اعدام اميد ستايشبرانگيز نيست
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
همان غریبه که قلک نداشت خواهدرفت وکودکی که عروسک نداشت خواهدرفت به گزارش نامهنیوز، این یادداشت میتواند فغاننامهای باشد برای ملت افغان چرا که واقعیت اینچنین حکایت میکند که ما طی این سالهای پرفراز و نشیب میزبانان خوبی برای این مهمانان مغموم خویش نبودیم. این یادداشت میتواند آنچنان سوزناک حادثه را روایت کند که شمعافروزان برای ستایش باز چشمهایشان از گداختگی دلشان نمناک شود. این یادداشت حتی میتواند غمنامهای باشد برای امیدهای ناامید حاشیه شهرمان. غمنامه ای برای پسرکی که شایداین روزهادرگوشه ای از زندان مبهوت ازرفتارهولناک خویش به دیواری خیره شده است.اما گاه باید فارغ از غمنامه ها نیزماجرارادید.فاجعه ستایش و جنایت امید(نامی که خبرگزاری ها به مجرم دادندواکنون به آن خوانده میشود)،آنقدرهولناک بودکه شایدسکوت درمقابل آن غیرممکن به نظر میرسد.اماای کاش این باراسب یاغی احساس وتعصب رامهارکرده و بتوانیم خارج از ملیت وجنسیت باردیگر ماجرای تلخ ستایش وامید رابازخوانی کنیم.فرصت کنیم تاازدریچه ای متفاوت ببینیم که چگونه بذرجنایت درتاریکخانههای حاشیه شهرمارشدمی کندوفاجعه می آفریند.شایداکنون بیشازپارامترهای مورد
مناقشه بایدگام هایی فراتررفت ودوباره دید.مهم نیست که دخترخردسال افغان توسط پسر نوجوانی ایرانی تحت ظلم یاجنایت قرارگرفته ،که چه بسادرگذشته نیزشاهدبودهایم که این اتفاق به شکلی کاملا معکوس هم رخ داده است.اکنون قبل ازملیت ها،مهم ترآن است که بدانیم چگونه یک نوجوان می تواندچنین رفتاری باکودک خردسال کوچه ومحله شان داشته باشد. این حادثه به قدری همگی مارامحزون کردکه دولتمندوشهروندباسرعت نگاه خویش را به سمت ستایش چرخاندندو نام او درکنار تصویر خندانش همه فضای وجدان انسان دوستانه ما را پرکرد.تظلم خواهی برای ستایش نُقل کلام ها شدو غافلانه فراموش کردیم که این سکه روی دیگری نیزدارد.این یادداشت نمی خواهددفاعیه برای دفاع از قاتل ستایش باشدیاحتی نمی کوشدتابه دریچه ای جهت نجات قاتل از اعدام بدل گردد.بدون شک کام همگی ماازوقوع چنین رویداد تلخی در اطراف شهرمان تلخ تر از همیشه شده است اما چه بسا لازم است که جسورانه اعلام کنیم که تنها حزن و اندوه برای ستایش و تاکید بر مجازات قاتلی که به جنایت خویش معترف است،راه نجات ستایش های خردسال شهر ما نیست. آنچه که باید بیش ازهرچیز دیگردرباره آن سخن گفت تلاش فراگیر همگی مابرای جلوگیری از
تکراراین گونه فجایع است.دستیابی به این مطالبه مهم بی شک نیازمند ریشه یابی علل جرم است.
زبان ونگاه عامل جنایت الکن و قاصرتر از آن است که بتواندبه توصیف جغرافیای جرم خیز محل زندگیاش بپردازد. اماما نبایدفراموش کنیم که حداقل مهم تر ازافروختن شمع برای همدردی با این خانواده افغان یا ضروری تر ازعصبیت جنسی به خاطرعمل قبیح تجاوزکه گفته شده دراین ماجرا رخ داده است،شناسایی پدیده هایی است که بیخ گوش مایعنی درحاشیه های کلان شهرها باعث بروز اینگونه رفتارهاست.شناسایی عوامل بروزوظهور چنین پدیده های تلخی وشکل گیری برخی نوجوانانی که درحومه کلان شهرها بزهکاری را مشق می کنندوچه بسا از دل آن فاجعه میزایدمهم ترین کمپین موردنیاز اکنون جامعه ما است. صورت بندی ساده حادثه که شامل ربودن و تجاوز و قتل فرزند همسایه افغان است در نگاه نخست گواه فقدان تربیت جنسی و ناتوانی در همزیستی فرهنگی در مناطقی است که امید و همبازی هایش در کوچه های خاکی آن متولد شده اند.این متهم نوجوان هرگز نمیتواند در دادگاه انگیزه و علل انجام جرمش را به وضوح بیان کند.ولی نخستین قدم آسیب شناسی و مطالعه ریشههای بحران های روانی،کاستی های محیط تربیتی و علل ناهنجاری های اخلاقی او در حوزه فردی و اجتماعی است.باور کنید که این بار شاید همه دلایل دست به
دست هم داد تا ستایشی مظلومانه به خون کشیده شود و پسرکی که قرار بود امید خانواده اش باشدتنها شرمساری را به چهره پدرش بیاورد.باور کنیم که علاوه برتاکید بر مجازات عادلانه و منصفانه مجرم، یک نکته را نباید هرگز فراموش کردوآن این که تنها راه نجات «ستایش» های این شهر اعدام «امید»نیست.برای جلوگیری از تکرارفاجعه گام های بلندتری پیش ازقصاص لازم است.
منبع: روزنامه قانون
دیدگاه تان را بنویسید