موشک سپاه «آري»، موشک فتنه «نه»!
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامهنیوز، هر چند که مدعي فلان سخن مشهور و البته خندهدار حرف خود را به نوعي پس گرفت و هر چند که همين پس گرفتن هم خندهدار بود و همراه با لطايفالحيل، اما... بگذار نکتهوار ادامه دهم اين مختصر را. يکم- حزبالله بزرگ شده مکتب ولايت فقيه است که در آن اخلاق حرف اول و آخر را ميزند. «اخلاق سياسي» يا به عبارت اصح، «تقواي سياسي» حکم ميکند ما با هيچ کس، دعواي شخصي نداشته باشيم. لذا اين را هم با بزرگمنشي برگزار ميکنيم که طرف انشاءالله بعد از آن «تذکر حکيمانه بزرگان» متوجه و متنبه شده و فهميده که هم به ديپلماسي نياز است، هم به موشک. دوم- گاه هست که بعد از يک «موعظه پدرانه و امامانه» خيلي مهم نيست تو حرف غلط خودت را چگونه پس ميگيري! اين پس گرفتن، به هر نحو که باشد، چون فيحد ذاته پس گرفتن يک موضع غيرعقلايي است، اولاً بايد با «استقبال» روبهرو شود. آنچه ما در «مکتب خميني» که همان «مکتب خامنهاي» باشد ياد گرفتهايم، اين است که در اين قبيل مواقع، استقبال کنيم از کسي که حالا به هر نحو، خط قرمز روي موضع غلط خود کشيده است. اين «استقبال» يعني به قول معروف آتشبيار معرکه نشويم و فضا را بيخود شلوغ نکنيم.
ثانياً بيانگر عمق نفوذ کلام ولي امر، حتي نزد کساني است که خود را عمدتاً تافته جدا بافته ميدانند و متأثر از همين منيت، گاهي از صراط مستقيم، منحرف به چپ و راست ميشوند. سوم- من باز تأکيد ميکنم که اصل اين مساعي براي پس گرفتن فلان حرف غلط، امر پسنديدهاي است. حال اگر دوفرداي ديگر باز هم بر همان سياق، مدعي همان موضع غلط، گيرم با ابيات و ادبياتي متفاوت شدند...؟ گفت: «چو فردا شود، فکر فردا کنيم!» اين نوشته هرچند بناي بر سادهانديشي ندارد، اما اينقدر هم هست که براي کار نکرده، کسي را متهم و محکوم نميکند. چهارم- صرفنظر از حرف غلط فلاني، اما بايد اعتراف کرد هستند کساني که معتقدند عصر موشک گذشته و زمان گفتمان است مثلاً! حال ببينيم ريشه در چه دارد اين سخن که دنياي امروز، دنياي گفتوگو و مذاکره است، نه دنياي سلاح؟! بلاشک در اين ريشه دارد که بهترين و مهمترين اهرم بازدارنده براي جلوگيري از تهاجم دشمن را، نه در اسلحه، بلکه در تفاهم و ديالوگ و اين حرفها ميداند. خب! حالا بياييم فرض کنيم يکي از دستاندرکاران همين نظام جمهوري اسلامي خودمان هم بنا به هر دليل به اين مهم(!) نائل آمده که دنياي امروز، دنياي گفتوگوست، نه
موشک! حال آيا براساس همين منظومه فکري، من و ما اين حق را نداريم که به آن مسئول خرده بگيريم که اگر دنيا، اين همه گل و بلبل است که موشک نميخواهد و مذاکره ميخواهد، پس اساساً حضرتعالي چرا با محافظ يا احياناً باديگارد تردد ميکني؟! اگر براي عنصر بازدارندگي، گفتوگو مهم است و موشک نه، چرا ماشين ضد گلوله؟! چرا جليقه ضدگلوله؟ چرا اصلاً محافظ؟! حال ميتوان فرض کرد که همين مسئول محترم، حتي در راهپيمايي روز ملي 22 بهمن هم از فرط استفاده از محافظ و الباقي قضايا(!) به قول معروف، ديگر شورش را درآورده باشد! واقعاً آيا جا ندارد گريبان او را با اين پرسش بگيريم که چطور جمهوري اسلامي براي دفاع از خودش موشک نميخواهد اما شما براي دفاع از خودتان اين همه فلان و بهمان و الباقي قضايا(!) ميخواهيد؟! يعني سلاح و اسلحه، آنجايي که قرار است خرج امنيت ملت و نظام و کشور شود، چيز بدي است و دورهاش گذشته، اما وقتي به جان مبارک حضرتعالي ميرسد، نه تنها دورهاش نگذشته، که بايد در بهترين حد ممکن هم تهيه و تدارک شود؟! يعني نظامي به عظمت جمهوري اسلامي حتي يک آزمايش موشکي هم نبايد داشته باشد، اما به شخص شخيص شما عاليجناب محترم که ميرسد
«واعدوا لهم ماستطعتم من قوه»؟! واقعاً چگونه است که وقتي به نظام جمهوري اسلامي مظلوم ميرسد، دنيا ميشود «دنياي مذاکره» اما زماني که نوبت فلان مسئول ميرسد، همين دنيا ناگهان تغيير جهت ميدهد و. . . به عنوان مثال ميشود حکايت ماجراي باديگارد خاندان و آن تصادف معروف سال پيش در سه راه ياسر و هفتتيرکشي در روز روشن و الباقي قضايا؟! پنجم- اين را هم ميتوان از اين جماعت گلانديش(!) پرسيد که آيا حاضرند منباب اين دنياي سرشار از مذاکره، بيهيچ سلاح و اسلحهاي تحويل گروهک تکفيري داعش داده شوند تا کمي با نيروهاي ابوبکرالبغدادي مذاکرات فشرده داشته باشند؟! واقعيت آن است که جهان پر از گرگ است! پر از شيطان! آيا با وجود همين «شيطان بزرگ» که هيچ صبحي را به شام نميرساند الا آنکه ما را تهديد نظامي کند، الا آنکه با وجود آفتاب تابان برجام(!) ما را مجدد و مشدد تحريم کند، عاقلانه است که ما حتي خيال کنيم دنياي امروز، فقط دنياي گفتمان است، نه دنياي سلاح؟! حقا که خيال چنين امري هم مضحک است، واي به حال بيانش! در جهان امروز، البته به جز داعش و حاميانش، گرگهاي ديگري هم زندگي ميکنند که اگر مردم به ايشان رأي دادند که هيچ! و الا «موشک
فتنه» را با «نامه سرگشاده» تجهيز کنند! يعني اين جمله آخر را نميگفتم، حق اين متن ادا نميشد! که حزبالله در «مکتب ولايت فقيه» فقط اخلاق نياموخته! اولاً «اخلاق انقلابي» آموخته، نه «اخلاق سکولار»! ثانياً آموخته که متمردين از قواعد و قوانين انتخابات را هرازچند گاه نوازشي کند!
منبع: جوان آنلاین
دیدگاه تان را بنویسید