زايش مصلحت عمومي در سپهر سياسي ايران
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامهنیوز، يكم؛ انتخابات اخير را ميتوان محصول تحولات بنيادين در عرصههاي مرتبط با سياست ايران امروز دانست. به ميزاني كه دولت در سالهاي گذشته به سمت يك جناحي شدن ميل كرده است، جامعه مدني با تحولات بنياديني در مسير بهبودخواهي واقعبينانه نزديك شده است. عواقب بيتفاوتي به سياست و تحريك پوپوليسم بدخيم عليه وضع موجود، نزديك به يك دهه فرصتسوزي و بحران در عرصههاي مختلف را براي ايران به ارمغان آورد. دوم؛ فهم منطق تجربه ناشي از استقرار نواصولگرايان، اجماع ملي براي گذار از وضعيت پيش آمده را در اذهان پديد آورد. نخبگان فكري در توليد فكر و نخبگان ابزاري (فعالين سياسي) در عمل به نسخه آنها، زمينه شكلگيري دولت تدبير و اميد و هژموني گفتمان خردگراي اعتدال و اصلاح را فراهم آوردند. ارتقاي منطق سياست در ايران از ايدئولوژيزدگي به مصلحت عمومي بزرگترين نتيجه اجماع نخبگان فكري و ابزاري براي به صحنه آوردن ملت بود. سوم؛ پيروزي روحاني را ميتوان غلبه منطق منافع ملي بر منطق ايدئولوژيزدگي دانست. اين تحول را ميتوان نقطه كانوني تحولات سياسي دهه اخير دانست. انتخابات رياستجمهوري و مجلسين نشان داد كه گذار به مصلحت عمومي و
منافع ملي يك خواسته همگاني است. اين تحول معنايي غير از نفي تصرفگري در عرصهاي كه متعلق به همگان بود، نداشت. نه گفتن به گفتماني كه نقطه كانونياش منافع ملي نبود. گفتماني كه مصلحت عمومي را نابهنجار از كانون سياست رسمي خارج كرد. دستور كاري كه مردم از دل حضورشان در ۲۴خرداد و ۷اسفند روي ميز گذاشتند، منطق مصلحت عمومي بود. هدف اصلي سياستزدايان از عرصه عمومي، زدايش سياست از مفهوم مصالح عمومي و منافع ملي است. تحويل سياست به ايدئولوژي، دوری از مصالح عمومي است؛ ابهامافكني در سياست براي در اختيار در آوردن عرصه عمومي منهاي مصالح عمومي است. نقطه عزيمت این سياست، هر چه باشد مصالح عمومي نيست. با مدد از ژاك رانسير ميتوان منطق ۲۴خرداد و ۷اسفند را، رخ دادن سياست توسط كساني دانست كه در فهم بازیگران این عرصه چندان انگاشته نميشدند... ...آنان فرصت يافتند سياست را در چارچوبي جديد پيكربندي كنند. اين پيكربندي از سویي نفي نوعي خاص از سياستورزي بود؛ سياستورزي مبتني بر سياستزدايي، مبتني بر ما كروپلتيك ناسازگار با حقوق ملی. اما ميكرو پلتيك جنبشي عليه اين ماكروپلتيك چه آرام به حركت درآمد و آن را بيقرار كرد. چه زيبا آنچه
ناديدني بود، ناشنيدني بود، در مراي و منظر قرار گرفت و صدايش را بر زبان منتخبانش جاري ساخت. و چهارم؛ دستاورد اين گذار را دستكم ميتوان در موارد زير رديف كرد؛ عقب راندن افراطيگري و تقويت جبهه خردگرا، تولد انسجام ملي براي توسعه، آزادسازي نسبي سياست داخلي، زمينهسازي براي تحول آرام و دموكراتيك، برهم زدن توازن قوا به ضرر جريان تماميتخواه، افزايش سرمايه اجتماعي تحولخواهان، زمينهسازي براي تفاهم و گفتوگوي ملي، شكلگيري مجدد عرصه عمومي در معناي مدرن آن، تمهيد مقدمات براي فسادزدايي و...
منبع: روزنامه اعتماد
دیدگاه تان را بنویسید