کد خبر: 776904
تاریخ انتشار :

گزارش ویژه نامه نیوز ؛

امارات ناپایدار ؛ بازگشت شکاف‌های قدیمی در نظم فدرال

آنچه امروز در قالب توئیت‌ها، شایعات و تحلیل‌ها دیده می‌شود، بازتاب شکاف‌هایی است که سال‌ها با درآمدهای نفتی، امنیت خارجی و مدیریت سیاسی مهار شده بودند.

امارات ناپایدار ؛ بازگشت شکاف‌های قدیمی در نظم فدرال
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

مصطفی صادقی: تحولات اخیر در فضای سیاسی و رسانه‌ای امارات، بار دیگر توجه تحلیلگران را به ماهیت «ناهمگون» این کشور جلب کرده است؛ اتحادیه‌ای که اگرچه در ظاهر باثبات به نظر می‌رسد، اما در بنیان خود بر توازن پیچیده‌ای از منافع، هویت‌ها و ملاحظات امنیتی بنا شده است.

از توئیت معنادار شیخ محمد بن راشد، حاکم دبی، تا طرح سناریوهایی درباره افزایش خودمختاری یا حتی جدایی برخی امارت‌ها، همگی نشانه‌هایی هستند از فعال شدن شکاف‌هایی که سال‌ها زیر پوست این ساختار فدرال باقی مانده بودند.

تولد یک اتحاد؛ از خلأ قدرت تا موازنه بقا

امارات در سال ۱۹۷۱ و پس از خروج بریتانیا از خلیج فارس شکل گرفت. هفت شیخ‌نشین ساحلی در شرایطی به این اتحاد تن دادند که مسایل امنیتی منطقه‌ای و خلأ قدرت، آنان را ناگزیر به همکاری کرده بود.

اما این اتحاد از ابتدا یک «دولت-ملت کلاسیک» نبود، بلکه نوعی سازوکار ائتلافی میان واحدهای سیاسی مستقل به شمار می‌رفت. در این چارچوب: ابوظبی با در اختیار داشتن منابع عظیم نفتی، به مرکز قدرت سیاسی و نظامی تبدیل شد ،دبی نقش موتور اقتصادی و تجاری را بر عهده گرفت ، شارجه به‌عنوان قطب فرهنگی و محافظه‌کار شناخته شد ، سایر امارت‌ها نیز در حاشیه این توازن قرار گرفتند. این ساختار، بیش از آنکه بر همگرایی هویتی استوار باشد، بر «تقسیم کار قدرت» بنا شد.

محورهای اصلی اختلاف

تحولات اخیر نشان می‌دهد شکاف‌ها را می‌توان در قالب سه محور اصلی تحلیل کرد:

ابوظبی؛ قدرت سخت و سیاست خارجی فعال

ابوظبی طی سال‌های اخیر با تکیه بر توان مالی و نظامی، سیاست خارجی مداخله‌گرانه‌تری در پیش گرفته است؛ از حضور در منازعات منطقه‌ای تا تعمیق روابط با آمریکا و اسرائیل.

 دبی؛ اقتصادمحور و حساس به ثبات

مدل توسعه دبی بر تجارت جهانی، سرمایه‌گذاری خارجی و گردشگری استوار است. بنابراین هرگونه تنش ژئوپلیتیک، مستقیماً به منافع آن آسیب می‌زند. این امارت به‌طور سنتی رویکردی محتاط‌تر در سیاست خارجی دارد.

 شارجه؛ محافظه‌کاری هویتی

شارجه با رویکردی سنتی‌تر، نسبت به برخی تحولات به‌ ویژه عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی حساسیت بیشتری دارد و این موضوع، آن را در تقابل نرم با ابوظبی قرار داده است.

توئیت بن راشد؛ سیگنال یا تصادف؟

توئیت اخیر حاکم دبی که بر «امانت بودن مسئولیت» و «ضرورت توجه به منافع جمعی» تأکید داشت، در چنین فضایی منتشر شد.اگرچه این پیام در ظاهر لحنی اخلاقی دارد، اما در ادبیات سیاسی، چنین اظهاراتی اغلب به‌عنوان سیگنال‌های غیرمستقیم درون‌ساختاری تفسیر می‌شوند.به‌ویژه آنکه این پیام در شرایطی مطرح شد که برخی تحلیلگران عرب از نارضایتی نسبت به تمرکز تصمیم‌گیری در ابوظبی سخن می‌گویند.

سناریوی شارجه؛ از شایعه تا امکان ذهنی

طرح موضوع جدایی یا افزایش خودمختاری شارجه، اگرچه هنوز در سطح رسمی تأیید نشده، اما اهمیت آن در تغییر فضای ادراکی است.

از نظر حقوقی: ساختار فدرال امارات، مسیر روشنی برای جدایی پیش‌بینی نکرده است. هرگونه تغییر، نیازمند اجماع پیچیده میان امارت‌هاست. اما از منظر ژئوپلیتیک اگر شکاف‌ها تعمیق یابد، سناریوهای پیش‌تر «نامحتمل» به تدریج وارد دایره «قابل تصور» می‌شوند و در سیاست، گاهی همین «قابل تصور شدن» آغاز بحران است.

امارات در چند راهی

بر اساس شواهد موجود، سه مسیر محتمل پیش‌روی این کشور قرار دارد: 

بازتنظیم درون‌ساختاری : کاهش تنش‌ها از طریق توزیع متوازن‌تر قدرت و تعدیل سیاست‌های خارجی.

 افزایش خودمختاری امارت‌ها : به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و حتی برخی ابعاد سیاست خارجی.

فرسایش تدریجی انسجام : نه فروپاشی ناگهانی، بلکه کاهش تدریجی همبستگی درونی.

به هر روی به نظر می رسد  که امارات بیش از آنکه یک «کشور یکپارچه» باشد، یک «توافق ژئوپلیتیکی» میان بازیگران ناهمگون است. آنچه امروز در قالب توئیت‌ها، شایعات و تحلیل‌ها دیده می‌شود، بازتاب شکاف‌هایی است که سال‌ها با درآمدهای نفتی، امنیت خارجی و مدیریت سیاسی مهار شده بودند.

سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا اختلاف وجود دارد یا نه؛ بلکه این است که این توازن شکننده، تا چه حد قابلیت بازتولید در شرایط جدید را دارد.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها