نگاه تحلیلگر/ گفتوگوی «نامهنیوز» با مرتضی مکی
برگ تنگه هرمز نامحدود نیست/ جنگ در نهایت با مذاکره پایان مییابد
تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت:تنگه هرمز یک اهرم مهم ژئوپلیتیکی برای ایران است، اما نباید تصور کرد که ظرفیت و قدرت این اهرم نامحدود است. کشورهای مصرفکننده انرژی ممکن است در بلندمدت به دنبال مسیرهای جایگزین، منابع جدید یا راهکارهای دیگری برای تأمین انرژی خود بروند.
گروه سیاست نامه نیوز:در تحلیل مواجهه با آمریکا، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد؛ گروهی معتقدند باید با تداوم جنگ و افزایش فشار نظامی، بازدارندگی را تقویت کرد و مانع از تکرار اقدامات دشمن شد. در مقابل، عدهای بر این باورند که ادامه جنگ هزینههای سنگینی به همراه دارد و باید از مسیر مذاکره به آن پایان داد. با این حال، هر دو نگاه زمانی میتوانند به نتیجه مطلوب برسند که بر شناخت واقعیتهای سیاسی و میدانی استوار باشند. نه جنگ بهتنهایی تضمینکننده تحقق همه اهداف است و نه مذاکره بدون پشتوانه قدرت میتواند منافع ملی را تأمین کند.
مرتضی مکی درباره تحلیلهای متناقض طرفداران جنگ و مذاکره گفت: بخشی از موافقان جنگ و مذاکره، بدون شناخت کافی از واقعیتهای میدانی و سیاسی، بر اساس تصورات خود درباره این دو موضوع موضعگیری میکنند؛ در حالی که تصمیمگیری در شرایط کنونی باید مبتنی بر اهداف و منافع ملی و با در نظر گرفتن واقعیتهای منطقه باشد.
وی افزود: برای تحلیل وضعیت منطقه باید چند گزاره اساسی را در نظر گرفت و بر مبنای آنها گامهای بعدی را در راستای تأمین امنیت ملی و تحقق اهداف کشور برداشت. نخستین نکته این است که جنگ ایران و آمریکا در نهایت با مذاکره پایان خواهد یافت. ایران در جریان این جنگ توانمندی موشکی و قدرت بازدارندگی خود را در سطح منطقه به نمایش گذاشت و نشان داد که تا چه اندازه میتواند محاسبات و اهداف آمریکا را با چالش مواجه کند.
این کارشناس مسائل سیاسی و منطقهای با اشاره به حملات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه تصریح کرد: هدف قرار دادن ۱۸ پایگاه آمریکا در منطقه، اتفاق کوچکی نیست. حضور ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین و استقرار نیروهای آمریکایی در قطر نیز نشان میدهد که واشنگتن چه ظرفیتهایی در منطقه در اختیار دارد؛ با این حال، ایران توانست با واکنشهای خود در جریان جنگ ۴۰ روزه، معادلات منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد. این توانمندی، ظرفیت قابل توجهی برای ایران ایجاد کرده است، اما نباید آن را نامحدود تصور کرد. ایران همچنان میتواند با اتکا به قدرت بازدارندگی خود، هزینههای اقدامات آمریکا را افزایش دهد و موقعیت این کشور را در معادلات منطقهای با چالش مواجه کند.
وی با اشاره به روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس با آمریکا گفت: شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، همکاریهای گستردهای با آمریکا دارند. این کشورها، با وجود اختلافات عمیق خود با ایران، در مواردی در مسیر افزایش فشار و محدودسازی موقعیت منطقهای ایران حرکت کردهاند. بنابراین، شناخت دقیق مناسبات سیاسی و امنیتی منطقه برای اتخاذ تصمیمهای درست ضروری است.
این کارشناس با بیان اینکه ایران در جنگ ۴۰ روزه دکترین امنیتی خود را به نمایش گذاشت، اظهار کرد: یکی از پیامهای اصلی این دکترین آن است که امنیت یا باید برای همه کشورهای منطقه تأمین شود یا هیچ کشوری نمیتواند خود را کاملاً از پیامدهای ناامنی مصون بداند. این رویکرد نشان داد که امنیت منطقهای به یکدیگر پیوسته است و نمیتوان امنیت یک کشور را جدا از امنیت دیگران تعریف کرد.
وی افزود: آمریکا طی سالهای گذشته تلاش کرده است با اعمال تحریمها و افزایش فشارهای اقتصادی، شرایط را برای ایران دشوار کند تا تهران در نهایت به خواستههای واشنگتن تن بدهد. با این حال، تجربه تحولات اخیر نشان میدهد که معادلات منطقهای پیچیدهتر از آن است که بتوان صرفاً با فشار اقتصادی یا ابزار نظامی، نتیجه دلخواه را به طرف مقابل تحمیل کرد.
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی با اشاره به اهمیت تنگه هرمز در معادلات منطقهای و جهانی گفت: تنگه هرمز یک اهرم مهم ژئوپلیتیکی برای ایران است، اما نباید تصور کرد که ظرفیت و قدرت این اهرم نامحدود است. کشورهای مصرفکننده انرژی ممکن است در بلندمدت به دنبال مسیرهای جایگزین، منابع جدید یا راهکارهای دیگری برای تأمین انرژی خود بروند. از این رو، بهرهگیری از این ظرفیت باید با محاسبه دقیق پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت همراه باشد.
این کارشناس مسائل سیاسی و منطقهای در ادامه، با انتقاد از دو نگاه افراطی به تحولات اخیر اظهار کرد: همانطور که نباید توانمندیهای ایران را نامحدود فرض کرد، نباید اینگونه تصور کرد که آمریکا میتواند ضرباتی جبرانناپذیر به ایران وارد کند و به همین دلیل، کشور باید بدون توجه به دستاوردهای خود، هرچه سریعتر به توافق تن دهد.
وی تأکید کرد: رویکرد درست آن است که از شرایط کنونی برای تثبیت دستاوردهای جنگ ۴۰ روزه استفاده کنیم. نه میتوان انتظار داشت که ایران در کوتاهمدت ضربه نهایی را به آمریکا وارد کند و آن را بهطور کامل از معادلات منطقهای حذف کند و نه میتوان انتظار داشت که آمریکا قادر باشد با یک اقدام، ایران را از صحنه خارج کند.
مکی با بیان اینکه تحقق اهداف راهبردی کشور صرفاً از مسیر جنگ امکانپذیر نیست، گفت: کاهش قدرت و نفوذ آمریکا در معادلات منطقهای و مقابله با سیاستهای رژیم صهیونیستی از اهدافی است که ایران دنبال میکند، اما دستیابی به این اهداف نیازمند تقویت همهجانبه قدرت ملی است. قدرت نظامی بهتنهایی کافی نیست و باید در کنار آن، توان اقتصادی، انسجام اجتماعی و ظرفیتهای سیاسی کشور نیز تقویت شود.
این کارشناس افزود: دستیابی به اهداف بلندمدت، نیازمند برنامهریزی، دوراندیشی و شناخت دقیق روندهای بینالمللی است. ایران باید مسیری را دنبال کند که ضمن حفظ استقلال و ایستادگی در برابر فشارهای آمریکا، جایگاه خود را در نظام منطقهای و بینالمللی بهتدریج ارتقا دهد.
وی با اشاره به تجربه چین در مسیر توسعه و افزایش قدرت جهانی اظهار کرد: باید از تجربه کشورهایی مانند چین در زمینه تقویت تدریجی قدرت ملی و ارتقای جایگاه بینالمللی استفاده کرد. ایستادگی در برابر قدرتهای بزرگ زمانی اثربخش خواهد بود که با توسعه اقتصادی، افزایش توان فناوری، تقویت بنیانهای اجتماعی و برنامهریزی بلندمدت همراه شود.
این کارشناس در پایان با اشاره به تغییر نگاه برخی کشورهای منطقه به نقش آمریکا در تأمین امنیت گفت: تحولات اخیر این پرسش را برای کشورهای منطقه جدیتر کرده است که آیا آمریکا واقعاً میتواند امنیت آنها را تضمین کند یا خیر. این کشورها ممکن است به این جمعبندی برسند که برای تأمین امنیت خود باید در کنار روابط موجود، به دنبال سازوکارها و راهکارهای دیگری نیز باشند.
این کارشناس خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی، نه آمریکا قادر است بهسادگی ضربه نهایی را به ایران وارد کند و نه ایران میتواند صرفاً با اتکا به قدرت نظامی، همه اهداف راهبردی خود را محقق سازد. مسیر مؤثر، تثبیت دستاوردهای میدانی، تقویت قدرت ملی و بهرهگیری هوشمندانه از ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک برای تغییر معادلات منطقهای است.
دیدگاه تان را بنویسید