کد خبر: 295805
تاریخ انتشار :

هفته وحدت (۴)

امام عاشقان

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

محمدمهدی پورمحمدی: عاشقي اي دوستان كار دل است / كار دل البته كاري مشكل است عشق و دوست داشتن زیباترین، در عین حال دردناکترین هدیه خدا به انسان است و درد عشق بالاترین لذتی است که هر انسان می‌تواند در کام جان خود حس کند. تفسیرِ فرازِ بلندی که از عمقِ جانِ فرزند دلاور علی(ع) زینب کبری سلام‌الله علیها در مجلس یزید برآمد و فرمود: «ما رَأَیتُ الّا جَمیلا١»در چهار کلمه عشق، درد و رنج جانکاه، لذت و زیبایی است. مبتلاي دل گرفتار بلا است / اي خوشا آن دل كه اين‌سان مبتلا است کسی نمی‌تواند چون زمانه این را می‌طلبد، برای خوشایند دیگران و زبانی شعار وحدت دهد، در برج عاج بنشیند و منتظر بماند تا دیگران بیایند و با او وحدت کنند. عاشق کفش آهنین می‌پوشد، عصای آهنین به دست می‌گیرد، در جست‌وجوی معشوق راه می‌سپرد و در این راه پرفراز و نشیب از سرزنش هزاران خار مغیلان به خود غمی راه نمی‌دهد٢. صداقت شرط اساسی وحدت است. دستِ دروغگو در دوستی و عشق زود باز می‌شود. اگر طالب وحدت چنین باشد، در راه پرفراز و نشیبی که طی می‌کند، سالکان پاک‌باخته و رهروان دیگری را خواهد یافت. وقتی شمار وحدت‌خواهان و عاشقان اتحاد افزون، برکات اتفاق ظاهر و عطر همدلی در فضای جهان پراکنده شود، تفرقه‌افکنان کم‌شمار و انگشت‌نما خواهند شد. در یادداشت‌های پیشین به برخی از پیشگامان وحدت جهان اسلام در عصر حاضر اشاره شد، اما به باور نگارنده، در سده٣ اخیر هیچ‌کس در راه وحدت و انسجام داخلی و جهان اسلام به اندازه امام خمینی به تلاش نظری و اقدام عملی دست نزده است. در جریان انقلاب، در داخل و خارج کشور، حتی معاندین، از انقلاب اسلامی، به‌عنوان یک انقلاب شیعی نام نمی‌بردند، زیرا حضرت امام با باور قلبی، مشی، منش و اقدامات عملی خود چنین اجازه‌ای به کسی نداد و به این ترتیب انقلاب اسلامی ایران متولد، مانا و پویا شد. حضرت امام قدس سره، یک روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در اوج مسائل متعدد و پیچیده آن روزها به این امر اساسی چنین اشاره دارند: «ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم، واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمان‌ها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می‏خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلا در کار نیست، ما همه با هم برادریم٤‏». امام بزرگوار ما با تأسی به صلحایِ سَلَفِ خود هیچ‌گاه با برادران اهل تسنن، مسائل اختلافیِ تاریخیِ حل ناشدنی را مطرح نکرد، بلکه همچنان روی اصول پنج‌گانه وحدت؛ توحید، نبوت، معاد و کتاب و قبله واحد پای فشرد و منادی بلندآوازه وحدت در جهان اسلام شد. «در یک جامعه‏ای که همه می‏خواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، این مسائل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و با هم هستیم، منتها علمای شما یک دسته فتوا به یک چیز دادند و شما تقلید از علمای خود کردید و شدید حنفی، یک دسته فتوای شافعی را عمل کردند و یک دسته دیگر فتوای حضرت صادق را عمل کردند، اینها شدند شیعه، اینها دلیل اختلاف نیست. ما نباید با هم اختلاف یا یک تضادی داشته باشیم، ما همه با هم برادریم. برادران شیعه و سنی باید از هر اختلافی احتراز کنند. امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی یا سایر فِرَق، آنها می‏خواهند نه این باشد نه آن، راه را این طور می‏دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند. ما باید توجه به این معنا بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم و باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت بکنیم.» ٥ فرمایشات حضرت امام درباره وحدت شیعه و سنی در حد اعلام موضع، سخنرانی و وعظ و خطابه باقی نماند و اگر حضرتش اعتقاد قلبی، ایمان استدلالی و باور شرعی به این امر نداشت، مسئولیتِ صحتِ نماز و عبادات میلیون‌ها مقلد خود در سراسر جهان را به عهده نمی‌گرفت و فتوا به صحت نماز مقلدانش در اقتدا به اهل تسنن نمی‌داد. امروز هم منادیان وحدت جهان اسلام، از شیعه و سنی باید چنین عاشقانه، پاکباخته وحدت باشند. هنگام نماز در کنفرانس بین‌المللی وحدت، برادران شیعه و اهل سنت، باید در اقتدا به هم مسابقه بگذارند و اگر در یک نمازخانه، زیر یک سقف و به‌طور همزمان دو نماز جماعت برپا کنند، معنایش آن است که میزبان در انتخاب و دعوتِ شرکت‌کنندگان و میهمانان در اجابت دعوت اشتباه کرده‌اند. در این‌باره، یک سینه سخن دارم٦ که در یادداشت‌های پسین در حد وسع خود و حوصله این دفتر، خواهم نوشت. ان‌شاءالله عاشقي اي دوستان كار دل است / كار دل البته كاري مشكل است مبتلاي دل گرفتار بلا است / اي خوشا آن دل كه اين‌سان مبتلا است من‌ هم اي شوريدگان دل‌داده‌ام / در ره عشقي ز پا افتاده‌ام آتشي در سينه دارم جان‌فروز / آتشي جان‌پرور اما سينه‌سوز گرچه مي‌سوزد در اين آتش تنم / نور باران است جان روشنم شادمانم گرچه در اين آتشم / روز و شب مي‌سوزم اما دل‌خوشم از خدا خواهم كه افزونش كند / دل اگر دم زد پر از خونش كند كاش از اين آتش ترا بودي خبر / با خبر بودي كه اين بيدادگر ناله را هر چند سازد زارتر / هر چه دارد ديده را خونبارتر باغ دل را باصفاتر مي‌كند / مرغ جان را خوش‌نواتر مي‌كند٧

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها