کد خبر: 179479
تاریخ انتشار :

خاطرات خوش اصولگرایان از وحدت، در خانه جامعتین تکرار می‌شود یا موسسه آیت‌الله تندروی قم‌نشین؟

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

مصطفی داننده: این روزها جناح راست ایران که در فضایی سیاسی به «اصول گرایان» معروف هستند، به دنبال رسیدن به یک رهبری واحد هستند. رهبری که می‌تواند عبای وحدت را بر سر این جناح سیاسی کشور بکشد.

اصول گرایان برای انتخابات مجلس دهم به دنبال دستی می‌گردن تا « بخن، بخن» گویان با او بیعت کنند و به رقابت با اصلاح طلبان « رقیب دیرین» خود بپردازند. در این میان راست گرایان ایران دو روش گوناگون را برای رسیدن به رهبری واحد طی می‌کنند. برخی به دنبال فرد گرایی هستند و عده‌ای دیگر از نهادگرایی سخن به میان می‌آورند.

سیدرضا تقوی عضو برجسته جامعه روحانیت مبارز تهران و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی راه رسیدن به وحدت را در رهبری فردی می‌داند و اعتقاد دارد که اصول گرایان با هدایت دو آیت‌الله قم نشین یعنی محمد یزدی و محمد تقی مصباح یزدی می‌توانند، بر جدایی غلبه کنند و بعد از سال‌ها رنگ وحدت را به خود ببیند.

بیماری آیت‌الله مهدوی کنی، فوت حبیب الله عسگراولادی و قهر ناطق نوری، باعث شد تا تقوی برای وحدت به قم برود تا این شهر بعد از سال‌ها جایگزین تهران در تعاملات سیاسی کشور باشد.

تقوی، معتقد است که آیت‌الله سید محمد یزدی به عنوان رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و آیت‌الله مصباح یزدی به عنوان رهبر معنوی جبهه پایداری می‌توانند کلام وحدت را در میان اصول گرایان جاری کنند. دو آیت‌الله یزدی با رسیدن به یک تفاهم سیاسی می‌توانند راهکار مناسبی برای ارائه یک لیست واحد برای انتخابات مجلس دهم برسند.

آیت‌الله سید محمد یزدی رئیس سابق قوه قضائیه و نماینده سابق ادوار مجلس شورای اسلامی از روزهای بعد از انتخابات 92، سخن به میان آورد و نشان داد که رفتار سیاسی او مبتنی بر وحدت است اما در این میان آیت‌الله مصباح ساز ناکوک خود با اصول گرایان را به صدا درآورده بود.

رئیس موسسه امام خمینی در دیدار با تقوی اعلام کرده بود که وحدت به سبک او را نمی‌پسندد و برای خود سازوکار مشخص و جدایی نسبت به دیگران دارد. در این میان رفتار اعضای جبهه پایدرای و سخنان آنان در مورد لزوم وحدت با دیگر گروه‌های اصول گرا، زمینه ساز تغییر در رفتار آیت‌الله مصباح یزدی شد و او گفتمان خود را تعدیل کرد و حتی سخنرانی در همایش اصول گرایان را پذیرفت تا مشخص شود، رفتار سیاسی مصباح یزدی نیز بر اساس اتفاقات سیاسی تغییر پیدا می‌کند.

در کنار تلاش‌های تقوی، جامعه روحانیت مبارز به عنوان نهاد تاثیرگذار وارد جریان وحدت اصول گرایی شده است. غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی جامعه از الگوی انتخاباتی این تشکل روحانی و محوری در جریان اصولگرا رونمایی کرد و زنگ فعالیت های انتخاباتی جامعه را رسما به صدا در آورد. الگوی انتخاباتی که شیوخ اصولگرا امید دارند بتواند چراغ راه حرکتی فعالیت سیاسی اصولگرایان باشد تا در انتخابات سرنوشت ساز مجلس دهم دست پر از میدان رقابت بیرون بیایند.

آنگونه که مصباحی مقدم از تصمیمات جامعه روحانیت سخن گفته، مقرر شده «کمیته سیاسی» جامعه روحانیت مبارز به عنوان «کمیته انتخابات» فعالیت‌های مربوط به انتخابات آینده را سیاستگذاری و هدایت کند.

بسیاری از اصول گرایان اعتقاد دارند که وحدت اصول گرایان از زمین جامعه روحانیت و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم می‌گذرد. آنها بر این اعتقاد هستند که جامعتین به عنوان دو نهاد تاثیرگذار مذهبی و سیاسی می‌توانند رهبری جریان اصول گرایی را به دست بگیرند تا این جریان مسیر سعادت را به خوبی طی کند.

به عقیده این گروه نهادگرایی می‌تواند جلوی تزریق سلیقه‌های فردی به ویژه از سوی گروه‌های تندرو را بگیرد و زمینه را برای رسیدن به یک وحدت جامع فراهم کند. این دو گفتمان در حالی شکل می‌گیرد که اصول گرایان در سال‌های گذشته این دو روش سیاسی را تجربه کرده‌اند. آنها هم با نهادگرایی وارد انتخابات شده‌اند و هم تجربه رهبری فردی را چشیده‌اند.

اصول گرایان خاطرات خوبی از وحدت در زیر عبای جامعه روحانیت مبارز تهران دارند. در سال 56 و همزمان با اوج‌گیری مبارزات انقلابی مردم، جمعی از روحانیون حاضر در تهران (با پیگیری شهید مطهری) بر آن شدند تا متشکل‌تر عمل کنند. لذا تعدادی از آنان «با حضور افرادی چون خود شهید مطهری، آیت‌الله مهدوی کنی، آیت‌الله شهید مفتح، آیت‌الله شهید بهشتی، آیت‌الله شهید باهنر، هاشمی رفسنجانی و...» دور هم جمع شده و اساسنامه‌ای تنظیم نمودند تا انسجام بیشتری پیدا کنند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، آن حزب نقش اصلی را درباره جهت دهی به نیروهای خط امامی جامعه ایفا می‌نمود و برخی گروه‌های مطرح دیگر هم نظیر مؤتلفه ذیل آن عمل می‌کردند و به نوعی در آن ادغام شده بودند ولی در عین حال، جامعه روحانیت هم نقش مهمی در خط دهی و کنش سیاسی جامعه ایفا می‌نمود. البته بسیاری از افراد شاخص حزب جمهوری اسلامی «از جمله چهار نفر از پنج نفر مؤسس آن حزب، یعنی شهید بهشتی، شهید باهنر، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی» همزمان عضو جامعه روحانیت هم بودند. دلیل دیگر اهمیت جامعه روحانیت در سال‌های نخست انقلاب را می‌توان در اقبال عمومی بسیار قوی به روحانیون و نظرات آنان از طرف مردم جست.

پس از انحلال حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز تهران (به عنوان تشکلی شاخص که بسیاری از یاران با سابقه و شناخته شده و مورد اعتماد حضرت امام در آن حاضر بودند) نقش بارزتری یافت.

رئیس دولت‌های سوم، چهارم و همچنین پنجم و ششم یعنی آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی از اعضای ارشد این نهاد بودند. همچنین اکثریت مجلس‌های چهارم، پنجم نیز در اختیار این جامعه مذهبی و سیاسی بوده است. همین سابقه درخشان نشان می‌دهد که جامعه روحانیت مبارز تهران می‌تواند رهبری جریان اصولگرایی را به عهده بگیرد.

در قبال این رفتار، فرد گرایی و تلاش یک فرد برای کشیدن عبای وحدت بر سر اصول گرایان به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری مختلف با ناکامی روبرو شد تا مشخص شود، اصول گرایان یک جریان نهادگرا هستند تا فردگرا!

اصولگرایان در سال 84 و در انتخابات ریاست جمهوری نهم سعی کردند با محوریت آیت‌الله مهدوی کنی و علی اکبر ناطق نوری، یک نامزد را به عنوان نامزد نهایی این جریان وارد انتخابات ریاست جمهوری کنند. ریش سفیدان اصولگرا با تشکویل شورای هماهنگی و با حضور نامزدهای مطرح جریان خود، به دنبال پیاده سازی استراتژی خود بودند. ناطق نوری تلاش کرد لاریجانی، قالیباف، محسن رضایی، توکلی، احمدی نژاد را زیر یک چتر جمع کند و از میان آنان یکی را به عنوان نامزد نهایی معرفی کنند. همین طرح باعث شد تا ریش سفیدی در جریان اصولگرایی به پایان خود برسد.

شورای هماهنگی با نظر ناطق نوری و آیت‌الله مهدوی کنی، علی لاریجانی را به عنوان نامزد نهایی معرفی کرد تا دیگر نامزدهای مطرح در اعتراض به این تصمیم، بازی شورای هماهنگی را برهم زدند و وارد انتخابات شدند. نامزدهای معترض به رفتار شورای هماهنگی اعلام کردند که نظر این ریش سفیدان را قبول ندارند و بنا بر توصیه‌های نزدیکان خود وارد انتخابات می‌شوند. سرانجام این شورا و کارشکنی‌ها، حضور سه نامزد اصولگرا در انتخابات بود که نهایتا به پیروزی محمود احمدی نژاد، نامزد مغضوب شورای هماهنگی منجر شد.

بعد از انتخابات سال 84، ریش سفیدان اصولگرا دیگر در هیچ انتخاباتی موفق با ایجاد وحدت کلمه در این جریان نشدند و جوانان اصولگرا، رفتارهایی برخلاف سنت گذشتگان خود انجام می‌دادند. حضور لیست‌های متعدد اصولگرا با نام‌های مختلف با تعاریف گوناگون از اصولگرایی نمونه بارز این رفتار جوانان اصولگرا بود که پایان عصر شیخوخیت در جریان اصول گرایی را رقم زد.

آخرین نمونه این رفتار اصول گرایان در انتخابات ریاست جمهوری 92 خود را نشان داد و نامزدهای مکلای این جریان بدون توجه به توصیه بزرگان در انتخابات شرکت کردند تا ولایتی، قالیباف، محسن رضایی، سعید جلیلی و حداد عادل با پرچم اصولگرایی وارد انتخابات شوند و نتیجه‌ای جز شکست را نصیب این جریان نکنند.

این رفتار اصول گرایان نشان می‌دهد که آنها تنها می‌توانند از مسیر جامعتین به وحدت برسند و فرد گرایی ثمره مثبتی برای این جریان سیاسی نخواهد داشت. به ویژه اینکه یکی از ارکان این وحدت ایت‌الله مصباح یزدی، روحانی تندرویی است که بسیاری از جریان‌های سیاسی کشور اعم از راست و چپ او را عامل افتراق در کشور می‌دانند. قطعا در زمانی که اعتدال، گفتمان حاکم در کشور است، رسیدن به وحدت از طریق رئیس موسسه امام خمینی نمی‌تواند مسیر خوشبختی را برای اصول گرایان فراهم کند.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما