بازخوانی تاریخ/ روایت آیتالله مهدوی کنی از اعتراض دولت موقت به اصل ولایت فقیه
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامه نیوز، شخصیتهای سیاسی و مذهبی میتواند برای علاقهمندان به تاریخ و سیاست ایران بسیار جالب توجه باشد. یکی از این سیاستمدارن مرحوم آیتالله مهدوی کنی است. آیتالله محمدرضا مهدوی کنی در بخشی از خاطرات شفاهی خود به موضوع وقایع مهم تاریخ انقلاب مسائلی اشاره کرده که بخشی از آن در ادامه میآید: حضرت امام دو کار بزرگ انجام دادند که بقیه فقها نکردند؛ مسئله حکومت جزو مسلمات است و امام در عراق درباره ولایت فقیه نظریهپردازی کردند. کار حضرت امام پس از انقلاب نظامسازی بود، نظامی که با بودن ولایت مورد قبول همه است و ما معتقدیم ولایت فقیه صلاحیتش را خدا و ائمه مشخص میکنند اما اینکه تشخیص این ولی با چه خصوصیاتی باشد برعهده مردم است. امام(ره) به فتوای فقیه در مسائل اجتماعی اکتفا نکردند و تاکید داشتند که باید مجلس خبرگان باشد لذا این کار فکر حکومتی میخواهد و در اینجا مسئله ولایت فقیه پیش میآید. ما در مواردی که دچار اختلاف میشدیم نزد حضرت امام میرفتیم که ایشان میگفتند با کارشناسان صحبت کنید و مسائل را پخته کنید و اگر به جایی نرسیدید من اظهارنظر خواهم کرد لذا ایشان جز در موارد بحرانی که دستور میدادند و
طبیعی هم بود در مورد مسائل دیگر اینگونه نبود. امام همیشه میفرمود اگر دانشگاه نباشد نظام برپا نمیماند و از این رو بر وحدت حوزه و دانشگاه نیز تاکید داشتند که این به معنای پیوند دادن آنهاست. بسیاری از فقها نظریه ولایت فقیه را قبول داشتند اما به دلایلی به میدان نیامدند، یکی از مهمترین دلایل این بود که آنها خودشان فکر نمیکردند قدرت مدیریت در این زمینه را داشته باشند اما امام واقعا شجاعت داشت که به میدان بیاید. برخی از این آقایان چون فکرشان غربی است آنچه در دنیا از دموکراسی دیده بودند میپسندیدند و امر و نهی ولایت برایشان مقبول نبود و میگفتند که این به استبداد کشیده میشود؛ ما نمیگوییم که آنها سوءنیت داشتند اما درکشان از مردمسالاری همین مقدار بود. در آن زمان میگفتند در دولت مباحثی است که شورای انقلاب از آن خبر ندارد لذا بنده و آقای باهنر مامور شدیم در جلسات دولت ناظر باشیم. در یک جلسه دکتر سامی عصبانی به جلسه آمد و گفت چه نشستهاید که یک حکومت استبدادی تشکیل شده و میخواهند از فردا بحث ولایت فقیه را به قانون اساسی بیاورند؛ ایشان سوءنیت نداشت اما چون ولایت فقیه قبلا نبود او هم تجربهاش را ندیده بود
لذا گفت فردا خدمت امام برویم و بگوییم که دولت معتقد است این اصل نباید در قانون اساسی تصویب شود. همه آنها قبول کرده و نزد حضرت امام رفتند. آنها به امام گفتند اگر اینطور باشد ما در دولت نمیمانیم چون ما استبداد نمیخواهیم. امام هم فرمودند نمیخواهید که نخواهید. در واقع امام در اینگونه مسائل مسامحه نمیکردند. امام برای این کار فرمودند اعمال ولایت باید از طریق قوای سهگانه باشد و از این رو این نظام در همه دنیا مقبول است و شورای نگهبان نیز به تطبیق قوانین با شرع و قانون اساسی توجه دارد. در این ۳۰ سال در مقابل عمل اینگونه بوده اما این به معنای عدم اشتباه نیست و کسی هم ادعای عصمت ندارد لذا نظامی که حقوق مردم را اجرا کند بهترین نظام است. آنها که ولایت فقیه را حکم شرعی تلقی میکردند میگفتند مجلس یعنی چه؟ برخی فقها نیز میگفتند این نظام اسلامی نیست و به قوای سهگانه نیاز نداریم اما امام از اول انتخابات را در کشور راه انداخت که این تصورات ایجاد نشد اما مجلس خبرگان یک وجه مهمتر داشت و آن هم این بود که امام احساس کردند آخر عمرشان است و برای این باید برای آینده پیشبینی کنند. امام میخواستند همه ارکان و نهادها در
زمان خودشان انجام شود لذا قبل از اینکه از دنیا بروند به دنبال تثبیت شکلی و قانونی این نظام بودند. امام بر تجربه ۱۰۰ ساله از مشروطه به این طرف مطالعه داشت و علاوه بر آن ایشان از هوش سرشاری نیز برخوردار بودند لذا این مسائل با یکدیگر جمع شد و امام برای بقای نظام این راهکارها را پیشبینی کردند و کسانی که بخواهند ولایت فقیه را تضعیف کنند خیانت میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید