کد خبر: 25946
تاریخ انتشار :

همه افشاگری‌های سیاسی در تاریخ انقلاب اسلامی/ بداخلاقی‌های سیاسی در آینه جامعه چه تصویری دارد؟

همه افشاگری‌های سیاسی در تاریخ انقلاب اسلامی/ بداخلاقی‌های سیاسی در آینه جامعه چه تصویری دارد؟
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش نامه به نقل از همشهری ماه هرچند واقعیت آن است که بسیاری از این به ظاهر افشاگریها در واقع چیزی جز ترویج شایعاتی در جهت مقاصد سیاسی یک جریان خاص نبوده است. متاسفانه این فرهنگ اگرچه از زمان پیروزی جمهوری اسلامی برخی چهره های برجسته را نیز هدف قرار داده است باز هم این فرهنگ غلط در میان سیاستمداران ما تداوم داشته است. آنانی که اوایل پیروزی انقلاب را به خاطر دارند هرگز موج شایعاتی که تحت عنوان افشاگری چهرههایی همانند شهید بهشتی را هدف قرار میداد از خاطر نبردهاند. افشاگریهایی که در حقیقت شایعاتی بی پایه و اساس بوده و از سوی بنی صدر رئیس جمهور وقت و جریاناتی مانند منافقان به شدت دنبال میشد. موج این شایعات در اوج بحران آفرینی گروههای چپ و همانطور که گفتیم منافقین و حامیان بنی صدر به شدت چهره های شاخص حزب جمهوری اسلامی را هدف قرار داده بود و روزی نبود که این گروهکها در نشریات خود اتهامی را متوجه چهره های برجسته نظام نکنند. 1360 او هم میگفت، مردم میخواهند در آن زمان شدت این افشاگری ها از سوی بنی صدر به حدی بود که چهره هایی مانند مقام معظم رهبری، هاشمی رفسنجانی و شهید بهشتی بارها نسبت به رواج آن هشدار داده بودند. آیت الله هاشمی رفسنجانی بنی صدر را نصیحت کرده بود که خلافگویی و افشاگریهای اثبات نشده در شأن جایگاه ریاست جمهوری نیست. اما توجه نکردن بنی صدر، امام راحل را نیز به واکنش وا داشت. حضرت امام خمینی(ره) که در آن زمان تلاش میکردند با نقش پدرانه خود بنی صدر را در مسیر انقلاب نگه دارند در یکی از سخنرانی های خود به خطای تهمت به اشخاص مشخصا اشاره کرده بودند تا شاید بنی صدر و گروهکهایی که در آن روزها ناگهان حامی او شده بودند دست از رفتار خود بردارند. اما بنی صدر که به خیال خود گمان میکرد تمامی آرایی که به او داده شده بود به واسطه شخص خود اوست حتی در برابر تذکرات امام(ره) نیز به خود نیامد و در یکی از صحبتهای خود مشخصا اعلام کرده بود: «مردم از رئیس جمهورشان انتظار افشاگری دارند و من این کار را برای مردم کردم و بازهم خواهم کرد!» رفتار بنی صدر اما در نهایت صبر پدرانه امام(ره) را به پایان رساند و ایشان در برابر باج خواهیهای مبتنی بر تهدید به افشاگریهای او، تکلیف او را به مجلس و مردم واگذار کردند که در نهایت بنی صدر که گمان میکرد پشتوانه مردمی بالایی دارد خود را در برابر موج ملتی ببیند که شاید در میانشان بسیاری حتی به او رای هم داده بودند. برکناری بنی صدر اما پایان این رفتار نبود. در آن زمان حجم گسترده شبنامه های حاوی این شایعات را بسیاری واقعیت ناگزیر دورانگذار انقلاب می دانستند و شاید گمان میکردند با ثبات جمهوری اسلامی این رفتارهای متضاد با فرهنگ اسلامی کشور به مرور فروکش خواهد کرد. اما زمانی که شهید بهشتی به شهادت رسید صفت شهید مظلوم بر پایه سکوت و نجابتی که آن شهید در برابر آن حجم ظاهرا افشاگری پیش گرفته بود به آن شهید اطلاق شد. شاید در دوران جنگ به واسطه فضای کشور که همگان را متحد در برابر دشمن خارجی کرده بود ما کمتر با این رفتار سیاسی روبه رو بودیم. اما با پایان جنگ بار دیگر گرایش به افشاگری سیاسی در کشور رواج یافت. 1376 افشاگری های مطبوعاتی در اواخر دوران سازندگی، برخی گروهها که معتقد بودند قطار نظام با این شیوه سیاست اقتصادی به بیراهه خواهد رفت بر اساس آنچه تکلیف دینی خود می خواندند در نشریاتی مانند شلمچه به فاش ساختن آنچه فساد اقتصادی در بدنه دولت بود می پرداختند. در آن زمان کم کم روزنامه کیهان هم نقش افشاگرانه خود در برابر آنچه روزنه های نفوذ منافقان و دشمنان نظام میخواند بر عهده گرفت. برنامه هایی شبیه هویت در صداوسیما نیز اگرچه به قصد معرفی پشت پرده جریانهای معاند با نظام به خصوص در حوزه فرهنگ ساخته شده بود اما تلویحا به ارتباطات سیاسی این شبکه ها با برخی گروه ها یا شخصیتهای سیاسی نیز می پرداخت. با پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات سال 76 فضای مطبوعاتی کشور شاهد حضور روزنامه ها و نشریاتی بود که تلاش می کردند از فضای باز مطبوعاتی نهایت بهره را ببرند. اما در بسیاری از این نشریات روزی نبود که مطالبی به ظاهر افشاگرانه علیه چهره هایی از جناح های رقیب منتشر نشود. این نشریات که به نشریات زنجیره ای معروف شده بودند اما به تخریب رقبا اکتفا نکرده و چهره های شاخص نظام را نیز هدف ظاهرا افشاگریهای خود قرار می دادند. با اتفاق ناگوار قتلهای زنجیره ای برخی ها همانند اکبر گنجی از این فرصت استفاده کرده و با مقالاتی، نظام و چهره های شاخص آن را هدف قرار داده بودند و تلاش می کردند تحت عنوان اطلاعاتی محرمانه که هیچگاه مشخص نشد بر مبنای چه منابعی شکل می گیرند این افراد را به جریان قتلهای زنجیره ای مرتبط کنند. رواج اطلاعاتی که پایه و اساسش تنها بر مبنای منابعی بود که این نشریات مدعی بودند در اختیار دارند و هرگز حاضر نشدند آنها را رسما اعلام کنند دیگر از سطح یکی دو روزنامه و نویسندگان شناخته شده اش فراتر رفته بود حتی نشریاتی زرد نیز برای فروش بیشتر در هر شماره افشاگریهای غریب را به خورد مخاطبان خود می دادند. 1381 افشاگری علیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال 81 کتابی تحت عنوان «شنود اشباح» منتشر شد. این کتاب که به بررسی نقش اعضای سازمان مجاهدین انقلاب در دهه ۵۰ و ۶۰ می‎پرداخت. این کتاب یکی از اولین افشاگریهایی بود که مشخصا یکی از جریانهای سیاسی را هدف قرار می داد. انتشار این کتاب و نویسنده جوان آن رضا گلپور به شدت مورد اعتراض چهره هایی همانند موسوی خوئینی‎ها قرار گفت. در این کتاب، گلپور افشاگریهایی علیه موسوی خوئینی ها انجام داده بود که حتی مورد اعتراض سیدمحمد خاتمی نیز قرار گرفت. وقتی سعید امامی به عنوان یکی از متهمان قتلهای زنجیره ای در زندان خودکشی کرد روزنامه سلام گمان کرد در هنگام بررسی طرح اصلاح قانون مطبوعات می تواند با ارتباط دادن این طرح به سعید امامی نمایندگان مجلس را تحت فشار قرار دهد. با انتشار این افشاگری روزنامه سلام بلافاصله توقیف شد. مساله ای که به بحران کوی دانشگاه منجر شد. تا بار دیگر صدماتی که ترویج فضای افشاگری بر اذهان جامعه و فضای سیاسی کشور وارد می شود اثبات شود. 1384 افشاگری انتخاباتی اما شاید انتخابات سال 84 اوج این رفتارهای افشاگرانه بود. در آن زمان اگر به ستاد نامزدهای انتخابات سر می زدیم شاهد بودیم در چند ستاد، گروهی مشخصا وظیفه تهیه شبنامه هایی افشاگرانه علیه دیگر نامزدها را بر عهده دارند. توزیع این شبنامه ها چه به صورت بولتن های دو یا چهار صفحه ای یا حتی توزیع سی.دی در میان مردم در سطح شهر یکی از بداخلاقیهای نوظهور انتخاباتی در کشور بود. اما شاید هیچکس گمان نمی کرد در هنگام سخنرانی ها و تبلیغات تلویزیونی نامزدها، یکی از آنان به طور مشخص دیگر نامزدها را متهم و تهدید کند که در صورت پیروزی به افشاگری در رابطه با مفاسد اقتصادی چهره هایی شاخص در سطح بالای نظام دست خواهد زد. در آن انتخابات محمود احمدی نژاد مدعی بود یک تنه در برابر چند نامزدی قرار گرفته است که تلاش می کند حلقه دسترسی به قدرت را در میان خود محدود کنند. اما او به طور مشخص هاشمی رفسنجانی و فرزندانش را متهم به سوءاستفاده مالی کرد؛ مساله ای که به شدت مورد اعتراض ستاد انتخاباتی هاشمی و خود او قرار گرفت. اما جدا از شخص هاشمی، احمدی نژاد مدعی بود فهرستی چند صد نفره در اختیار دارد که حاوی نام مفسدان معروف اقتصادی است و در صورت پیروزی، نام آنها را به مردم اعلام خواهد کرد. این فهرست اگرچه تا همین امروز پس از گذشت هشت سال هنوز منتشر نشده اما به گمان بسیاری، از برگهای برنده ای بود که احمدی نژاد را مورد توجه رای دهندگان قرار داد. با پیروزی احمدی نژاد ناگهان فضای سیاسی کشور که هنوز در هیجان گفتمان تازه او مبتنی بر تهدید به افشاگری بود با مساله ای مواجه شد که همان رواج مجدد افشاگریهای سیاسی بود. 1387 افشاگری و بعد اعتراف به دروغین بودنش در سال 87 عباس پالیزدار به تبعیت از دولتی که او هوادارش بود یکی از تاریخی ترین افشاگریهای اخیر را کلید زد. پالیزدار با عنوان دبیر کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی، در جمع دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان حاضر شد و اتهامات اقتصادی بزرگی را به برخی چهره‎‎های شناخته شده سیاسی کشور وارد ساخت. او مدعی است احمدی‎نژاد می‎‎خواهد دست مفاسد اقتصادی را از امکانات دولتی کوتاه کند، اظهار داشت: «درحال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با مفاسد اقتصادی برخاسته و هیچ‎کس دولت را حمایت نمی‎‎کند.» وی با بیان این‎که مفسدین اقتصادی فعال در کشور، تحت حمایت... قرار دارند تصریح کرد: «چرا ما نمی‎‎توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم، درحال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با این مفاسد برخاسته که فکر می‎‎کنم نتواند موفق باشد.» وی ادامه داد: «وقتی طی ۱۶ سال گذشته پرونده‎‎هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شد و مدیران به دادگاه معرفی و دادگاه حکم ۵ ریال، ۱۰ ریال برای متهمان داد، ببینید چه مصیبتی بر سر کشور آمده است.» اگرچه افشاگریهای پالیزدار چندی فضای مطبوعاتی کشور را درگیر خود ساخته بود و جریان حامی دولت به واسطه این افشاگریها شعار مبارزه با فساد در دولت سر می دادند اما با ورود قوه قضائیه به ماجرا، در نهایت پالیزدار اعتراف کرد که بیشتر اتهاماتی که به افراد وارد کرده است بی پایه و اساس بوده است. او با حکم قوه قضائیه در رابطه با اتهامات دروغین، ضمن اظهار پشیمانی، از تعدادی از شاکیان خود، رضایت‎نامه و حلالیت اخذ کند. 1388 افشاگری علیه چهرههای بیربط به موضوع در سال 88 و در حین مناظره های تلویزیونی، احمدی نژاد که گمان میکرد همان شگرد افشاگریها توانسته به پیروزیش بر هاشمی منجر شود بار دیگر ظاهرا دست به افشاگری زد اما آنچه این بار برای همگان حیرتآور بود این مساله بود که فارغ از جمله او که خطاب به موسوی و برای تهدید او چند بار با نشان دادن عکس زهرا رهنورد، همسر موسوی گفته بود: بگم؟ بگم؟ ناگهان پای افرادی را که هیچ نقشی در انتخابات نداشتند نیز در مناظره ها باز کرد و به طور مثال از فرزندان ناطق نوری و هاشمی به عنوان کسانی که پرونده هایی از آنها در دست دارد نام برد. مساله ای که اگرچه در تب و تاب فضای انتخابات چندان مورد توجه قرار نگرفت اما همان زمان نیز بسیاری از چهره های نظام نسبت به رواج اتهاماتی بدون مدرک هشدار دادند. این لحن و رفتار اگرچه با بحرانی که حامیان فتنه به راه انداختند کمی از خاطر رفته بود اما مانع آن نشد که مقام معظم رهبری در نماز جمعه تاریخی پس از انتخابات خود نسبت به زشتی برخی اتهام زدنها در مناظره های تلویزیونی انتخاباتی هشدار ندهند. 1389 افشاگری علیه افشاگران پس از انتخابات این بار برخی دولتی ها که در رواج دادن این شگرد و شیوه نقش داشتند از همین مساله بی نصیب نماندند و در سال 89 الیاس نادران در ۱۷ فروردین ماه ۱۳۸۹ در جمع خبرنگاران پارلمانی اقدام به افشاگری کرد و در خصوص نقش رحیمی معاون اول رئیس جمهوری در باند فساد اقتصادی که از سوی دستگاه قضایی شناسایی و متلاشی شده بود، گفت: «افرادی که در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی از آقای رحیمی دفاع میکنند، اطلاعی از میزان دخالت ایشان در شبکه مفاسد اقتصادی که اعضایش دستگیر شده‎اند، ندارند یا این‎که نسبت به میزان دخالت ایشان در این شبکه، اطلاعات‎شان بسیار ناقص است. آقای رحیمی رئیس حلقه خیابان فاطمی بوده و این حلقه درخصوص توزیع درآمدهای منابع فاسد تصمیم گیری می کرده و تقریبا تمام اعضای این حلقه دستگیر شده اند، الا آقای رحیمی. نادران از دستگاه قضا خواست تا به وظایف خود عمل کرده و راس حلقه فاطمی را دستگیر کند، چراکه با این‎گونه اقدامات، مباحث مربوط به مبارزه با مفاسد اقتصادی جنبه جدی و واقعی می گیرد وگرنه مسائل مربوط به شهروندان درجه یک و دو در این زمینه ها مطرح خواهد شد.» با فراگیر شدن این رفتار در میان منتقدان دولت، فضای سیاسی کشور شاهد رویکرد حیرت آوری بود که دیگر بسیاری از افراد و گروه ها به هم انگ زده و علیه یکدیگر افشاگری می کردند. گویی افشاگریهای سیاسی یکی از بدیهی ترین بداخلاقی های مبارزان سیاسی در کشور است. 1386 افشاگری فامیلی از دیگر افشاگریهایی که علیه دولتی ها انجام گرفت و به شدت مورد توجه واقع شد، افشاگری داوود احمدی نژاد، برادر رئیس جمهور علیه مشایی و چند تن دیگر از نزدیکان رئیس جمهور بود. او مشایی و چند فرد دیگر از حلقه نزدیکان برادرش را متهم به ارتباطاتی با خارج از کشور و حتی سازمان منافقین کرد. مساله ای که شاید برای اولین بار بود که فردی تا این حد نزدیک به یکی از چهره های سیاسی علیه طیف نزدیک به او انجام دهد. افشای نقش اسفندیار رحیم مشایی و برخی از نزدیکان او در برخی رفتارهای ناصحیح دولت بود. افشاگری ای که سبب شد از مشایی و دوستانش به عنوان جریان انحرافی نام برده شود. 1391 آخرین افشاگری اما احمدی نژاد با وجود آنکه خودش و همراهاناش در دولت به شدت مورد افشاگری قرار گرفته بودند باز هم این بداخلاقی را کنار نگذاشت و در اوج تبعات این رفتار در جلسه استیضاح وزیر کار و رفاه اجتماعی با انتشار فیلمی که مخفیانه ضبط شده بود برادر روسای دو قوه مققنه و قضائیه را متهم به تلاش برای لابی گری با رئیس سازمان تامین اجتماعی کرد. اتهام و رفتاری که به شدت مورد اعتراض مجلسیان قرار گرفت و رئیس مجلس نیز در پاسخ به رئیس جمهور هشدار داد که آنها نیز از نزدیکان رئیس جمهور پرونده هایی در دست دارند و همچنین به احمدی نژاد سخنان برادر رئیس جمهور علیه ارتباط اطرافیان رئیس جمهور با برخی عوامل خارج از کشور را یادآور شد. حقیقت آن است فارغ از زشتی رواج این رفتار آنچه بیشتر باید مورد توجه قرار بگیرد مساله تاثیرات اینگونه رفتارها بر فضای سیاسی و حتی اقتصادی جامعه است. تجربه نشان داده هرگاه این به ظاهر افشاگریها انجام شده و در سطح جامعه منتشر شده است ما شاهد بودیم که بر خلاف تذکرات مقام معظم رهبری جامعه و فضای سیاسی کشور به شدت ملتهب شده و تاثیر این التهاب حتی در زمینه های اقتصادی نیز دیده می شود. سوال اصلی این است که وقتی مرور تاریخی این بداخلاقیها نشان می دهد هیچگاه هیچ یک از این به ظاهر افشاگریها نتیجه مثبتی در کشور در پی نداشته و تنها سبب اوج گرفتن التهاب در کشور بوده است مسوولان و چهره های صاحب نام کشور به چه دلیل بر طبل بداخلاقی سیاسی که همانطور که گفتیم در اکثر اوقات نیز بدون مدرک و بر مبنای یک تخیل یا افترا واقع شده می کوبند.

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها