کد خبر: 781059
تاریخ انتشار :

نگاه تحلیلگر/ گفتگوی نامه‌نیوز با جمشید عدالتیان

مسیر مذاکره را نرویم، راهی جز جیره‌بندی نیست

تحلیلگر مسائل اقتصادی گفت:‌ دولت باید خود را برای شرایط ناشی از فشار حداکثری آماده کند و از هم‌اکنون سناریوهای لازم برای مدیریت اقتصاد در چنین شرایطی را در نظر بگیرد.

مسیر مذاکره را نرویم، راهی جز جیره‌بندی نیست
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

دولت دونالد ترامپ در ادامه سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران، رویکردی را دنبال می‌کند که هدف آن افزایش تدریجی فشار بر منابع درآمدی و مسیرهای تجاری ایران است. تحریم نفت، محدود کردن دسترسی مالی، هدف قرار دادن شبکه‌های حمل‌ونقل و اعمال فشار بر کشورهای طرف معامله با ایران، از محورهای این سیاست است. دولت آمریکا اخیراً نیز از اعمال «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» علیه ایران سخن گفته است.

در این چارچوب، واشنگتن تلاش دارد با محدود کردن صادرات نفت و دشوارتر کردن مبادلات تجاری، درآمدهای ارزی ایران را کاهش دهد و همزمان هزینه تجارت خارجی را افزایش دهد؛ سیاستی که می‌توان از آن به عنوان «خفه‌سازی تدریجی اقتصاد» یاد کرد. با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده ایران با استفاده از مسیرهای غیررسمی تجارت، تنوع‌بخشی به شرکای تجاری و سازوکارهای دور زدن تحریم‌ها توانسته بخشی از فشارها را مدیریت کند.

هدف نهایی این رویکرد، افزایش هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی به‌گونه‌ای است که تهران برای تغییر محاسبات خود و ورود به مذاکرات تحت فشار بیشتری قرار گیرد. با این حال، برخی تحلیل‌ها هشدار می‌دهند که فشار اقتصادی لزوماً به تغییر رفتار سیاسی منجر نمی‌شود و حتی می‌تواند به طولانی‌تر شدن بن‌بست و تشدید مشکلات معیشتی منجر شود.

جمشید عدالتیان در گفت‌وگو با نامه نیوز، با اشاره به فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌های آمریکا و شرایط بین‌المللی گفت: موفقیت در اعمال فشار اقتصادی هیچ‌گاه ۱۰۰ درصدی نیست اما آمریکا می‌تواند با تشویق‌ها، امتیازها و آوانس‌ها شرایطی را برای ترغیب کشورها به سمت امیال خود ایجاد کند.

وی افزود: امروز از ۴۰ کشتی دو کشتی از محاصره دریایی عبور می‌کنند بنابراین فشار تحریمی آمریکا نمی‌تواند به صورت کامل و 100درصدی مانع تجارت کشور شود. همچنین با توجه به وضعیت تجاری و بین‌المللی ایران و اینکه اقتصاد کشور مانند کره شمالی کاملاً ایزوله نیست، همچنان دادوستدهایی در حوزه‌های پتروشیمی، گاز، نفت و کالاهای اساسی وجود دارد و خواهد داشت. البته با تشدید فشارهای تحریمی، اقتصاد کشور کوچک‌تر می‌شود، درآمدهای دولت کاهش پیدا می‌کند و فشار بر بودجه افزایش می‌یابد که در نهایت می‌تواند به افزایش تورم منجر شود.

این تحلیلگر مسائل اقتصادی با اشاره به آثار تحریم‌ها بر فرصت‌های تجاری کشور اظهار کرد: تحریم‌ها فرصت‌های تجاری را از بین می‌برند و ممکن است در آینده ایران دیگر برای برخی کشورها از جمله چین یک فرصت تجاری جذاب محسوب نشود. وقتی کشوری احساس کند درصورت تجارت با ایران، با تهدید مواجه است، امکان دارد در نهایت عقب‌نشینی کند. هرچه فشار بیشتر شود، کمبودها نیز افزایش پیدا می‌کند و در این شرایط موضوع تاب‌آوری اقتصاد مطرح می‌شود؛ اینکه اقتصاد کشور تا چه اندازه می‌تواند این فشارها را تحمل کند، نمی توان پیش بینی دقیقی درباره آن داشت.

وی با اشاره به موضوع اقتصاد مقاومتی گفت: از سال ۱۳۹۲ بحث اقتصاد مقاومتی مطرح شد و قرار بود اقداماتی انجام شود تا اقتصاد کشور به وضعیت کنونی نرسد، اما اقتصاد مقاومتی آن‌گونه که باید آغاز نشد و اکنون برای اجرای بسیاری از اقدامات، زمان زیادی از دست رفته است. شخصاً نمی‌توانم بگویم اقتصاد ایران تا چه زمانی توان تاب‌آوری در برابر این فشارها را دارد، اما به نظر نمی‌رسد شاهد فروپاشی اقتصادی باشیم. اگر هدف ترامپ فروپاشی اقتصادی ایران باشد، در آن صورت ممکن است فشارهای موجود مشکلات بسیار بزرگی برای کشور ایجاد کند.

عدالتیان تصریح کرد: با استفاده از ظرفیت‌های داخلی، صادرات و واردات محدود و همچنین مسیرهای تجاری که از طریق ترکیه و حتی پاکستان وجود دارد، می‌توان اقتصاد کشور را اداره کرد اما رویکردهای کنونی باید تغییر کند.

این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه هدف ترامپ از فروپاشی اقتصاد ایران با اعمال فشارهای موجود بعید به نظر می‌رسد، گفت: هیچ‌کس باور ندارد که ترامپ بتواند با این میزان فشار اقتصادی به اهدافی مانند فروپاشی اقتصاد ایران دست پیدا کند و به همین دلیل به نظر می‌رسد بخشی از اقدامات او جنبه تبلیغات سیاسی دارد. با این حال، باید توجه داشت که فشار اقتصادی شدیدی به کشور وارد می‌شود و باید برای تحمل آن آماده بود.

وی راه دیگر را حرکت به سمت مذاکره و فعال کردن مسیرهای توافق و میانجیگری دانست و اظهار کرد: سرانجام باید به مذاکرات، توافق‌ها و میانجیگری‌ها نتیجه‌ای داده شود. بالاخره این وضعیت باید در نقطه‌ای پایان پیدا کند، زیرا ادامه آن نه به نفع جهان است و نه به نفع ایران. با حفظ اصول، امید مردم این است که این موضوع هرچه سریع‌تر پایان پیدا کند؛ در غیر این صورت باید به سمت اقتصاد جنگی حرکت کرد که معنای آن می‌تواند جیره‌بندی گسترده باشد.

این کارشناس اقتصادی توضیح داد: برای مثال، ممکن است بنزین جیره‌بندی شود و کالاهای اساسی نیز از سازوکار عادی فروش خارج و جیره‌بندی شوند تا هم قیمت‌ها کنترل شود و هم کالاها به شکل عادلانه میان مردم توزیع شوند. کشورهای مختلف در جریان جنگ جهانی دوم نیز چنین سیاست‌هایی را اجرا کردند. اگر قرار باشد وضعیت فعلی ادامه پیدا کند، باید اقتصاد آزاد را کنار گذاشت و به سمت اقتصاد جنگی حرکت کرد.

وی افزود: در مجموع، کشور با دو مسیر مواجه است؛ یا باید به سمت مذاکره حرکت کنیم یا در صورت تداوم فشارها، به سمت اقتصاد جنگ و دولتی شدن گسترده امور اقتصادی برویم؛ شرایطی که مشابه برخی سیاست‌های اقتصادی دهه ۶۰ خواهد بود.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به تجربه کشورهای اروپایی در دوره کمبود سوخت گفت: در اروپا نیز زمانی که با کمبود بنزین مواجه شدند، از مردم خواسته شد در روزهای تعطیل از تردد غیرضروری خودداری کنند و سفرهای طولانی نداشته باشند. امروز با ناترازی در حوزه‌های آب، برق و بنزین مواجه هستیم و در حوزه کالاهای اساسی نیز شرایط به سمت جیره‌بندی پیش می‌رود. اگر قرار باشد این وضعیت ادامه پیدا کند، تنها راه، حرکت به سمت اقتصاد جنگی خواهد بود. دولت باید خود را برای شرایط ناشی از فشار حداکثری آماده کند و از هم‌اکنون سناریوهای لازم برای مدیریت اقتصاد در چنین شرایطی را در نظر بگیرد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها