استراتژی و تاکتیک انتخاباتی اصلاحطلبان
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
سید رحیم لاری: بر خلاف اصولگرایان، اردوی اصلاحطلبان از حالا آماده انتخابات آینده مجلس میشود. حسن رسولی، عضو هیئت مدیره بنیاد باران، از برنامه اصلاحطلبان برای کسب 200 کرسی مجلس خبر داده که برای رسیدن این هدف، هدف اول در ایجاد وحدت و هماهنگی بین گروههای اصلاحطلب حول محور سید محمد خاتمی است. همین چند روز قبل بود که سید عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات، گفت انتخابات مجلس دهم در دستور کار شورای مشورتی اصلاحطلبان قرار گرفته و به همین خاطر هم دو کارگروه استانی و سیاسی مکلف به انجام وظیفه شدهاند. محسن رهامی، رییس کمیته انتخابات شورای هماهنگی اصلاحطلبان، هم کمی بعد از فرمول جدید اردوگاه خود برای انتخابات مجلس گفت و تاکید کرد که قهر با انتخابات دیگر جایی در اصلاحطلبان ندارد. حالا هم علی تاجرنیا، نماینده مجلس ششم، از هماهنگی و مشورتها بین خاتمی با هاشمی رفسنجانی و روحانی برای انتخابات آینده میگوید.
به نظر میرسد که هم خاتمی و هم شورای مشورتی و شورای همانگی اصلاحطلبان به عنوان دو بازوی اصلی این اردوگاه از حالا تحرک زودهنگام خود را در این زمینه شروع کردهاند. باید گفت که انگیزه این تحرک از انتخابات سال قبل ناشی میشود چون با وجود این که روحانی نه خود اصلاحطلب است و نه کاندید این اردوگاه، اصلاحطلبان پیروزی او را پیروزی خود دانستند و از همان موقع آماده ورود جدی به انتخابات آینده مجلس شدند. در واقع، پیروزی روحانی باعث تغییری عمده در تلقی اصلاحطلبان نسبت به مشارکت در انتخابات شد به نحوی که میتوان گفت در مقایسه با فضای چهار سال پیش و قبل از انتخابات مجلس نهم، نگاه اردوی اصلاحطلبی نسبت به انتخابات مجلس به طور کلی تغییر کرده است.
نگاه این اردو در چهار سال قبل به انتخابات مجلس نهم به طور کلی منفی بود و هر چند که اصل انتخابات را تحریم نکرد اما حاضر به مشارکتی در آن هم نشد. فضای بعد از سال 88، عملکرد دولت احمدینژاد و دغدغه همیشگی اصلاحطلبان در مورد رد صلاحیتها همگی از عوامل این نگاه بودند و آن قدر منفی بود که وقتی خاتمی رای خود را به صندوق انداخت باعث بعضی واکنشهای مخالف بدنه اصلاحطلب در فضای اجتماعی شد. خاتمی در آن موقع متوجه وضعیت بود اما گفت که قهر با صندوق رای در مرام او نیست و انگار که اردوی او حالا به این حرف رسیده و به جای قهر، قصد آشتی با صندوق را دارد.
این یک تغییر استراتژیک در تلقی اصلاحطلبان است که باعث شده قطار این اردو دوباره روی ریل خود قرار بگیرد. همچنان که مرتضی الویری گفته؛ اتفاقی که در سال 92 افتاد و تجربهای که اصلاحطلبان در آنجا به دست آوردند، آنها را به این جمعبندی رساند که قهر نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه گرهها را پیچیدهتر میکند. پس، اصلاحطلبان استراتژی خود را تغییر دادهاند و با حرکت در ریل انتخابات قصد ورود جدی در بازی قدرت دارند اما مشکل کار اینجا است که مانع اصلی رد صلاحیتها هنوز در پیش روی آنها است. در واقع، وضعیت برای آنها تغییر اساسی نکرده و دغدغه آنها در چگونگی ورود در انتخابات همچنان به قوت خود باقی است.
موسوی لاری به مستند قانونی دوران ریاست ناطق نوری بر مجلس استناد میکند که بنابر آن، «رای شورای نگهبان تنها برای عدم صلاحیت است یعنی شورای نگهبان نمیتواند بگوید صلاحیت برای من احراز نشده، فقهاء و حقوقدانان شورا باید عدم صلاحیت برایشان ثابت شود». این حرف موسوی به لحاظ حقوقی درست باشد یا نه در عمل تاثیر چندانی ندارد چون این شورا مبنا را بر احراز صلاحیت گذاشته چنان که احمد جنتی، دبیر شورا، و عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورا، بارها بر این مبنا تاکید کردهاند و آن را مستند به اصل 118 قانون اساسی میدانند. پس، مجادله با شورای نگهبان نمیتواند راهکار عملی اصلاحطلبان باشد و در ظاهر امر هم آنها متوجه این نکته شدهاند و با درس گرفتن از گذشته، حالا قصد دارند به جای مجادله با شورا تاکتیک انتخاباتی خود را تغییر دهند.
این تاکتیک به طور کلی به نحوه تعیین کاندیداها و فهرستهای انتخاباتی مربوط میشود. رهامی میگوید: «اگر نتوانیم حتی نیروهای اصلاحطلب را به مجلس بفرستیم، تلاش میکنیم میانهروها و معتدلها رأی بیاورند. حتی حضور نماینده کارشناس اصولگرا بهتر از اصلاحطلب افراطی است که هر روز از تریبون مجلس برای ایجاد بحران برای کشور و دولت استفاده کند». حرف رهامی گویا است و معلوم میشود که اصلاحطلبها هم توجه به رد صلاحیتها دارند و هم نمیخواهند دیگر هزینه بخش افراطی خود را بدهند. نتیجه این که آنها در تاکتیک خود ترکیبی از کاندیداهای اصلاحطلب میانهرو و حتی اصولگراهای معتدل را در نظر دارند.
باید توجه داشت که انتخابات آینده مجلس از یک جهت رقابت سنتی میان دو اردوگاه اصلاحطلب و اصولگرا است و از جهت دیگر، رقابت این دو اردوگاه با طیف افراطی اصولگرا به پیشقراولی جبهه پایداری. بنابر این، هر دو اردوگاه هدف مشترکی برای به حداقل رساندن کرسیهای این جبهه و همفکرانش در مجلس آینده دارند و همین هم باعث میشود تا برخلاف رقابت سنتی، یک نوع همکاری بین دو اردوگاه ایجاد شود و حتی از کاندیداهای مشترک حمایت کنند. بنابر این، اردوی اصلاحطلب از آن تلقی آرمانخواهانه فاصله گرفته و با روشی بیشتر عملگرا به میدان میآید و حاضر شده وحدتی نانوشته با رقبای سنتی خود را هم بپذیرد.
مشکلی که برای این تاکتیک میتوان ذکر کرد در استقبال بدنه اصلاحطلب از آن به خصوص در میان قشر جوان آن است. این قشر آرمانخواه است و معلوم نیست بتواند به راحتی خود را با روش عملگرایانه وفق بدهد هر چند که شرایط موجود را درک میکند. شاید این مشکل در سبد رای اصلاحطلبها تاثیر بگذارد اما در حال حاضر، مسئله مهم برای اصلاحطلبها نتیجه کار است و این که بتوانند بعد سه دوره مجلس حضور قابل قبولی در آن داشته باشند هر چند که این حضور نتیجه نوعی همکاری با اصولگرایان سنتی و معتدل باشد.
دیدگاه تان را بنویسید