کد خبر: 779325
تاریخ انتشار :

نگاه تحلیلگر/یادداشت اختصاصی مهدی عرب صادق به نامه‌نیوز

آرامش قبل از طوفان نفت؛ باید نقشه‌راه نفت ۱۵۰ دلاری را پیش بگیریم

مهدی عرب صادق کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی در یادداشتی به آثار تحولات اخیر منطقه بر قیمت نفت پرداخت.

آرامش قبل از طوفان نفت؛ باید نقشه‌راه نفت ۱۵۰ دلاری را پیش بگیریم
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

بازار نفت این روزها در وضعیتی عجیب به سر می‌برد. قیمت نفت برنت که تا همین چند هفته پیش به بالای ۱۲۰ دلار هم رسیده بود، اکنون در محدوده‌ای حدود ۷۶ دلار در نوسان است، این قیمت سیاسی است. آرامشی که بسیاری از تحلیلگران آن را «آرامش قبل از طوفان» می‌نامند.

اما این آرامش، فریبنده‌ترین بخش ماجراست. چرا که پشت این ظاهر عادی، واقعیتی هشداردهنده نهفته است: ذخایر استراتژیک نفت در سراسر جهان با شتابی بی‌سابقه در حال کاهش است. اگر روند کنونی ادامه یابد، ذخایر جهانی تا ماه سپتامبر به زیر ۶ میلیارد بشکه و کف عملیاتی کاهش می یابد؛ این به آن معناست که حتی پیش از تخلیه کامل مخازن، بازار با کمبود شدید عرضه و جهش قیمت‌ها مواجه خواهد شد.

اکنون کمبود واقعی عرضه جهانی در حدود ۹ میلیون بشکه در روز است. تاکنون حدود ۲ میلیارد بشکه نفت، معادل ۵ درصد از عرضه سالانه جهان، از دست رفته است؛ زیرا تنگه هرمز عملاً بسته شده است. هر روزی که این تنگه بسته بماند، این کمبود اضافه می‌شود.

واقعیت تکان‌دهنده‌تر این است که بازار، شدت این ریسک را دست‌کم گرفته است. ذخایر جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ ممکن است حدود یک میلیارد بشکه کاهش داشته باشد. این رقمی است که ابعاد واقعی شکاف میان عرضه و تقاضا را آشکار می‌سازد.

حال سوال این است: برای رساندن قیمت نفت به ۱۵۰ دلار، چه مسیری پیش روی ایران قرار دارد؟

گام نخست، تثبیت وضعیت موجود است. از منظر ژئوپولیتیک انرژی و با توجه به نقض مکرر تعهدات آمریکا، ایران باید بر نظارت بر تردد کشتی‌ها و دریافت عوارض عبور اصرار ورزد و این موضع را به یک هنجار جدید و نظم انرژی در منطقه تبدیل کند، نه یک اقدام تنش‌زا  و ترافیک نفتکش‌ها به یک تا یک و نیم میلیون بشکه برسد. در این مسیر، عبور انتخابی به کشتی‌هایی که نفت خود را با ارزهای غیردلاری معامله می‌کنند، می‌تواند اهرم فشار را بدون قطع کامل درآمدهای نفتی، حفظ کند.

گام دوم، بهره‌برداری هوشمندانه از نقطه آسیب‌پذیر راهبردی است. تأسیسات نفتی ایران، به‌ویژه پایانه صادراتی جزیره خارک، همواره به عنوان هدفی راهبردی مطرح بوده‌اند. ایران باید شفاف اعلام کند که هر گونه تعرض به تأسیسات نفتی آن، با پاسخی متقابل و هدفمند در سطح منطقه روبرو خواهد شد. ایجاد بازدارندگی متقابل، به گونه‌ای که هزینه هر گونه اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های نفتی ایران، فراتر از منافع آن باشد، می‌تواند معادله را به نفع تهران تغییر دهد.

گام سوم، هم‌زمان‌سازی با اوج تقاضای فصلی است. اینجا جایی است که فصل سرما نقشی تعیین‌کننده پیدا می‌کند. ذخایر سوخت‌های تقطیری مانند دیزل و نفت‌کوره هم‌اکنون تحت فشار هستند. در فصل سرما که تقاضا برای سوخت‌های گرمایشی به اوج می‌رسد، این فشار به نقطه بحران خواهد رسید. هر گونه تشدید محسوس در آستانه زمستان نیمکره شمالی، بیشترین ضریب فشار را بر بازار وارد می‌آورد و نگرانی از کمبود سوخت زمستانی در اروپا و آمریکا، فشار سیاسی بر واشنگتن را به حداکثر می‌رساند.

گام چهارم، بهره‌برداری از نقطه سرریز ذخایر است. با نزدیک شدن ذخایر به سطوح بی‌سابقه، مدل‌های تحلیلی قیمت‌هایی در محدوده ۱۵۰ تا ۱۶۰ دلار را نشان می‌دهند. در این نقطه، ایران باید هم‌زمان با رسیدن به این آستانه، پیشنهاد مذاکره برای مدیریت مشترک تنگه را مطرح کند. تبدیل پیروزی میدانی به پیروزی دیپلماتیک، به گونه‌ای که نشان دهد اهرم تنگه در دست ایران است، می‌تواند هر توافق آتی را بر مبنای واقعیت‌های میدان شکل دهد.

باید کنترل تنگه را تا زمستان سخت‌گیرانه و با معاملات غیردلاری حفظ کنیم!

اهمیت فصل سرما را نباید دست‌کم گرفت. در شرایطی که مخازن سوخت در تابستان نیز تحت فشار هستند، ورود به فصل سرما می‌تواند ضریب تشدیدکننده سناریوی ۱۵۰ دلاری باشد. افزایش تقاضای فصلی برای سوخت‌های گرمایشی، فشار بیشتر بر ذخایر استراتژیک که هم‌اکنون در پایین‌ترین سطح تاریخ قرار دارند، و کاهش اثربخشی جایگزین‌های انرژی تجدیدپذیر در زمستان - همه دست به دست هم می‌دهند تا ضربه‌پذیری بازار را به حداکثر برسانند.

 برای حل بحران نفت، باید جریان نفت از تنگه هرمز از ۲ میلیون به ۱۰ میلیون بشکه در روز برسد. این فاصله، اهرم فشار ایران را نشان می‌دهد، پس نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد و باید به زیر ۲ میلیون عبور برسیم. هر روزی که این شکاف باقی بماند، قیمت‌ها را به سمت سقف‌های جدید هدایت می‌کند.

با حفظ همین شرایط نه جنگ نه صبح  حتی۱۵۰ دلار قیمت قطعی اکتبر خواهد بود و این یعنی شکست سیاسی ترامپ در آمریکا.

  تفاوت امروز با گذشته در تهی‌شدن بی‌سابقه مخازن و صبر برای نزدیک شدن فصل سرماست که ضربه‌پذیری بازار را به حداکثر رسانده است. بازار در آرامش به سر می‌برد،

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها