تحلیل پیروزی اصلاحطلبان روشنتر از خاموشی
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامهنیوز، تحلیل پیروزی در انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم که طرفداران بسیار دارد، کار دشواری است. همواره برندگان بیش از آنکه در پی نقد و تحلیل باشند، برعکس بازندگان میل به تحسین و ستایش دارند؛ اما آنچه در سیاست ما در حال شکلگیری است، نوعی «ناسیاستِ» تهی از تاریخ است که ناگزیر باید به آن پرداخت؛ اگرچه زودهنگام باشد. به گفته اتین بالیبار از طریق سه فرایند دگردیسی و برابری و رهایی، سیاست متولد میشود و خوشبختانه مردم ما هر سه فرایند را تجربه کردهاند و از سر گذراندهاند. دگردیسی در دوم خرداد ٧٦ رخ داد، با استحاله وضعیتی صلب به فضایی فراختر. رویدادی که روزی در تقویم -دوم خرداد- را به جریان فراگیر سیاسی -دومخردادیها- تسریداد. برابری اما در انقلاب اسلامی روی داد که تمام باورهای هویتی را منهدم کرد؛ باورهایی چون چپ و راست، فقیر و غنی، ترک و لر و اینگونه «همه»ای برساخت برای دستیابی به برابری. مردم رهایی در سیاست را نیز با ملیشدن صنعت نفت به دست مصدق تجربه کردند. اگر بسیار میشنویم مردم ایران سیاسیاند، ازاینرو است که تجربههای تاریخی و سیاسی متفاوتی را پشت سر گذاشتهاند و همواره در بزنگاههای
سیاسی حاضر، عامل یا ناظر بودهاند و در مقاطع خاصی هم با «ناسیاست» همراه شدهاند. اینک نیز به سمت «ناسیاست» گام برمیدارند و بهنوعی از امر سیاسی به امر اجتماعی گذر میکنند و بیش از آنکه کنشهایشان سیاسی و تحولخواهانه باشد، در پی تغییر سبک و ذائقه زندگی است. مانند خانهتکانی در آستانه عید و نوسازی وسایل کهنه و فرسوده و تغییر مبلمان و بهتعبیری تغییر فضای ملالتبار زندگی. اگر خانهتکانی مجلس هم با این نیت روی داده باشد، زنگ خطری است جدی برای تمام طیفهای سیاسی. در همین خانهتکانی نشانی از «ناسیاست» دیده میشود که بیش از همه، دولت از آن سود میبرد. پیروزی فهرست سینفره اصلاحطلبان بسیار ارزشمند است. این پیروزی بیش از آنکه بیانگر توانایی نامزدها باشد، نشاندهنده اعتماد و اعتقاد مردم به سران اصلاحطلبی است که مردم را مجاب میکند تا پای صندوقهای رأی بیایند و به نامزدهای ناشناخته آنها رأی بدهند؛ همانطورکه علی ربیعی در سرمقاله یازدهم اسفندِ «شرق» با عنوان «انتخابات، پیشا و پسامشارکت» اشاره میکند، از بین رویکردهای تازهای که در انتخابات اخیر ظهور کرده است، میل به «ناشناختگی» نامزدها در پایتخت و افزایش زاویه
تمایل پیشامشارکت و پشیمانی پسامشارکت در انتخاباتهای اخیر، از دهه ٩٠ به بعد، از تحولات روحیه رأیدهندگان به شمار میآید. این پیروزی ارزشمند البته، سویه دیگری نیز دارد که بعد از فروکشکردن هیجانات انتخابات باید جدیتر به آن پرداخت. این فهرست سینفره و تمام کسانی که از شهرستانها به نام اصلاحطلبی به مجلس راه یافتهاند، توانا یا ناتوان، خوب یا بد، کنش سیاسیشان به پای اصلاحطلبان نوشته میشود. این نکته مهمی است که نمایندگان نباید لحظهای از آن غافل بمانند. اکنون مسئولیت سنگینی بر دوش آنها است؛ مسئولیتی که با فرصتطلبی و منفعتطلبی قرابتی ندارد. آنها به اعتبار کسانی به مجلس رفتهاند که از هر دوِ این خصلتها مبرا هستند؛ اما نمیتوان نادیده گرفت که نفس هر آدمی وسعتی به اندازه خودش دارد. آنچه بیش از هر چیز، امکان دارد آنها را به ورطه «ناسیاست» سوق دهد، کمتجربگی برخی نمایندگان و فضای کلی مجلس است که لبههای تیز آن ساییده شده است و دیگر از آن تضادها و کنشهای سیاسی میان اصلاحطلبان و اصولگرایان سابق خبری نیست. شرایط اما در مجلس خبرگان متفاوت است. با حذف سیدحسن خمینی از انتخابات خبرگان، یکی از چهرههایی که
میتوانست سیاستآفرین باشد، از دست رفت. حضور نوه امام تحریکپذیری مخالفان را افزایش میدهد و آسیبپذیرشان میکند. پس ناخواسته روحانی و هاشمی و سیدحسن خمینی همپیمان میشوند و مثلثی شکل میدهند که آنها را مرئی کند. اما این مرئیشدن به مصلحت نیست. بههرتقدیر سیدحسن خمینی شخصیت محبوبی است و بعید نیست در آیندهای نهچندان دور جایگاهی «وجوهالناس» پیدا کند؛ اما نکته دیگری که خبرگان را متفاوت میکند، حذف مصباحیزدی است؛ مردی که برای اجرای سیاست متن دارد. متنی مبتنی بر سنتیترین متون دینی با شاگردان وفادار و تشکیلاتی. برای نبودن او گویا توافقی ناخواسته در میان بود. هم برخی از دوستان و هم غالب مخالفان و منتقدان از رأینیاوردن او خرسند شدند. آیتالله جنتی و محمد یزدی اما چنین جایگاهی ندارند. مهمترین خصیصه مصباح تلاش برای خلق سیاست و همخوانکردن آن با قرائت از متون سنتی دینی است. او از این کار و پرداختن هزینه این کار باکی ندارد. آیتالله، گذشته از اینکه به رأی مردم اعتقاد ندارد، دغدغه محبوبیت نیز ندارد. او نه نخبهگرا است و نه شیفته عوام. این استاد اخلاق حوزه علمیه و مفسر قرآن، بیش از هر چیز دغدغه آن را دارد
که رویکرد خود و حلقهاش به سیاست را نهادینه و اجرائی کند. از غالب کسانی که در سیاست در حال نقشآفرینی هستند، کمتر کسی چون او به متن وفادار است و این وفاداری به متن از او چهرهای خاص ساخته است، با مریدان و شاگردانی خاص که نگرشی متفاوت به سیاست و اجرای آن دارند. مصباحیزدی بسیار دیر، یعنی از دهه ٨٠، وارد سیاست شد؛ اما به دلیل کار تشکیلاتی در حوزه دین و تربیت شاگردانی که با نگاه او جذب سیاست شدند، کار را برای نواندیشان دینی و اصلاحطلبان دشوار کرد. آیتالله در میان سنتگرایان نیز به همین دلایل طرفداران چندانی ندارد. هم دوست و هم مخالف از بهقدرترسیدن او نگرانند و ازاینرو اصلاحطلبان شادی خود را از بازماندن او از خبرگان پنهان نکردند و مخالفان نیز با سکوت، رضایت خود را آشکار کردند. گویا توافقی نانوشته در کار بوده تا دو شخصیت کاملا متفاوت از یکدیگر در مجلس خبرگان حضور نداشته باشند. یکی با رأی مردم و دیگر با رأی ناظر. غیاب این دو چهره متفاوت سویههای سیاستساز را ناساز میکند و در این فضاست که اثرگذاری هاشمی و روحانی بیشازپیش خواهد شد.
منبع: روزنامه شرق
دیدگاه تان را بنویسید