کد خبر: 777467
تاریخ انتشار :

یادداشت تحلیلی نامه نیوز ؛

چرا ترامپ به ایران حمله نکرد؟

واشنگتن می‌خواهد چیزی را که در میدان نگرفته، با زبان مذاکره مطالبه کند.

چرا ترامپ به ایران حمله نکرد؟
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

مصطفی صادقی : ترامپ دیشب ادعا کرده که حمله برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران را «فعلاً» عقب انداخته؛ نه از سر لطف، بلکه به درخواست قطر، عربستان، امارات و چند کشور دیگر. همین جمله، اگر درست خوانده شود، بیش از آنکه نشانه اقتدار واشنگتن باشد، نشانه اضطراب منطقه و شخص ترامپ از بازگشت جنگ است. ترامپ با این بازی روانی می‌خواهد هم تهدید را زنده نگه دارد، هم هزینه عقب‌نشینی را پشت نام رهبران عرب پنهان کند؛ اما واقعیت این است که خلیج فارس دیگر تحمل یک ماجراجویی تازه را بی‌هزینه نمی‌بیند.

این اعلام تعویق درست در لحظه‌ای اعلام شده که مذاکرات از مسیر پاکستان همچنان زنده است. یعنی جنگ و دیپلماسی هم‌زمان روی میز مانده‌اند؛ اما متن ایران اجازه نداده آمریکا صحنه را آن‌طور که می‌خواهد بچیند. تهران در متن خود، بحران را از «پرونده هسته‌ای» به جای واقعی‌اش برگردانده است: پایان جنگ، رفع محاصره، بازگشت دارایی‌ها، لغو واقعی تحریم‌ها، تضمین اجرا و حفظ حقوق هسته‌ای.

مسئله همین‌جاست. واشنگتن می‌خواهد چیزی را که در میدان نگرفته، با زبان مذاکره مطالبه کند. می‌خواهد پایان جنگ را به امتیاز هسته‌ای گره بزند، از تحریم نفتی فقط یک معافیت موقت بسازد، دارایی‌های ایران را مرحله‌ای و مشروط آزاد کند و با واژه‌های نرم، همان فشار سخت را ادامه دهد. اما متن ایران دقیقاً در برابر این مهندسی ایستاده است.

در بخش هسته‌ای، خط ایران روشن است: تهران می‌تواند درباره ترتیبات فنی، شیوه مدیریت مواد، سطح دسترسی‌های نظارتی و زمان‌بندی گفت‌وگو کند؛ اما اصل حق غنی‌سازی را پای میز معامله نمی‌برد. این حق ذیل NPT تعریف شده و چیزی نیست که آمریکا بخواهد آن را ببخشد، محدود کند یا در ازای پایان جنگ پس بگیرد. تفاوت میان «مدیریت فنی مواد» و «معامله بر سر حق» همان مرزی است که متن ایران نگه داشته است.

هم‌زمان، میدان نیز پیام خودش را داده است. گزارش‌ها می‌گویند ایران بخش مهمی از سایت‌های موشکی خود را دوباره فعال کرده؛ سایت‌هایی که در عمق کوه‌ها و تأسیسات زیرزمینی قرار داشته‌اند و حملات آمریکا عمدتاً ورودی آن‌ها را هدف گرفته، نه خود توان موشکی را. این یعنی روایت «نابودی توان ایران» بیش از آنکه واقعیت میدان باشد، مصرف رسانه‌ای داشته است.

بازار نفت هم این پیام را زودتر از خیلی‌ها فهمید. فقط خبر تعویق حمله کافی بود تا قیمت نفت بیش از دو درصد پایین بیاید. این یعنی اقتصاد جهانی می‌داند هر حمله تازه علیه ایران، فقط یک عملیات نظامی نیست؛ مستقیماً به نفت، بیمه، تجارت، تنگه هرمز و امنیت خلیج فارس وصل می‌شود. اعراب منطقه هم همین را فهمیده‌اند؛ برای همین ترامپ دچار وحشت شده است. البته ترامپ ناچار است تعویق حمله را به درخواست آنان نسبت دهد.

از تهران هم پیام روشن است: هر تجاوز تازه، با پاسخ شدیدتر روبه‌رو می‌شود. هم در سطح سیاسی درباره هرمز حرف‌های تازه‌ای زده شده و هم در سطح نظامی تأکید شده ایران آماده‌تر از قبل است. این یعنی آمریکا اگر دوباره به جنگ فکر کند، با ایران غافلگیر روبه‌رو نیست؛ با کشوری روبه‌روست که تجربه دور قبل را به بخشی از آمادگی دور بعد تبدیل کرده است.

پس صحنه امروز این است: ترامپ تهدید می‌کند، اما حمله را عقب می‌اندازد؛ مذاکره ادامه دارد، اما آمریکا هنوز امتیاز واقعی نمی‌دهد؛ ایران گفت‌وگو می‌کند، اما متنش را بر عقب‌نشینی ننوشته است. در این میان، متن ایران فقط یک پاسخ دیپلماتیک نیست؛ ابزار تثبیت موازنه است. تهران به واشنگتن فهمانده چیزی که در جنگ نگرفتید، در مذاکره هم آماده تحویل نیست.

فعلاً سه مسیر باز است: ادامه چانه‌زنی از مسیر پاکستان، فرسایش در وضعیت نه جنگ نه صلح، یا بازگشت به نقطه جوش اگر ترامپ دوباره خیال کند تهدید می‌تواند جای نتیجه را بگیرد. اما یک نکته از حالا معلوم است: تعویق حمله، بیش از آنکه نشانه قدرت ترامپ باشد، نشانه سنگین بودن هزینه جنگ با ایران است.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها