کد خبر: 165630
تاریخ انتشار :

اعوجاج زبان-اعوجاجِ سياسي اخلاق

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

سینا مشایخی: مي خواهم بحثي را پيش بگيرم که به نظر مي‌آيد امروزه يکي از مهمترين معضلاتي است که زبان سياسي ما گرفتار آن است، معضلي اجتماعي که بواسط آن زبانِ فرهنگي و اخلاقي فردي ما نيز دچار ناهنجاري گرديده است. اگر بپذيريم که شکلِ زبان اساساً براي ارتباط شکل گرفته است و اصولا چيزي که بيان يا رفتار مي‌شود، يا تجسم مي‌يابد، تماماً بر اساسِ معنا و رابطه اي تعريف مي‌شود که بدست مي‌دهد، بنابراين بايد براي واکاوي معضلِ اعوجاجِ زبان سياسي مي‌بايست به مفهومِ چگونگي ارتباط بخشي زبان توجه کنيم. آنچه انگيزه ي اين نوشتار است؛ مسئله اي است که بواسط ترکيبِ زبانِ سياسي با زبان ديني در جامعه ديني ما رخ داده است. همانگونه که مي‌دانيم در جامعه ايران، نمودِ سياسي آميخته با فرهنگِ ديني است و در اين نوع از شکلِ زبان سياسي گاهاً معذوريت‌ها و يا آموزه‌هاي ديني، سببِ بوجود آمدنِ نوعي تنازعاتِ ميانِ لفظ و معنا مي‌گردند. همچون اصطلاحي که از ديرباز آنرا به نام تقيه مي‌شناسيم. اما مسئله اي که امروزه در زبان سياسي رخ داده است، نوعي بازي ارتباطي بينِ جمله‌هاي سياسي و معاني اجتماعي است که هيچ پيوند معنايي و استعاري با يکديگر ندارند و تنها دليل که براي فهمِ اين جمله‌هاي سياسي توسطِ گروههاي مختلف سياسي و يا بين سياسيون و مردم مي‌توان به آن استناد جست، معنايابي آنها بواسط احتمالِ فهمِ جامعه از موضوع تقيه است. اما اکنون سوال اينجاست که چرا در يک جامعه، مي‌بايست سياسيون يا گروههاي اجتماعي جملاتي را بگويند و مردم معاني ديگرگوني را از اين جملات استنباط کنند و اصلا اين سوال پيش نيايد که چرا مي‌بايست همچون مکانيسم بيماري بر زبان حکمفرما باشد که ناچاراً بر زبان فرهنگي و اخلاقي افراد تأثيرگذار است؟ و مهمتر از اين نکته، اين موضوع سببِ خالي شدنِ بارِ حقوقي زبان سياسي مي‌گردد؛ يعني گروه و فردِ سياسي اي که درونِ جامعه اي زندگي مي‌کند که اين بازي معاني در آن جريان دارد، مسئوليتِ حقوقي سخنانِ خود را بر اساسِ اين دو شکل زباني تغيير مي‌دهد، يعني براي سخنان سياسي اش، هيچ مسئوليتي در قبالِ مردم ندارد؛ در حاليکه با پذيراندن اين نوع از زبان سياسي اولاً شکل اخلاقي و فرهنگي زبان را در مخاطبان بوسيل اجبارِ نظامِ قدرت اعوجاج مي‌دهد و ثانياً هيچ مسئوليتي دربرابر هزينه‌هاي پاسخ‌هايي که مردمان در قبالِ معناي ضمني سخنان پرداخت مي‌کنند، ندارند. نمونه اين گونه از برخورد‌ها در اعوجاج زبان سياسي را در جناح اصلاح طلبان و اصول گرايان، هر کدام به شيوه اي مي‌توان ديد. به عنوان مثال از شيو اصلاح طلبان مي‌توان به وقايع 88 اشاره نمود، در هيچ کدام از وقايعي که رخ داد، به جرأت مي‌توان نشان داد که آنچه سخنانِ سياسي جريان صلاح طلب بود با آنچه توسطِ مردم بيان شد، يکي نبود؛ (اعتراض براي تقلب در انتخابات، همراهي با مردم مصر، راهپيمايي عاشورا؛ بياناتي بودند که از سوي اصلاح طلبان بيان مي‌شد اما اما خواسته‌ها و آنچه در تظاهرات‌ها بيان مي‌شد چيز ديگري بود)اما بر اين اساس که دستگاه اجرايي و اصولاً مردم و جريان اصول گرا اين اعوجاج در زبان را پذيرا بودند، مردم هزين چيزي را پرداختند که درست يا نادرست کساني که سردمدار اين اعوجاج بودند علناً آن را بيان نداشتند. يا مثلاً اصول گرايان در مورد اشکالاتي که در درونِ نظام، افرادِ اصول گرا مرتکب مي‌شوند به نوعي يا قضيه را بايکوت مي‌کنند و يا اصولاً نمي‌پذيرند که اشکالي رخ داده است و با کوبيدن به ميخ و نعل شاهد چيزهايي مي‌شويم که مبرز است که اشتباه است اما مردم بنا بر اين اصل که بايد از اين فعل چيز ديگري را برداشت کنند، گونه اي ديگر از سردرگمي را در فهمِ اجتماع شاهد مي‌شويم به عنوان مثال برخورد با عوامل خودسر يا محاکم آنها در جريان کوي دانشگاه. با تمام اين احوال هنوز پاسخي براي اين اعواج زباني در سياست که زبان اخلاقي و فرهنگي آحاد ملت را مورد هجمه قرار داده، پيدا نمي‌شود.
منبع: روزنامه ابتکار

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما