نگاه تحلیلگر/ گفتوگوی «نامهنیوز» با فواد ایزدی
شاید اسکورت کشتیها بهانهای برای شروع دوباره جنگ باشد
یک تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت: موضوع صرفا اسکورت کشتیها نیست بلکه ممکن است این مسئله بهانهای برای آغاز دوباره جنگ باشد. اگر تصمیمی برای جنگ اتخاذ شده باشد، حتی بدون این بهانه هم جنگ را راه میاندازند و بهانه دیگری پیدا میکنند؛ با این وصف مسئله اصلی فراتر از بحث اسکورت کشتیهاست.
گروه سیاست نامهنیوز: آمریکا اعلام کرده است که میخواهد از طریق اسکورت کشتیها در تنگه هرمز آنها را از این آبراه عبور دهد اما این طرح با ابهامات زیادی همراه است زیرا به گفته کارشناسان در مقام عمل چندان متحمل نیست که آمریکا قادر به انجام آن باشد.
فواد ایزدی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، درباره این موضوع به «نامهنیوز» گفت: «اگر قرار باشد کشتیها از سوی آمریکا اسکورت شوند، یعنی برای آنها امنیت ایجاد شود، باید به دو نکته اساسی توجه کرد؛ نخست اینکه آیا اساسا کشتیای وجود دارد که حاضر باشد با اسکورت آمریکاییها حرکت کند؟ پاسخ، بهاحتمال زیاد منفی است زیرا شرکتهای بیمه حاضر نیستند کشتیهایی با بار ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیون دلاری را در معرض چنین ریسکی قرار دهند که آنها بهنوعی موش آزمایشگاهی تبدیل شوند؛ بنابراین، بعید است کشتیها و شرکتهای بیمه چنین شرایطی را بپذیرند. اخیرا شبکه الجزیره انگلیسی مصاحبهای با کاپیتان یکی از این کشتیها انجام داد و آن کاپیتان اعلام کرد که آمادگی پذیرش چنین خطری را ندارند. نکته دوم این است که اگر آمریکا بخواهد امنیت چنین کشتی خیالیای را اسکورت کند، ابتدا باید بررسی کند که آیا قادر به تأمین امنیت ناوهای خود هست یا خیر. تجربه نشان داده است که آمریکا حتی نتوانست امنیت پایگاههای خود در منطقه را حفظ کند. وقتی خود آنها با محدودیت در تأمین امنیت مواجه هستند، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوانند امنیت کشتیهای دیگر را تضمین کنند. در نتیجه، موضوع صرفا اسکورت کشتیها نیست بلکه ممکن است این مسئله بهانهای برای آغاز دوباره جنگ باشد. اگر تصمیمی برای جنگ اتخاذ شده باشد، حتی بدون این بهانه هم جنگ را راه میاندازند و بهانه دیگری پیدا میکنند؛ با این وصف مسئله اصلی فراتر از بحث اسکورت کشتیهاست».
او ادامه داد: «آمربکا به اهداف کوتاهمدت خود دست یافته اما در تحقق اهداف بلندمدت خود موفق نبوده است. در عین حال، هزینههایی که در این مسیر متحمل شده، برایش قابل تحمل بوده است؛ ازاینرو، احتمال اقدام مجدد یا حتی ورود به درگیری جدید همچنان وجود دارد. درباره روابط ایران و آمریکا به نظر میرسد راهحل، ماهیت دیپلماتیک ندارد، بلکه بیشتر در چارچوب تقابل نظامی قابل تحلیل است. در این زمینه، باید به شرایط پیش از جنگ ۱۲روزه بازگردیم. همه رؤسای جمهور پیشین آمریکا متجاوز و خواهان جنگ بودند اما این پرسش مطرح است که چرا در گذشته حملهای صورت نگرفت؟ پاسخ این است که آنها با محاسبه هزینهها به این نتیجه میرسیدند که هزینه حمله به ایران بالاست و از اقدام نظامی خودداری میکردند. در شرایط کنونی نیز باید به همین جمعبندی برسند و متوجه شوند که حمله علیه ایران با هزینههای بسیار بالایی همراه خواهد بود».
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «درباره تحریمها نیز باید توجه داشت که تا آمریکا هست تحریم علیه ایران ادامه دارد و این تصور که طرف مقابل آنها را لغو خواهد کرد، توهم است؛ بنابراین، لازم است این تصور کنار گذاشته شود و برای کاهش آثار تحریمها، همزمان دو مسیر دنبال شود؛ نخست، گسترش همکاری با سایر کشورها و دوم، رفع موانع و مشکلات اقتصادی در داخل کشور».
ایزدی در پایان در پاسخ به این پرسش که از نظر قوانین داخلی آمریکا آیا ترامپ میتواند بار دیگر جنگ علیه ایران را آغاز کند، گفت: «در این زمینه باید به چارچوب قانونی در آمریکا توجه کرد. ترامپ مطابق قانون آمریکا عمل کرده است. بر اساس قوانین ایالات متحده، در صورت آغاز جنگ، رئیسجمهور موظف است کنگره را مطلع کند و پس از گذشت ۶۰ روز یا مجوز ادامه جنگ را از کنگره دریافت کند یا به درگیری پایان دهد. در این مورد، گزینه پایان دادن به جنگ انتخاب و آتشبس به نوعی پایان جنگ تلقی شد. به این معنا که اعلام شد جنگ به پایان رسیده و شمارش این بازه زمانی صفر شد. در صورت آغاز مجدد درگیری، این امکان وجود دارد که استدلال شود نیروهای آمریکایی در معرض خطر مستقیم نیستند و بدین ترتیب، یک دوره ۶۰روزه جدید تعریف شود. در نتیجه، این آتشبس برای طرف آمریکایی کارکرد داشته است و این امکان را برای آنها فراهم کرده که در صورت تمایل، مجددا یک دوره ۶۰ روزه دیگر را آغاز کنند».
دیدگاه تان را بنویسید