل قرار گرفته و در برابر فشار نظامی سریع آسیب پذیرند، ایران عمق راهبردی قابل توجهی دارد. کوهستانهای داخلی، فلات مرکزی و فاصله شرقی دور از پایگاههای هوایی منطقه، امکان استقرار، پنهان سازی و جابجایی تاسیسات هستهای و نظامی را فراهم میآورد. هرچه از غرب و جنوب به سمت شرق و مرکز ایران حرکت کنیم، محیط عملیاتی برای نیروهای مهاجم دشوارتر میشود و تداوم حملات هوایی با چالشهای بیشتری روبهرو میگردد.
تنگه هرمز تنها بخشی از یک نظام ژئوپلیتیک گستردهتر است. دومین گلوگاه راهبردی، بابالمندب در جنوب دریای سرخ است که از طریق یمنیها در معرض اختلال قرار دارد. این آبراه که حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد تجارت جهانی و ۶ تا ۹ میلیون بشکه نفت در روز از آن عبور میکند، جایگزین کارآمدی ندارد و هرگونه اختلال در آن، کشتیها را ناگزیر به دور زدن دماغه امید نیک میکند که ۱۰ تا ۱۵ روز به زمان سفر میافزاید و هزینههای حملونقل را به شدت افزایش میدهد.
نبرد سرنوشت ساز در جنگ ایران ممکن است در نهایت نه در آسمان ایران یا سرزمینهای اشغالی، بلکه در آبراههای باریک منطقه رقم بخورد. در عصری که هوش مصنوعی، جنگ افزار سایبری، ماهوارهها و سلاحهای دقیق و خودگردان ظهور کردهاند، جغرافیا همچنان تاثیری عمیق بر مسیر جنگ دارد. کوهستانها را نمیتوان با بمباران از بین برد و گلوگاههای دریایی را نمیتوان جابجا کرد. فناوری ممکن است شیوه جنگیدن را تعیین کند، اما جغرافیاست که اغلب تعیین میکند جنگ چگونه و آیا پایان خواهد یافت.

دیدگاه تان را بنویسید