درسهای حرکت منسجم
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامهنیوز، اصلاحطلبان در دو سال و نیم گذشته، در فرصتهایی که در گفتوگو با هواداران بهدست آوردهاند یا در موضعگیریهای رسانهای و مجالهایی که دست به قلم شدهاند، چند موضوع محوری را تکرار و تکرار كردهاند؛ نخست شرایط کشور تا شهریور ٩٢ که دولت روحانی آغاز به کار کرد را یادآوری كردهاند؛ و میراث دولت احمدینژاد و تفکر برخاسته از آن را یک به یک برمیشمردهاند. پس از آن اهمیت فضایی را که به واسطه انسجام تشکیلاتی خود و حضور تعیینکننده مردم رقم خورد گوشزد و تأکید كردهاند برای همین دستاورد، بدون سهمخواهی از دولت، مدافع آن برای گذر از این شرایط هستند. بهنظر میرسد آنها ویژگیهای بلافصل «اصلاحات»، یعنی آرام و تدریجیبودن آن را بیش از هر زمان دیگری، «چاره ناچار» این شرایط میدانند. این راهبرد در انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم بار دیگر کارایی کمنظیر خود را به اثبات رساند و نتایج آن، مانند انتخابات ٩٢، مدتی است اصولگرایان را در نوعی شوک فرو برده است. شرایط ایجادشده در بررسی صلاحیتها و محدودیتهای چهرههای اصلی اصلاحطلب، خیال جناح مقابل آنها را تا حدی راحت کرده بود، اما با وجود این بار دیگر
نتیجهای خارج از تصور و تحلیل آنها رقم خورد. به نظر میرسد رهبران و فعالان سیاسی این جریان به شکل خودخواسته، نقشی را برای خود تعریف کردهاند که بدون «طلب سیاسی» از مردم، در دانشگاه، جامعه مدنی، بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد فعال بمانند و بدنه حامیان منافع ملی و مقابله با افراطگری را گستردهتر کنند. پختگی ناشی از این دو دهه فعالیت سیاسی مداوم، فقط مختص سران اصلاحات نیست، این را میتوان در بدنه اصلاحطلبی نیز مشاهده کرد. از همینرو آنان به درستی به حوزهای قدم گذاشتهاند که در دوران اصلاحات، تا حدی از آن غفلت شد یعنی تداوم ارتباط با بدنه جامعه که عمدتا هوادار اصلاحات هستند. تعریف اصلاحطلبی روشن است. حرکت تدریجی برای تصحیح روندها با تکیه بر آگاهیبخشی و واقعگرایی. این روزها بهنظر میآید چهرههای اصلی اصلاحطلب، واقعگراتر شدهاند. تجربیات دوران اصلاحات و آنچه در دوران هشتسال احمدینژاد بر آنها و کشور گذشت، سبب شده امروز همانها نیز بیش از گذشته، کنترل مطالبات و تأکید بر مدارا با هجمهها برای بهانهندادن به دست مخالفان را مدنظر قرار دهند. از دوران اصلاحات تا امروز، نیرو و جریانی در درون کشور وجود
دارد که علاقهمند است چهرههایی را که کنشگر اصلاحات نبودند، بهعنوان نماینده اصلاحطلبان معرفی و تبلیغ کنند تا بهواسطه آنها، کل جریان را منکوب کنند. مثلا فردی که جزء شورای راهبردی اصلاحات نبود و عضو شورای مرکزی هیچیک از احزاب محوری نبود به شکلی بزرگنمایی میشد و میشود که سخنان او بهعنوان راهبرد لایتغیر اصلاحطلبان به خورد جامعه داده شود. در سالهای اخیر اما «شورای مشاوران» و حالا «شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان» توانستند با بهدستگرفتن ابتکار عمل، مانع از پراکندهکاری شده و ارتباط منسجم بدنه اصلاحطلبان با آنان به لطف ابزارهای جدید اطلاعرسانی نیز در انتقال پیام از صدر به بدنه هواداران این جریان سیاسی، مؤثر واقع شده است. به هر تقدیر هنر سیاستمدار این است که بین نیروهای سیاسی فعال جامعه، برای رسیدن به منافع ملی، توازن ایجاد کند؛ یک جریان سیاسی پویا بهطور طبیعی به پایش کارکردهای گذشته میپردازد و این همان اهرم اصلی اصلاحطلبان در رشد و گسترش تشکیلات است. اعتقاد به توازن میان آرمان و واقعیت، حرکت اصلاحطلبی را هموار میکند. حرکتی که تکبعدی نیست و به ابزار نقد درونگفتمانی مجهز است؛ همان حلقه
مفقودهای که اصولگرایان هنوز هم حاضر به پذیرش آن نیستند و نتیجه انتخابات ریاستجمهوری یازدهم و مجلس دهم و خبرگان پنجم و پیام رفتار انتقادی مردم نسبت به عملکرد ١٢ ساله آنان همچنان «درک» نشده است. در سوی مقابل اما از اواخر دوران احمدینژاد، نوعی همگرایی میان نیروهای میانه و اصلاحطلبان و حتی بخشی از اصولگرایان واقعبین ایجاد شده بود. آنان مشاهده میکردند که اقتصاد رو به ورشکستگی میرود، جایگاه ایران در جهان تضعیف شده، گسست در بین نیروهای اجتماعی و حتی نیروهای سیاسی باسابقه رو به فزونی است و شاخصهای توسعه، نهتنها صعودی نیستند که «پسرفت» را نشان میدهند. رخداد انتخابات ریاستجمهوری یازدهم و همه آنچه در دو سالونیم گذشته توسط نیروهای سیاسی تحولخواه صورت گرفت و در انتخابات هفتم اسفند باز هم کارایی خود را به اثبات رساند، محصول همین نگرش است. این روند نه تا انتخابات ریاستجمهوری دوازدهم که تا همیشه میتواند راهبرد این جریان سیاسی برای توسعه و مقابله با تندروهایی باشد که با عادیسازی شرایط سیاسی کشور و فضای تعاملی با جهان، مسئله جدی دارند. شکلگیری نوعی آرامش و گفتوگوی سازنده میان نیروهای سیاسی با گرایشهای
مختلف و حتی قرارگیری آنان در یک فهرست انتخاباتی که نه به معنای یکیشدن گرایش سیاسی آنان بلکه به مفهوم ایجاد ائتلاف بر سر مواضع اصولی است، از جمله خروجیهای این راهبرد است. نتایج انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم باز هم نشان داد نگاه تندروها با واقعیت جامعه ایرانی و الزامات جهانی و شکافهای نسلی و خواستههای جوانان، سنخیت ندارد. پایینآمدن آنان از«برج عاج» و مواجهه صریح با خواستههای جامعه ایرانی راه ناگزیر آنان برای حضور در چرخه رقابتهای برابر سیاسی خواهد بود. حالا و در آستانه انتخابات مرحله دوم مجلس دهم، باز هم میتوان رگههای واقعگرایی را در میان هواداران اصلاحطلب در جامعه مشاهده کرد. احتمالا نرم شرکت در انتخابات مرحله دوم هم در این دوره تغییر خواهد کرد؛ چه اینکه کرسیهای باقیمانده برای تکمیل حرکت هفت اسفند، دارای اهمیت محوری است. میدانیم انسانها در حصار زمان و مکان قرار دارند و براساس سهم و تواناییهای فکری از تاریخ درس میگیرند. کلام امام عدل و مدارا پیشروی همگان قرار دارد که «ما اکثر العبر و اقل الاعتبار»؛ اینکه عبرتها بسیار اما عبرتپذیران اندک باشند، ما را به سر منزل مقصود نخواهد رساند. حتما
برخی رفتارها و عملکردهای گذشته اصلاحطلبان، با منطق امروز ما قابل فهم و تحلیل نیست و وقتی بنا بر تکرارنکردن آن قرار میگیرد و پذیرفته میشود، به یکی از مولفههای توسعه سیاسی جامه عمل پوشانده شده است. یکی از این درسها این بوده که فضای باز جامعه ایران در مقاطعی مانند مشروطه، ملیشدن نفت، بعد از انقلاب و دوم خرداد، نباید با حرکتهای سریع و کمطاقتی، «نیمه عمر» کوتاهی داشته باشد. اگر روزی همه گروههای سیاسی و نهادهای صاحب قدرت به اجماع برسند که از بزرگکردن مسائل کوچک، مچگیری بیمورد، درک درستنداشتن از مقتضیات زمان و مقابله با مسیر توسعه دست بردارند، حتما امر سیاست در ایران با امروز بسیار متفاوت خواهد شد. تا آن روز حتما باید بین آرمانها و واقعیتهای جامعه توازن ایجاد کرد تا شاخکهای گسلهای اجتماعی بین نخبگان و تودهها تکان نخورد و حوزه سیاست با کمترین هزینه سیاسی به پیش رود. مسیر طیشده در انتخابات مجلس دهم در اردوگاه اصلاحطلبان، درسهای بسیاری داشت. چهرههای شاخص و رأیآور که احتمال ایجاد حساسیت روی نام خود داشتند از حق خود مبنی بر در معرض انتخاب مردم قرارگرفتن گذشتند و از همه داشتهها و باقیمانده
نیروها به بهترین نحو استفاده شد و مردم هم با آگاهی و موقعیتشناسی، اصالت «صندوق رأی» را حفظ و گسترش دادند. به جز چند حرکت سرخود و از روی تبختر توسط چند چهره منسوب به اصلاحطلبان در برخی حوزههای انتخابیه، همه پذیرفتند ذیل یک استراتژی واحد عمل کنند و نتیجه آن را هم دیدند. این مدل هر روز قابل تکمیل، تعمیم و تعقیب است.
منبع: روزنامه شرق
دیدگاه تان را بنویسید