طباطبایی: اخلاق آموزه ولایت است، آقایان بین این دو فاصله نیندازند /برخی نسبت به اعتماد و اعتقاد مردم به ولایت فقیه سوء ظن دارند
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامه نیوز، استاد پناهیان طی چند روز گذشته در جمع معنکفین دانشگاه علم و صنعت طی سخنانی از بی نتیجه بودن دعوت به اخلاق سخن به میان آورد. وی در این جمع خواست تا دعوت به ولایت جایگزین دعوت به اخلاق شود و در این راه اگر بی اخلاقی هم صورت بگیرد بر آن خرده گرفته نشود. طرح این اظهارات ما را بر آن داشت تا در مصاحبه با سید محمد طباطبائی یکی از اساتید و پژوهشگران حوزه علمیه قم و فرزند حجت الاسلام سیدمهدی طباطبایی استاد اخلاق، درستی و چون و چرای آنرا بپرسیم. آنچه در ادامه می آید ماحصل این گفت و گوی کوتاه است.
نظرتان درباره مباحث طرح شده از سوی استاد پناهیان چیست؟
در پاسخ به مباحث مطروحه از سوی استاد پناهیان لازم است تمام مطالب را چه در زمینه ولایت و چه در زمینه اخلاق بررسی کرد تا مشخص گردد نسبت این دو با هم متباین است ، عموم خصوص من وجه است یا نسبت دیگری با هم دارند. اما من و با توجه به شناختی که از استاد پناهیان دارم و مطالبی که در گذشته از سوی ایشان مطرح شده و نسبت آن با مطالب مطروحه در چند روز گذشته به این نتیجه رسیده ام که این بزرگوار به دنبال ارائه يك تئوري جديد هستند اما اين مطرح كردن اين مباحث به اسم دين و با عبارت و كلمات داراي معاني متعدد و مفهوم كلي بسيار سخت و خطرناك است.
امروز وقتي كلمه اخلاق كه شناخته تر از كلمه ولايت در جامعه بشري است جوابگو نبود چگونه ولايت كه داراي مفهوم روشني براي عموم جامعه بشري نيست و حتي در خواص در زمان غيبت امام زمان داراي تعاريف بسيط و متفاوتي است می تواند جوابگو باشد. البته من نميخواهم اصل مطلب را رد كنم و يا تاييد كنم اما بحثم اين است كه ايجاد بحث در اين مورد با چه پيش زمينه و پيش نيازي مطرح است؟ چرا که باعث بر هم ریختگی اذهان عمومی جامعه می شود. حال باید سئوال کرد که هدف چیست؟ آیا با مباحث غلو آمیزی که بعضا ً از سوی برخی دیگر از عزیزان درباره مبحث ولایت فقیه مطرح می شود ارتباطی دارد؟ اینگونه صحبت کردن نشات می گیرد از این مسئله که مردم را نشناخته اند و نسبت به اعتماد و اعتقاد مردم به ولایت فقیه سوء ظن دارند.
این دوستان در تلاشند با اینگونه برنامه ریزی ها که بر اساس یک باور غلط شکل گرفته رابطه بین مردم و ولی فقیه را درست کنند که البته به نظر من این دوستان باید در وهله اول نگاه خود را ترمیم کنند. اینکه ما به عنوان یک سرباز و جان فدائی ولایت فقیه و کسانی که باور داریم ایشان نائب امام زمان (عج) است بخواهیم مطالبی را بیان کنیم که از جایگاه واقعی بالاتر باشد کار ناپسندی می باشد.
مصداق این رفتار کسانی بودند که حضرت امیر(ع) را از جایگاه خودشان بالاتر بردند و ادعای خدائی ایشان را مطرح کردند. حالا با این زمینه ما ولی فقیه را تاحد معصومیت بالا ببریم که مردم از ایشان طلب معجزه کنند. بهر حال وقتی ما اذهان مردم را با تعریف خود از جایگاه یا یک شخص بالاتر از انتظار ببریم ، مردم توقع این قدرت و توانائی را از سوی آن جایگاه خواهند داشت. وقتی این توانائی های که ما به مردم ارائه کرده ایم ایشان نتوانند ارائه دهند آنگاه به شخصیت والای ایشان بی احترامی می شود و حریم شان زیر سئوال می رود.
پس به نظر من در این شرایط طرح این مسئله مناسب نيست چرا که اعتماد عمومی مردم را خدشه دار کرده ایم. ضمن اینکه ما باید تعرف درست خود را از ولایت بیان کنیم. آیا منظور ما ولایت پیامبر(ص) مکرم اسلام است که فرمودند "انی بعثت لاتمم الاخلاق".
پیامبری که می فرمایند: "مامِن شَیءٍ أثقَل فی میزان العبدِ یَوم القیامة مِن حُسنِ الخُلُقِ" در روز قیامت چیزی سنگین تر از خوش اخلاقی در ترازوی اعمال بنده نیست. " همه ما داستان سعد بن معاذ را شنیده ایم. سعدبنمعاذ یکی از بهترین اصحاب و یاوران پیامبر (ص) بود. او بزرگ و آقای انصار و از نخستین کسانی از مردم مدینه بود که اسلام آورد او بازوی ولایت و رسالت بود. وقتی که خبر رحلت سعدبنمعاذ را به پیامبر دادند، آن حضرت به سرعت با پای برهنه به سوی جنازه سعد شتافتند در حالی که در بین راه عبا از دوش مبارکشان افتاد و حضرت اعتنایی نکردند. به هنگام تشییع جنازه سعد دیدند که رسول خدا (ص) در پشت تابوت، سمت راست تابوت، جلوی تابوت و سمت چپ تابوت حرکت میکنند. پرسیدند: "یا رسول الله، این چه حالی است که از شما میبینیم؟!" فرمودند: به خدا، دستم در دست برادرم جبرائیل است که مرا دور تابوت سعد طواف میدهد. اینک جبرائیل و میکائیل به همراه هفتاد هزار ملک در تشییع جنازه سعد شرکت کردهاند. پیامبر اکرم (ص) با دست مبارک خویش بدن مطهر سعد را درون قبر گذاشت و برای او از خداوند طلب مغفرت فرمود. مادر سعد وقتی این صحنه را دید، خطاب به فرزندش
سعد گفت: "یا سعد، هنیئاً لَکَ الجنّةُ؛ فرزندم، بهشت گوارای وجودت باد." پیامبر با شنیدن این جمله چهره درهم کشیدند و با ناراحتی و عتاب فرمودند: مادر سعد! درباره امر پروردگار اینگونه با قاطعیت سخن مگو! همینک قبر، چنان فشاری بر فرزندت سعد وارد ساخت که شیری که در دوران کودکی از سینه تو نوشیده بود، از سر انگشتانش خارج شد. همه مات و مبهوت مانده بودند، آخر چرا؟ کسی که هفتاد هزار ملک به تشییع جنازهاش آمدهاند و پیامبر با دست خویش او را دفن کرده و برایش طلب مغفرت فرمودهاند، چرا باید چنین فشار قبری داشته باشد؟ حضرت در پاسخ فرمودند: برای آن که اخلاقش بد بوده است.
پیامبر جانشین خدا در روی زمین است ، خلیفه اکبرند که "من اراد الله بدء بکم " تمام امور بواسطه ایشان و اهل بیتش خلق شده است . پیامبر با این عظمت به دستور خداوند با اعمالی که در تشییع جنازه سعد انجام دادند، خواستند به مردم از اهمیت اخلاق بگویند هر چند که ولایتمداری همچون سعد معاذ باشید با بی اخلاقی دچار چنین فشار قبری می شوید.
امروز اگر اخلاق و مبحث كلان اخلاقي با شكست رو برو شده به نظر اقاي پناهيان و نتوانسته اثر گذار شود دليلش خود اخلاق نيست دليلش كساني هستند كه اخلاق را ابزار كرده اند و تعريف با منافع خود از اخلاق دارند.اگر مبلغين اخلاق خود عامل باشند و به جاي بيان اخلاق افعال اخلاقي داشته باشند قطعا خواهند ديد كه اثرش چيست اين اسيبي است كه امروز با طرح موضوع ولايت بدون تعريف و بدون اطاعت و بدون فهم كامل بر سر ولايت مداري هم خواهد امد
نکاتی که شما در بحث دعوت به ولایت فرمودید ناظر بر ولایت فقیه بود . حال اگر این دعوت مصداقش امام زمان (عج) باشدکه دیگر هیچ عیبی به وجود مقدس ایشان وارد نیست آیا می توان ولایت را مقدم بر اخلاق دانست؟
چون قبول داريم كه ولايت فقيه نيابت از امام زمان است بايد در بيان مطالب دقت كنيم.
در این بحث حالا كه به رسانه ها رسيد صراحتا ً تعریف خود را از ولایت بیان کنند و برنامه حود را براي جايگزين كردن اين موضوع را مطرح كنند
دستورات ولايت عمدتا مباني تكاملي دارد و براي كامل شدن در عبوديت است و اخلاق مهمترين بخش از رسيدن به كمال است اصولا كسي كه اخلاق را رعايت كند عملا دستور ولي را اجرا كرده و ولايت را اطاعت كرده . ما دچار بازي با كلمات شديم امروز با بيان اين مطلب بين ولايت و اخلاق يك فاصله ايجاد كرديم مشتركات رو ناديده گرفتيم و كم كم از حقيقت فاصله ميگيريم ذات انسان همانطور كه كمال گراست اخلاق گرا هم هست جامعه متعالي با اخلاقي كه منشاء الهي دارد يعني از ولايت گرفته شده اوج ميگيرد و اقايان بدانند كه اخلاق اموزه ولايت است چه بدانند چه ندانند
نگاه بدبینانه برخی به طرح این مباحث این است که دوستان ما بدنبال توجیه بعضا ً تندرویهای خود هستند؟ شما این تحلیل را چقدر درست می دانید؟
به نظر بنده این اتهام اساسا ً از پایه درست نیست. استاد پناهیان یک سرباز مخلص رهبری است و اگر حرفی می زند بدنبال هدایت مردم به سوی ولایت و از اخلاص شان است. ایشان به هیچ عنوان دنبال سوء استفاده از یک بحث معنوی براي اهداف شخصي نيست. منتها با توجه به سوء استفاده ها از بحثهاي اعتقادي به نظر ميايد در اينده عده اي مغرضانه در راستاي اهداف و اميال شخصي سخنان را شرح و بسط بدهند.
لذا براي جلو گيري از انحراف موضوع ايشان هرچه زودتر اين بحث را كامل كنند و يك نتيجه قطعي بگيرند و موضوع را به صورت يك شبه نزديك به فتنه رها نكنند كه بيشترين هجمه به روحانيت و سربازان حوزوي امام معصوم و مبلغين ومدافعين ولايت فقيه وارد خواهد امد
ودر پايان عرض ميكنم حلقه مفقود بشريت اخلاقي است كه منشاء وحي دارد اسماني است و كامل است وبايد براي مردم تبين شود و تبين اخلاق به عمل است
دیدگاه تان را بنویسید