کد خبر: 777338
تاریخ انتشار :

یادداشت تحلیلی نامه نیوز ؛

هشدار به امارات ؛ خطای بازی با آتش ایران

امارات در سال‌های اخیر تلاش کرده خود را به‌عنوان «دولت-شرکت» موفق خلیج فارس عرضه کند.

هشدار به امارات ؛ خطای بازی با آتش ایران
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

مصطفی صادقی: افشای سفر پنهانی نتانیاهو به ابوظبی، فقط یک خبر محرمانه نبود که از دفتر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بیرون افتاده باشد؛ پرده‌ای بود که کنار رفت و نسبت پنهان امارات با جنگ علیه ایران را عریان‌تر کرد. عصبانیت ابوظبی از تل‌آویو نیز از همین‌جا معنا پیدا می‌کند. مسئله این نیست که نتانیاهو سفر کرده یا نکرده؛ مسئله این است که امارات می‌خواست در جنگ باشد، اما رد پایش دیده نشود. می‌خواست از مزایای پیوند با اسرائیل بهره ببرد، اما هزینه‌های آشکارشدن آن را نپردازد. این همان سیاست سایه‌نشینی است؛ حضور در صحنه بدون پذیرش مسئولیت صحنه.

اما در سیاست، هیچ بازیگری تا ابد پشت پرده نمی‌ماند. به‌ویژه وقتی پای ایران در میان باشد. ابوظبی گمان کرد می‌تواند در معماری فشار علیه تهران سهم بگیرد، با تل‌آویو در اتاق‌های بسته هماهنگ شود، از سامانه‌های دفاعی اسرائیلی امنیت اجاره کند و هم‌زمان در افکار عمومی منطقه، خود را بازیگری اقتصادی، بی‌طرف و عقلانی نشان دهد. این همان خطای بزرگ امارات است: تصور اینکه می‌توان با اسرائیل وارد میدان علیه ایران شد، اما پیامدهای ژئوپلیتیکی آن را به حساب دفتر روابط عمومی گذاشت.

امارات در سال‌های اخیر تلاش کرده خود را به‌عنوان «دولت-شرکت» موفق خلیج فارس عرضه کند؛ کشوری کوچک با برج‌های بلند، بندرهای پررفت‌وآمد، سرمایه‌های شناور و رؤیای تبدیل شدن به چهارراه اقتصاد جهانی. اما همین مدل، نقطه ضعف اوست. امنیت امارات از جنس امنیت یک تمدنِ ریشه‌دار نیست؛ امنیت شیشه‌ای یک مرکز مالی است. همان‌قدر که برق‌آسا رشد می‌کند، در برابر لرزش‌های راهبردی نیز آسیب‌پذیر است. برای چنین ساختاری، درافتادن با ایران، بازی با شیشه عمر خویش است.

عربستان و قطر، با همه اختلافاتشان با تهران، این واقعیت را بهتر فهم کردند. ریاض می‌داند جنگ با ایران، فقط تبادل موشک نیست؛ می‌تواند آب‌شیرین‌کن‌ها، پالایشگاه‌ها، بنادر، فرودگاه‌ها و اعتماد سرمایه را وارد وضعیت اضطراب کند. دوحه هم فهمیده است که پایگاه خارجی، همیشه سپر نیست؛ گاه آهنربای بحران است. اما ابوظبی، در غرور تکنوکراتیک خود، هنوز می‌پندارد امنیت را می‌توان از اسرائیل خرید و ژئوپلیتیک را با قراردادهای دفاعی مدیریت کرد.

اینجا دقیقاً همان نقطه کور امارات است. ابوظبی قدرت ایران را نه در مقیاس تاریخی، تمدنی و جغرافیایی، بلکه در سطح محاسبات کوتاه‌مدت امنیتی می‌بیند. حال آنکه ایران فقط یک بازیگر نظامی نیست؛ یک وزن ژئوپلیتیکی است. در برابر چنین وزنی، شهرک‌های شیشه‌ای و اقتصادهای بندری باید با احتیاط راه بروند، نه با خیال خامِ مصونیت.

عصبانیت امارات از افشاگری دفتر نتانیاهو، در واقع عصبانیت از آشکارشدن یک تناقض است. ابوظبی می‌خواست هم شریکِ پشت‌پرده تجاوز باشد و هم مدعیِ بی‌طرفی. هم از اسرائیل سامانه دفاعی بگیرد و هم از پیامدهای همراهی با اسرائیل فرار کند. اما سیاست، مثل بازار املاک دبی نیست که بتوان همه‌چیز را با نورپردازی و برندینگ پوشاند. در لحظه بحران، واقعیت از زیر نما بیرون می‌زند.

امارات نتیجه این خطا را در جنگ دید و اگر در همین مسیر بماند، بیشتر هم خواهد دید؛ نه به‌عنوان شعار، بلکه به‌عنوان منطق سردِ قدرت. هر کشوری که خاک، بندر، حریم و تصمیم خود را به بخشی از پروژه ضدایرانی اسرائیل تبدیل کند، باید بداند از دایره بی‌طرفی خارج شده است. در جهان سیاست، شریک پنهان هم شریک است؛ حتی اگر از افشای شراکت خود عصبانی شود.

ابوظبی باید بفهمد مسئله ایران، بازی رسانه‌ای نیست. ایران را نمی‌توان با نتانیاهو، گنبد آهنین و ملاقات‌های شبانه مهار کرد. هرچه زودتر این حقیقت را بفهمد، کمتر هزینه می‌دهد. اما اگر همچنان بر همان غرور کوچکِ نفتی و برج‌های شیشه‌ای تکیه کند، دیر یا زود خواهد فهمید که در خلیج فارس، قدرت را نه ارتفاع آسمان‌خراش‌ها که عمق تاریخ، جغرافیا و اراده تعیین می‌کند.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها