کد خبر: 297851
تاریخ انتشار :

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس...

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

محمدمهدی پورمحمدی : هر دو گروه با حفظ عقاید خود و احترام به یکدیگر، عدم ورود به بحث‌هایی که می‌دانستیم بی‌نتیجه است، درباره برخی موضوعات مورد اختلاف، بحث و مذاکرات دوستانه‌ای انجام می‌دادیم و در برخی موارد به نتیجه می‌رسیدیم و اگر تشخیص می‌دادیم که ادامه بحث ممکن است به همکاری و دوستی‌مان لطمه بزند، آن موضوع خاص را به لیست منطقه ممنوعه اضافه می‌کردیم و دیگر راجع به آن حرف نمی‌زدیم. مشکل ما آن دسته از دانشجویان اهل تسننی بود که سر در لاک خود داشتند، در فعالیت‌های دانشجویی شرکت نمی‌کردند و دنبال کار، درس و زندگی خودشان بودند، زیرا عدم مراوده و گفت‌وگو باعث می‌شد که همان توهمات، انگاره‌ها و باورهای غلط که از قدیم به‌طور سنتی راجع به شیعه در ذهنشان مانده بود را حفظ کرده و دلشان با ما نباشد. دانشجویان روشنفکر اهل تسنن نیز با شیعیان سر در لاک خود فرو برده، همین مشکل را داشتند و گاهی از این‌که در برخی موارد نسبت‌های ناروایی به آنها داده می‌شد، دل‌نگران و گله‌مند بودند. در همان دوران با تعدادی از دانشجویان اهل تسنن عرب آشنا شدم که سخت اعتقاد داشتند قرآن ما با قرآن اهل تسنن متفاوت است! موضوع لجبازی، عناد و اتهام‌زنی نبود، بلکه به‌راستی در ذهنشان فرو رفته بود و صادقانه اعتقاد داشتند که قرآن ما با آنها متفاوت است! نیازی به دعوا و بگومگو نبود. با کمک دوستان، ١٠ جلد قرآن چاپ ایران، از شرکت‌های انتشاراتی مختلف و به خط خوشنویسان متفاوت به آنها دادیم و گفتیم که با قرآن‌های خودشان مقایسه کنند و اگر حتی در یک زیر و زبر تفاوتی پیدا کردند بر این باور پایدار بمانند و اگر چنین نبود تنها در مورد این یک عقیده خود تجدیدنظر کنند. به همین سادگی سوءتفاهم آنها رفع و شالوده یک دوستی پایدار و برطرف شدن بسیاری دیگر از برداشت‌ها و باورهای نادرستی که نسبت به هم داشتیم، ریخته شد. یکی از باورهای غلط آنها که بعدا توسط ما تصحیح شد، این بود که فکر می‌کردند ما بعد از سلام نماز، جمله‌ای به کار می‌بریم که اجازه دهید آن را تکرار نکنم و مفهوم آن این است که نستجیر بالله و نعوذ بالله به جای حضرت محمد(ص)، حضرت علی(ع) باید به پیامبری مبعوث می‌شد! چندی پیش هنگام خواندن تشهد، در نمازخانه فرودگاه استانبول، احساس کردم که نمازگزار کناری من که از برادران اهل تسنن بود، به طرف من خم شده و گوش‌هایش را تیز کرده تا ببیند من آن جمله را بعد از سلام نماز می‌گویم یا خیر. وقتی نمازم را با ذکر الله‌اکبر و صلوات به پایان بردم، به‌وضوح شنیدم که یک نفس راحت کشید. چون دو، سه ساعت تا پرواز بعدی وقت داشتم، سر صحبت را با وی باز کردم و دیدم که حدسم درست بوده است.

نمی‌گویم تمام سوءتفاهم‌ها و اختلاف‌نظرهای متقابل ما با برادران اهل تسنن به همین پیش پا افتادگی و به همین سادگی است که با تدبیر دانشجویان در حدی که ما در ٤٠‌سال پیش بودیم یا دو ساعت گپ و گفت‌وگوی ٢ مسافر در فرودگاه قابل حل باشد. بسیاری از مسائل اختلافی وجود دارد که هر دو طرف می‌دانیم که حل‌شدنی نیستند و باز کردن برخی از مشکلات فقط در گرو همت، همکاری، مکاتبه، مباحثه و جدل علمی بزرگان است، اما مسائل ساده‌ای از این دست نیز کم نیستند که می‌توانستیم آنها را حل کنیم و نکردیم. در همان دوران دانشجویی ما دانشجویان شیعه و سنی در نماز جماعت به هم اقتدا می‌کردیم و حجت شرعی ما فتوای حضرت امام قدس‌سره بود و همین کار تغییرهایی در شیوه نماز ما و آنها داده بود که به اعتقاداتمان خللی وارد نمی‌کرد. ما اهل تسنن را قانع کرده بودیم که در آغاز حمد و سوره حتما «بِسمِ‌اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم» بگویند، آنها هم اعتقاد نداشتند که این کار به نمازشان خدشه‌ای وارد می‌کند و این کار را انجام می‌دادند. از آنجا که اهل تسنن اعتقاد دارند که هیچ رکعت نمازی بدون سوره حمد رکعت حساب نمی‌شود، متقابلا از ما خواسته بودند در رکعت‌های سوم و چهارم به جای تسبیحات اربعه، سوره حمد بخوانیم و نظر به این‌که همه فقهای ما این کار را مجاز می‌دانند، ما هم قبول کرده بودیم. شاید اشکال کار در این است که تا بحث وحدت پیش می‌آید، به سراغ مسائل سخت و حل‌نشدنی و گفت‌وگوهای بی‌سرانجام می‌رویم و در همان پله نخست در جا می‌زنیم و متوقف می‌شویم و بعد به‌طور طبیعی کار بی‌نتیجه و بی‌ثمر را رها می‌کنیم. آرزوی نگارنده آن است که بر عکس عمل کنیم، یعنی طلاب و دانشجویان مدارس دینی ما و اهل تسنن، از سوی بزرگان و علمای هر دو طرف به‌عنوان یک پروژه درسی مشترک، مکلف شوند که به جای مطرح کردن مسائل سخت، سیاهه‌ای از ساده‌ترین سوءتفاهمات، پیش پا افتاده‌ترین سوءبرداشت‌ها و عوامانه‌ترین باورهای نادرست نسبت به یکدیگر را تهیه و همراه راه ‌حل‌های پیشنهادی برای اتخاذ تصمیم نهایی به اساتیدشان ارایه کنند. آیا ما و اهل تسنن می‌توانیم یک کتاب دعای ٢٠٠ صفحه‌ای مشترک داشته باشیم؟ چرا نتوانیم؟ ما دعاها و زیاراتی در کتب ادعیه خود داریم که مورد قبول اهل تسنن نیست. آنها هم دعاهایی دارند که مورد پذیرش ما نیست. اصلا عقلانی، لازم و به صلاح هم نیست که ما و آنها کتاب دعاهای خود را کنار بگذاریم یا در آنها تجدیدنظر کنیم. اما آیا می‌شود درعین‌حالی که ما و آنها کتب ادعیه خود را مثل سابق و بلکه محکم‌تر و با قدرت و اعتقاد بیشتر برای خودمان حفظ می‌کنیم، یک کتاب دعای مشترک نیز داشته باشیم؟ چرا نشود؟ طلاب علوم دینی شیعه و سنی می‌توانند به‌عنوان یک پروژه درسی مشترک، دعاهای مورد قبول دو طرف را از کتب شیعه و سنی استخراج و برای امضای نهایی به علما ارایه کنند تا یک کتاب مورد قبول طرفین تولید شود. نگارنده در کتابخانه‌ها و نمازخانه‌های اهل سنت دعاهایی دیده است که هیچ مغایرتی با اعتقادات شیعه ندارد، اما در کتب ما نیست و از آن طرف در موسم حج و هنگام خواندن دعای کمیل در خیابان مقابل قبرستان بقیع به برادران اهل تسننی برخورده است که از آغاز دعا منتظر می‌مانند تا به جمله: «اِلهی وَ رَبّی مَن لی غَیرُک، اَسئَلُهُ کَشفَ ضُرّی وَالنَظَرُ فی اَمری..,٢» برسد و مثل باران بهار اشک بریزند. در همان مراسم یکی از برادران اهل تسنن به بنده گفت: من نخستین‌بار ٢٠‌سال پیش در همین‌جا با دعای کمیل آشنا شدم و هیچ دعایی در دنیا به نیکی این دعا و هیچ نیایشی زیباتر از این ندیده‌ام که انسان به خدای خود بگوید: «یا اِلهی وَ سَیِّدی و مَولای وَ رَبّی، صَبَرتُ عَلی عَذابِک، فَکَیفَ اَصبِرُ عَلی فِراقِک...٣» چرا ما و آنها خود را از برکات یکدیگر محروم کرده‌ایم؟ به‌راستی چرا؟ چه باید کرد؟ در این‌باره بیشتر خواهم نوشت. ان‌شاءالله پی‌نوشت‌ها: ١- تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت - مختارنامه عطار نیشابوری، باب هجدهم، در همت بلند داشتن و در کار تمام بودن ٢- ای معبود من و ای پروردگار من، جز تو که را دارم که رفع گرفتاری و توجه در کارم را از او درخواست کنم... ٣- ای معبود، آقا، مولا و پروردگارم من بر عذاب تو صبر کنم، اما چگونه بر دوری تو طاقت آورم...

منبع: روزنامه شهروند

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها