کد خبر: 231845
تاریخ انتشار :

با ارسال نامه ای به سایت نامه نیوز صورت گرفت:

پاسخ ابراهیم یزدی به مصاحبه محمد جواد منصوری/ چرا از طرح ادعای خود در یک دادگاه و رسیدگی قانونی خودداری می‌کنید؟

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش نامه نیوز، متن کامل جوابیه ابراهیم یزدی به محمد جواد منصوری بدین شرح است:
نامه به سایت "نامه نیوز"
29/1/1394
توضیح سایت نامه نیوز در مورد یک گفت و گو
نامه نیوز آمادگی خود را برای انتشار توضیحات دکتر ابراهیم یزدی در پی اتهامات مطرح شده توسط جواد منصوری علیه ایشان اعلام می‌دارد.
به گزارش نامه نیوز، در پی انتشار گفت و گوی دکتر جواد منصوری، سفیر سابق ایران در چین و طرح اتهاماتی علیه دکتر ابراهیم یزدی، سایت نامه نیوز ضمن عذرخواهی از آقای ابراهیم یزدی و حذف مطالب مطرح شده از سوی آقای منصوری از متن گفت‌وگو ، آمادگی خود را برای انتشار جوابیه ایشان در برابر این اظهارات طبق قانون مطبوعات اعلام می دارد.
کد خبر 229267 27/1/1394ساعت 13:23
نامه دکتر ابراهیم یزدی به سایت نامه نیوز
قبول پوزش خواهی و پاسخ به ادعاهای بی اساس آقای جواد منصوریان -29/1/1394
به نام خدا
مسئولان محترم سایت نامه نیوز
بعد از سلام و آرزوی توفیق در جلب رضایت حق سبحانه و تعالی و خدمت به ایران و اسلام
یادداشت مورخه 27/1/1394 شما رادر مورد مطلب بی اساسی که از آقای جواد منصوری منتشر کرده بودید، دیدم. پوزش شما را به خاطرپخش آن مطالب می پذیرم واز اعلام آمادگی برای انتشار توضیحاتم تشکر می کنم. از وکیلم در این پرونده خواستم که بخش شکایت از سایت نامه نیوز را ازدادگاه پس بگیرد.
اما توضیحات:
نکته اول - نهادینه شدن آزادی مطبوعات و رسانه های گروهی به همان اندازه که با تسامح و تساهل صاحبان قدرت در حکومت و میزان تحمل آنان از انعکاس نظرات مخالفان و معترضان در رسانه ها مربوط است، با رفتار مسئولان این رسانه و درک آنان از آزادی و رعایت مقررات نیز وابسته می باشد. آزادی مطبوعات و رسانه ها در این نیست که هرکس هرچه را در باره نهاد ها و افراد نوشت و مدعی شد، آنان به بهانه آزادی مطبوعات، منعکس کنند. این وظیفه ابتدایی مسئولان این رسانه ها، از جمله سایت نامه نیوزاست که از انتشار آنچه توهین، افتراء و ادعا در باره اشخاص است خودداری کند و قبل از اتنشار از مدعی بخواهد اسناد و مدارک در تائید ادعای خود را هم در اختیار رسانه بگذارد. این رویه که افرادی با هرانگیزه ای، به دیگران توهین کنند و نسبت های ناروا بدهند و سپس کسانی که به آن ها ظلم شده است بکوشند واز خود دفاع کنند، خود یک ظلم و نارواست. همین جا بگویم که نقد اندیشه ها و یا انتقاد ازعملکرد افراد یک مسئله است و تهمت و افترا امر دیگری است.
نکته دوم - آقای جواد منصوری در مصاحبه منتشر شده در سایت نامه نیوز ضمن بیان مطالبی نادرست، با جسارت مدعی شده است که: " دکتر ابراهیم یزدی جاسوس آمریکاست" . این اولین بارنیست که ایشان چنین ادعای بی اساسی را مطرح کرده است. ایشان یکبار در نشریه رمز عبور چنین اظهار داشته اند:
" بنده در آبان ماه 57 به دوستانم در زندان مشهد گفتم که سی آی ای آمریکااین سه نفر یعنی آقایان قطب زاده ، بنی صدر و یزدی را دور امام می گمارند تا انقلاب را به سرقت ببرند. یعنی همان کاری را که در بسیاری از انقلاب های دنیا کردند و هم اکنون نیزبه این افکار شوم و پلید خود پایبندند. " (مجله ایران: ویژه نامه سیاسی روزنامه - رمز عبور2،خرداد 1389).
آقای منصوری (متولد 1324) درسال1344(20 سالگی) دستگیرشد . در سال 1347 در زندان دیپلم خود را گرفت. در سال 1348 آزاد شد و به دانشگاه وارد شد و دررشته اقتصاد دانشگاه تهران دانشجو بود که مجددا در سال 51 دستگیر و سپس در سال 57 با پیروزی انقلاب آزاد شد.
آقای منصوری، یک جوان بی تجربه و بی اطلاع، در زندان مشهد چگونه آگاه شد که این سه نفر عضو سیا هستند؟ آیا او با منابع اطلاعاتی خاصی در ارتباط بوده است و آن ها این خبر ها را به ایشان، و تنها به ایشان، داده اند؟ آیا فرشتگان در خواب این خبر را داده اند؟ شیاطین القاء کرده اند؟ بهر حال ایشان باید توضیح می دادند از کجا این خبر به ایشان رسیده است؟
به نظر می رسد که در زندان مشهد به ایشان خبر نداده بودند که دکتر یزدی از سال 1350 نماینده، و تنها نماینده غیر روحانی ، آقای خمینی برای دریافت وجوهات شرعیه و هزینه کردن آن ها بوده است؛ ایشان نمی دانسته و توجه نداشته است که این اتهام یعنی ملکوک کردن نه فقط دکتریزدی، که شخص آقای خمینی است.
نکته سوم - بعد از پیروزی انقلاب
اما بعد از پیروزی انقلاب وآزاد شدن، برای روشن شدن ذهن مغشوش اش، همه گونه فرصت برای تحقیق را داشته است. اما به جای بررسی صحت و سقم القائات می گوید:
" بنده در اسفند 57 یعنی دو هفته بعد از پیروزی انقلاب یک شب به آیت الله خامنه ای گفتم این سه تن جاسوسند و ایشان جوابی به بنده ندادند. "( در همان مآخذ)
آقای منصوری پیگیری نمی کند که چرا آقای خامنه ای به ایشان جواب نداده است. درحالیکه عضو شورای انقلاب و معاون نخست وزیر در دولت موقت بودم.
سپاه در اسفند 1357 توسط اینجانب با کمک و همکاری آقای مهندس محمد توسلی تشکیل شد. آیت الله لاهوتی از جانب رهبر انقلاب در شورای فرماندهی منصوب شد. پس از انتزاع سپاه پاسداران از دولت موقت وانتقال مدیریت آن به شورای انقلاب، آیت الله لاهوتی همچنان به سمت نماینده رهبر انقلاب در سپاه باقی ماند و آقای منصوری در فروردین 58 به سمت فرماندهی سپاه منصوب شد. ایشان بازهم این فرصت را داشت که ادعایش را با آیت الله لاهوتی و از طریق ایشان با رهبر انقلاب و یا با یک مقام قضایی مطرح کند. اما چنین نکرد. به جای آن می نویسد:
" یکبار در خرداد 58 آقای سرهنگ حاتمی رئیس اداره دوم ارتش که فردی مومن و متدین بود بعد از جلسه بنده را کنار کشید و گفت" پرونده جاسوسی این سه تن در اداره دوم هست به آقایان بگوئید بیایند و ببینند، لااقل بدانند که چه کسانی در شورای انقلاب هستند. اما آقایان حاضر نشدند بروند و پرونده ها را ببینند و یا اگر هم دیدند کاری نکردند." ( جواد منصوری: جوان- ویژه نامه تاریخ سیاسی خرداد 1390)
اولا- آقای منصوری با سرهنگ حاتمی چه نوع ارتباطی داشته است ؟ اگر حاتمی واقعا این خبر را به منصوری به عنوان فرمانده سپاه داده است، چرای نه آقای منصوری و نه آقای سرهنگ حاتمی آن را با نماینده شورای انقلاب در وزارت دفاع، یعنی آیت الله خامنه ای مطرح نکرده است و اسناد ادعایی را در اختیار ایشان نگذاشته است؟
ثانیا- منظور ایشان از آقایانی که حاضر نشدند بروند و پرونده ها را ببینند چه کسانی است؟ و اگر به قول ایشان پرونده ها را دیدند چرا کاری نکردند؟
ثالثا- اداره دوم ارتش یک نهاد امنیتی برای نظامیان بوده است نه غیر نظامیان. این ادعا که در اداره دوم اسناد ادعایی وجود دارد، نادرست است و صحت ندارد.
رابعا- چرا آقای منصوری این موضوع را پیگیری نکرده است و اسناد مورد ادعای سرهنگ حاتمی را نگرفته و در اختیار شورای انقلاب و رهبرفقید انقلاب قرار نداده است؟
نکته چهارم - واکنش رهبر فقید انقلاب به این گونه ادعاها
آقای جواد منصوری حتما جزو کسانی هستند که ولایت و رهبری آقای خمینی را هم قبول دارند. پس از پیروزی انقلاب، وقتی شکست خوردگان از انقلاب و د شمنان انقلاب، از چپ و راست، با نقاب و بدون نقاب، علیه بعضی از شخصیت های انقلاب ، به ایراد تهمت و هتک حرمت مدیران انقلاب پرداختند ، آقای خمینی در یکی از سخنرانی های خود چنین گفتند:
"تلاش دشمن در جهت حذف افرادلایق
" ما اولی که آمدیم دراینجا، و این ها خیال کردند راجع به چند نفری که بیست سال من با آن ها آشنا (هستم)، مثل آقای دکتر یزدی .... من بیست سال با آن ها آشنا بودم ...در خارج خدمت کردند.... به مجردی که این ها آمدند فوری هی کاغذ می آمد که این ها آمریکایی هستند! این ها مگر فارسی بلدند! نسبت به آقای دکتر یزدی می گویند مگرفارسی بلد است!؟ این که آمریکایی است. آخر چرا باید انسان اینطور باشد. ..هر کس را یک جایی ببینند یک کاری انجام می دهد می خواهند هتک حرمتش بکنند یا ساقطش بکنند. امروز آمدند به من گفتند که نسبت به ایشان خیلی حرف زده می شود. من بیست وچند سال است .. که من ایشان را از نزدیک می شناسم. این ها خیال کردند ا ین ها از خارج آمدند و حالا من تازه این ها را دیدم و نمی دانم این ها کی هستند من می شناسم این ها را. مردم متقی هستند...بی جا برای اشخاص یک چیز هایی می گویند، باید احتراز کنند. من نمی دانم این ها چه مردمی هستند. مع الاسف در بین جوان ها هم اشخاصی هستند زود باور. به مجرد این که می گویند بله، فلانی آمریکایی است، می بینیم که یک عده از جوان ها هم باورشان می آید که آمریکایی است..... الآن هم اشخاص صحیح را خود آن ها تزریق می کنند، یا عمال آن ها تزریق می کنند که بگویند آین آمریکایی است. مع الاسف بعضی اشخاص هم که حسن نیت دارند، سوء نیت ندارند، باورشان می آید و آن ها هم می گوینداین مطلب را، بدون این که بررسی کنند. یک کسی را که من سی سال است می شناسم مثلا همین آقای دکتر یزدی و آقای دکتر بهشتی را در یک جایی من دیدم نوشته اند که این ها پیش فلانی رفتند و خواستند که بختیاررا ایشان چه بکند. اما آقای دکتر یزدی که همیشه مخالف بختیار بود...من میل نداشتم اسم اشخاص را ببرم لکن وظیفه می بینم که یک کسی را که می خواهند هتکش کنند، یک کسی را که می خواهند ضایعش کنند برای این که نتوا ند خدمت بکند به اسلام، من وظیفه شرعی می دانم که یک وقتی دفاع بکنم از یک مسلمانی که به درد ما می خورد، به درد اسلام می خورد؛ و خدمت کرده است.... فردابه شما هم می گویند، به آن ها هم می گویند، تا کی نوبت ماهم برسد.! مسئله این طوری است، می خواهند این ها اصلا خلع سلاح کنند ما را، یکی یکی کنار بروند، کنار بروند، چه بمانند؟ آن ها بمانند که مفسدند و فاسد هستند." (صحیفه امام: مجموعه اثار امام خمینی. جلد دهم، ص 275، در سخنرانی برای شرکت کنندگان درسمیناردادگاههای انقلاب و حکام شرع سراسر کشور1358، موسسه تنظیم و نشر آثارامام خمینی")
نکته پنجم- دادگاه های انقلاب و فرصت مغتنم برای آقای منصوری
از آذرماه 76 تا اسفند 89، چندین نوبت به دادگاه‌های انقلاب احضار و بازداشت شدم. در هیچ یک از بازجویی‌ها، ادعای آقای منصوری اثبات نشد. آقای منصوری می‌توانست از این فرصت‌ها استفاده کند و مدارک خود را در اختیار دادگاه انقلاب قرار دهد.
به راستی چرا آقای منصوری از طرح ادعای خود در یک دادگاه ورسیدگی قانونی، خوداری کرده و می کنند؟ چه نکته تاریک یا مبهمی در مورد خود ایشان وجود دارد که با طرح این ادعا در دادگاه ممکن است بر ملا شود؟
نکته ششم- انگیزه آقای منصوری
انگیزه آقای منصوری در طرح این ادعاهای بی اساس چیست؟
- آیا برخورد های شخصی بین ما وجود داشته است؟ خیر. تا آن جا که به خاطر دارم نه ایشان را دیده ام و نه برخوردی داشته ایم.
- آیا اصراربرگناه ورزی ایشان متاثرازسیاست خارجی دولت موقت وعملکرد ما دروزارت امور خارجه می باشد؟ خیر. ایشان از فروردین سال1360 تا 67 در وزارت امور خارجه، "معاون فرهنگی و کنسولی و معاون آسیا و اوقیانوسیه وزارت خارجه" و سفیرایران در کشور های مختلف بوده است. در هیچ یک از مصاحبه های خود سخنی در نقد سیاست خارجی ایران در دولت موقت نگفته است. بلکه بر عکس در ادامه سیاست خارجی دولت موقت، بهبود روابط با آمریکا را لازم می دانسته است. آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود آورده است :" ...جواد منصوری از وزارت امور خارجه آمد در باره لزوم امید وارکردن غربی ها و آمریکایی ها به آینده روابط بهتر با آمریکا صحبت کرد." ( خاطرات هاشمی 1367- پایان دفاع - آغاز بازسازی. به اهتمام علیرضا هاشمی- دفتر نشر معارف انقلاب ص 250)
اگر برخورد شخصی نیست و اگر ایراد به سیاست خارجی دولت موقت هم مطرح نیست، و به اظهار نظرهای رهبر فقید انقلاب هم اعتقادی و اعتنایی ندارند ، پس انگیزه شان چیست. ممکن است ایشان به صرف این که ما چند سالی در آمریکا کار و زندگی می کرده ایم، گمانه زنی کرده باشند. اما آیا قرآن را نخوانده اند که خداوند در ذم اعتنای به ظن می فرماید: " انّ بعض الظن اثم- حجرات 12" و:" وان الظن لا یغنی من الحق شیئا- النجم 28 "
آنچه آقای منصوری ادعا کرده اند، به زبان ادبیات دینی و حقوقی ما یک بهتان و یک گناه ( اثم)است. علمای لغت بهت را نسبت دادن کسی به کاری که نکرده باشد و شنیدنش موجب تحیر و بهت زدگی شنوندگان بشود، معنی کرده اند.
به نقل از امام علی(ع) آمده است که: هیچ بی شرمی و وقاحتی چون بهتان زدن نیست.( غررالحکم و دررالکلم- خوانساری، انتشارات دانشگاه تهران ، 1366، جلد ششم صفحه 349)
امام العارفین علی (ع) در جای دیگری می فرماید: " هلک من ادعی، و خاب من افتری. من ابدی صفحته للحق هلک؛ و کفی بالمرء جهلا ان لا یعرف قدره- هرکه اهل ادعا باشد ، نابود است، و آن که به این و آن بهتان می زند ناکام است؛ رودرویی با حق را جز سقوط فرجامی نیست ؛ و جهل آدمی را همین بس که قدر خویش نشناسد." ( فرهنگ آفتاب - فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه- عبدالمجید معادیخواه، ج 3، ص 1735، نشر ذره، 1372 )
به مناسبت انتشاراین بهتان ، تهمت و افتراء از ایشان به دادگاه شکایت شده است. ایشان از رسیدگی قانونی فرارنکنند. بلکه از این فرصت استفاده کنند ودردادگاه حضور به هم رسانند ومدارک تائید کننده ادعای خود رابه دادکاه برای رسیدگی بسپارند.
نکته آخر- آقای منصوری در یکی از مصاحبه های خود می گوید:"در طول سی سال گذشته یکی از شعار های اصلی ما قانونگرایی بود که متاسفانه در این زمینه موفق عمل نکردیم".
سئوال این است چرا عمل نکردید و نمی کنید؟ یکی از مصادیق قانونگرایی این است که اگر شما ادعایی علیه کسی دارید از طریق قانون وارد شوید نه آنکه خود مدعی، داور و صادر کننده حکم بشوید.
به فرمایش خداوند: "اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم"-
مگرنخوانده اید که فرمود: لم تقولون ما لا تفعلون- کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون.
از خداوند هدایت خود و بندگانش را به راه راست آرزو می کنم. و از مسئولان سایت نامه نیوز نیز تشکر می کنم. یا حق.
دکتر ابراهیم یزدی - تهران 29/1/1394

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما