نگاه تحلیلگر/ گفتوگوی «نامهنیوز» با سید جلال ساداتیان
دو سناریوی آمریکا در حد فاصل پایان جام جهانی تا انتخابات میاندورهای
یک تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت: به نوعی ترامپ از اسرائیل خواست که به لبنان حملاتی پر شدت داشته باشد تا از طریق افزایش فشار نظامی، ایران را به دادن امتیازات بیشتر در مذاکرات وادار کند اما زمانی که مشاهده کرد ایران عقبنشینی نمیکند و همچنان به اقدامات متقابل ادامه میدهد، خواستار پایان تنشها شد.
گروه سیاست نامهنیوز: درگیری نظامی اخیر میان ایران و اسرائیل فعلاً پایان یافته است و به نظر میرسد پایان این درگیریها خواست جدی آمریکا نیز بوده است. مجموعه اتفاقات روزهای اخیر از وجود اختلافاتی میان آمریکا و اسرائیل حکایت دارد؛ اختلافاتی که حتی بنا بر برخی گزارشها موجب شد دونالد ترامپ خطاب به بنیامین نتانیاهو بگوید: «تو دیوانهای!» در چنین شرایطی چند پرسش مهم مطرح میشود؛ آیا خطر جنگ کاملا برطرف شده است؟ آیا در صورت بروز درگیری جدید، اسرائیل بهتنهایی وارد عمل خواهد شد و آمریکا از مشارکت مستقیم در جنگ با ایران خودداری میکند؟ و در نهایت، اگر قرار باشد بار دیگر جنگی با نقشآفرینی آمریکا، اسرائیل یا هر دو طرف شکل بگیرد، این اتفاق چه زمانی ممکن است رخ دهد؛ در جریان مسابقات جام جهانی، پس از پایان آن یا حتی بعد از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا؟
سید جلال ساداتیان، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، درباره این موضوع به «نامهنیوز» گفت: «لابی صهیونیستی در آمریکا نفوذ بسیار گستردهای دارد؛ نفوذی که هم در کنگره، هم در میان صاحبان سرمایه و هم در رسانههای این کشور دیده میشود. این جریان همواره بر سیاست داخلی و خارجی آمریکا تأثیرگذار بوده است. در مقاطع مختلف نیز هرگاه رئیسجمهوری در آمریکا با همه خواستههای اسرائیل همراهی نکرده، این لابی در برابر او ایستاده است. حتی برخی معتقدند این اسرائیل بود که جان اف. کندی را ترور کرد زیرا او مخالف اتمی شدن اسرائیل بود. در دوران باراک اوباما نیز اختلافات میان دولت آمریکا و اسرائیل به سطح قابل توجهی رسیده بود. با روی کار آمدن ترامپ، شرایط برای نتانیاهو بسیار مطلوب شد. در داخل آمریکا نیز برخی تحلیلگران و سیاستمداران معتقدند ترامپ، بهویژه در دوره دوم حضورش در قدرت، به دلیل حضورش در پرونده اپستین و فسادهایی که داشت، به نوعی به نتانیاهو و اسرائیل باج میدهد. این تحلیل را برخی سناتورهای آمریکایی نیز مطرح کردهاند و معتقدند ترامپ به دلیل آن پرونده ناچار است با خواستههای نتانیاهو کنار بیاید و تحت تأثیر او باشد».
او ادامه داد: «ترامپ در جریان جنگ ۱۲ روزه با استفاده از بمبهای سنگرشکن به تأسیسات فوردو، نطنز و اصفهان حمله کرد. به نظر میرسد او در مقطع بعدی کاملا متقاعد شده بود که تحلیل اسرائیل درباره ایران درست است. تحلیل اسرائیل این بود که اگر فرماندهان نظامی ترور شوند و ساختار مدیریتی کشور تحت فشار قرار گیرد، مردم به خیابانها خواهند آمد و نظام سیاسی ایران دچار فروپاشی خواهد شد. بر اساس همین تحلیل، ادعا میشد که از بین رفتن ساختار مقاومت در منطقه میتواند زمینه را برای تحقق اهداف گستردهتر آمریکا نیز فراهم کند؛ از جمله کنترل بهتر منابع انرژی منطقه، افزایش فشار بر چین و محدود کردن نفوذ پکن در غرب آسیا. به نظر میرسد نتانیاهو چنین تصویری را به ترامپ ارائه کرده و او را به موفقیت این سناریو امیدوار کرده بود. با این حال، تحولات میدانی مسیر دیگری را رقم زد. پیش از این نیز رهبر شهید انقلاب هشدار داده بودند که هرگونه حمله به ایران میتواند به یک جنگ منطقهای منجر شود. در عمل نیز دامنه تنشها از سطح یک درگیری محدود فراتر رفت و دامن منطقه را گرفت. ایران به اسرائیل واکنش نشان داد و همچنین به کشورهایی که محل استقرار پایگاههای آمریکایی بودند نیز حمله کرد، افزون بر این، ایران بر تنگه هرمز نیز تسلط یافت. واقعیت این است که آمریکا برآورد دقیقی از میزان مقاومت ایران، ظرفیتهای نظامی کشور و همچنین سطح انسجام داخلی جامعه ایران نداشت. زمانی که آمریکا و اسرائیل نتوانستند به اهداف مورد نظر خود دست یابند، ترامپ مواضع تندتری اتخاذ کرد. او گفت که ایران را عصر حجر برمیگردانیم و تمدن ایران را از بین میبریم و در جریان جنگ نیز عمدتا به مراکز غیرنظامی از جمله ساختمانها، پلها و مدرسه میناب حمله کرد که تمام اینها اساسا ماهیت نظامی نداشتند».
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «همین شرایط بهتدریج موجب افزایش اختلافات میان آمریکا و اسرائیل شد. در واقع در واشنگتن این پرسش مطرح شد که چرا آمریکا تحت فشار نتانیاهو وارد جنگی شده است که دستاورد روشنی برای آن نداشته است. به همین دلیل، سطح نارضایتی آمریکا از عملکرد اسرائیل افزایش یافت و اکنون نیز واشنگتن با برخی اقدامات نظامی اسرائیل موافق نیست. به اعتقاد من، در جریان مذاکرات و رایزنیهای اخیر، چند محور اصلی مورد تمرکز ایران قرار داشته است. نخست، پایان یافتن درگیریها در سراسر منطقه، از جمله لبنان؛ موضوعی که آمریکا با آن موافقت کرد اما اسرائیل آن را بر هم زد. دوم، جبران خسارتهای واردشده به مراکز و زیرساختهای غیرنظامی. آمریکا تمایل چندانی به پذیرش این موضوع ندارد زیرا آن را بهمنزله پذیرش شکست تلقی میکند. سوم، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران. درباره میزان این داراییها و رقم احتمالی آزادسازی، اعداد متفاوتی مطرح شده است و هنوز تصمیم نهایی درباره آن مشخص نیست. چهارم، لغو تحریمهای اقتصادی علیه ایران. در مقابل، آمریکا نیز بر دو موضوع اصلی تأکید دارد؛ نخست اینکه تردد در تنگه هرمز باید مانند گذشته آزاد و بدون محدودیت باشد و دوم اینکه ایران نباید به سمت توانایی تولید سلاح هستهای حرکت کند. از نگاه آمریکا، غنیسازی در سطوح بالا با اهداف صرفا صلحآمیز سازگار نیست. در مقابل، ایران استدلال میکند که افزایش سطح غنیسازی واکنشی به بدعهدیهای آمریکا و نقض تعهدات این کشور در برجام بوده است. آمریکا برای افزایش فشار بر ایران از ابزارهای مختلف، از جمله محدودیتهای دریایی، استفاده کرده است. همین مسئله موجب شده که ایران شرط پنجم خود را بگذارد و آن رفع محاصره دریایی است».
او درباره حمله اخیر اسرائیل به لبنان و واکنش ایران و متعاقب آن حملاتی از سوی اسرائیل به ایران، مطرح کرد: «در میانه این گفتوگوها، اسرائیل به لبنان حمله کرد. پس از آن ایران واکنش نشان داد و به دنبال آن اسرائیل نیز دست به اقدام متقابل زد. برداشت من این است که به نوعی ترامپ از اسرائیل خواست که به لبنان حملاتی پر شدت داشته باشد تا از طریق افزایش فشار نظامی، ایران را به دادن امتیازات بیشتر در مذاکرات وادار کند اما زمانی که مشاهده کرد ایران عقبنشینی نمیکند و همچنان به اقدامات متقابل ادامه میدهد، خواستار پایان تنشها شد. ترامپ از وضعیت فعلی رضایت کامل ندارد، اما در مقاطع مختلف ناچار شده است تحت تأثیر شرایط منطقهای و بینالمللی از برخی مواضع خود عقبنشینی کند. برای مثال، در مقطعی اعلام کرد که قصد حمله دارد، اما سپس گفت به درخواست برخی کشورهای عربی از این اقدام صرفنظر کرده است. کشورهای منطقه هشدار داده بودند که وقوع جنگ در آن مقطع میتواند کل منطقه را با بحران گستردهتری مواجه کند».
ساداتیان در پایان گفت: «تمدید آتشبس برای ۶۰ روز نیز تقریبا همزمان با پایان مسابقات جام جهانی خواهد بود. برخی معتقدند زمانبندی این موضوع برای ترامپ اهمیتی ندارد، اما من چنین نظری ندارم و معتقدم این مسئله در محاسبات او تأثیرگذار است. در مقابل، نتانیاهو همچنان خواهان ادامه فشارها و درگیریهاست. با این حال، به نظر میرسد آمریکا فعلا ترجیح میدهد از ورود به یک جنگ گسترده فاصله بگیرد و شرایط را برای تصمیمگیریهای بعدی ارزیابی کند. یکی از مقاطع زمانی مهم، فاصله میان پایان جام جهانی و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکاست. اگر در آن زمان واشنگتن به این جمعبندی برسد که ایران از نظر اقتصادی تضعیف شده یا شرایط منطقهای به نفع آمریکا تغییر کرده است، ممکن است بار دیگر گزینههای تهاجمی روی میز قرار گیرد. همزمان، تلاشهایی نیز در سطح بینالمللی در جریان است تا این تصویر ارائه شود که ایران تنگه هرمز را محدود کرده و در پی توسعه برنامه هستهای خود است. چنین فضاسازیهایی میتواند در آینده به عنوان مبنایی برای افزایش فشارها یا اقدامات جدید مورد استفاده قرار گیرد. در مجموع، اگر توافقی میان ایران و آمریکا حاصل شود، مسیر دیگری پیش روی منطقه قرار خواهد گرفت. اما اگر توافقی در کار نباشد، احتمال بروز تنشهای جدید در فاصله پایان جام جهانی تا انتخابات میاندورهای آمریکا وجود خواهد داشت. با این حال، اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای شکست بخورند، احتمال ورود آمریکا به یک جنگ جدید پس از آن مقطع بهمراتب کمتر خواهد شد».
دیدگاه تان را بنویسید