کد خبر: 322903
تاریخ انتشار :

تنها راهِ پیش‌روی مخالفان، به قرنطینه بردن برجام است

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش نامه‌نیوز، روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های مخالف دولت روحانی چرا این‌گونه هراسانند و با کوچک‌ترین خبری از اجرائی‌نشدن موادی از برجام بر‌می‌آشوبند و تندترین نقدها را متوجه دولت می‌کنند. واقعا آنها نگران منافع ملی‌اند؟ اگر این‌گونه است، پس چرا در دوره هشت‌ساله احمدی‌نژاد خاموش ماندند؟ یعنی در آن دوره هیچ عملکردی منافع ملی را به خطر نمی‌انداخت؟ پس دولت یازدهم برای چه روی کار آمد؟ مگر نه‌ اینکه مردم، روحانی را روی کار آوردند و از ماجراجویی‌های احمدی‌نژاد و حامیانش در عرصه جهانی سخت بیمناک بودند؟ روشن است که با حمایت و نظارت جدی نهادهای حکومتی بر روند برجام، برای اصولگرایان و رسانه‌هایشان که بیش‌ از هر چیز دغدغه جناحی و سودای منفعت دارند، جای نگرانی باقی نمی‌ماند. اما چه می‌‌شود کرد، آنها نگرانند و هراسان. زیرا مجلسی در بهارستان متولد خواهد شد که اصلاح‌طلبان و اعتدالیون حضور پررنگ‌تری دارند، مابقی مستقل‌اند و از آنها هم آبی برای اصولگرایان گرم نمی‌شود. مجلس با چنین ترکیبی می‌تواند ادامه‌دهنده سیاست‌های خارجی دولت باشد. پس تنها راهِ پیش‌روی مخالفان این است که پیش از گشایش مجلس، برجام را به قرنطینه برانند. حسن روحانی مسیری در پیش گرفت که درست نقطه ‌‌مقابل مسیر دولت اصلاحات بود. دولت اصلاحات با پروژه گفت‌وگوی تمدن‌ها، تقویت نهادهای مدنی و دموکراسی به جهانیان نشان داد ایران کشوری است صلح‌طلب، با مردمی آرام و فرهنگی دیرینه، که بالاترین میزان مشارکت انتخاباتی را در منطقه دارد، بنابراین جهان در هرگونه برخورد با ایران باید این فاکتورها را در نظر می‌گرفت. دولت اصلاحات بنا داشت با بازسازی از درون و تقویت دموکراسی، پروژه ایران‌هراسی را عقیم کند. توسعه سیاسیِ دولت اصلاحات پیام روشنی برای جهانیان داشت؛ از این‌رو تندروها که خارج‌شدن ایران از انزوای جهانی را همسو با منافع خود نمی‌دیدند، فشار بیشتری به دولت اصلاحات تحمیل کردند و هر روز برای دولت اصلاحات مانعی تازه تراشیدند. با اتمام دوره اصلاحات و روی‌کارآمدن احمدی‌نژاد به‌عنوانِ نماینده تام ‌‌و‌ تمام اصولگرایان، به نظر می‌رسید دیگر پروژه دولت اصلاحات بایگانی شده و باید آن را به فراموشی سپرد. اما عملکرد هشت‌ساله احمدی‌نژاد و حامیان رسانه‌ای‌ او به وضعیتی منجر شد که همواره از آن بیمناک بودند. مردم دریافتند که سیاست‌های داخلی و خارجی احمدی‌نژاد، آنها را به ورطه هولناکی سوق می‌دهد، بنابراین از احمدی‌نژاد و حامیانش روی ‌گرداندند و به‌ جبران خطاهای گذشته، انتخابات خرداد نود‌و‌دو را رقم زدند و دولتی عقل‌گرا را روی کار آوردند. حسن روحانی پیروزی‌اش را بیش از هر کس مدیون اشتباهات احمدی‌نژاد و سوداگری برخی اصولگرایان است. اگر دولت اصلاحات به‌دنبال بازسازی از درون برای ارتباط با بیرون بود، روحانی در شرایط مستعدِ به‌وجود‌آمده، بازسازی از بیرون را دستور کار خود قرار داد تا بعد از پیروزی در سیاست خارجی این روند را به درون تسری دهد. دو دولت، دو استراتژی با یک هدف. تغییر جدی در سیاست داخلی که همواره دولت‌های غیراصولگرا برای دستیابی به آن جهد کرده‌اند، نقطه درگیری این دولت‌ها با مخالفانشان بوده است. مخالفان روحانی معتقدند «برجام»، پروژه سیاست خارجی است و اثرات آن در سیاست داخلی باید کنترل و مهار شود؛ اثراتی که به توسعه دموکراسی، بازگشایی نهادهای مدنی و شفاف‌سازی مالی و پولی در فعالیت‌های اقتصادی منجر می‌شود. اگرچه روحانی در استراتژی سیاست خارجی خود یعنی «با‌ جهان ‌بودن»، با دولت اصلاحات که به «در جهان بودن» باور داشت تفاوت چشمگیری دارد، هدف هر دو استراتژی در سیاست داخلی یکی است. دولت یازدهم ترجیح می‌دهد در جهت‌گیری‌ها از مواضع تعیین و ترسیم‌شده سرپیچی نکند و در مسیری گام بردارد که مورد‌تأیید سران ارشد نظام است. بی‌شک پیروزی برجام نیز از همین دوراندیشی و مصلحت‌اندیشی نشأت گرفته است. تا این لحظه توافقی همگانی بر برجایی برجام وجود دارد. از این‌روست که حملات رسانه‌ای اصولگرایان به هر بهانه‌ای از جمله سوییفت، بیش از آنکه دلیل خارجی داشته باشد، حاصل تغییرات پیش‌روی داخلی است. آنها از این حملات به‌دنبال بهره‌برداری جناحی‌اند و اگر این شیوه برخورد در زمین‌گیر‌کردنِ دولت اصلاحات جواب داده است، چه دلیلی دارد که در مورد دولت اعتدال نتیجه ندهد. در این زمینه رؤسای‌جمهور چند دوره گذشته چندان خوش‌اقبال نیستند. بداقبال‌ترین‌شان احمدی‌نژاد بود که دست‌بر‌قضا می‌توانست خوش‌اقبال باشد که نبود. به بیان‌ دقیق‌تر رؤسای جمهور دولت‌های پس از انقلاب، بیش از هرچیز مجریان خطوط کلی نظام هستند. دولت اصلاحات با استراتژیِ فاصله‌گذاری تلاش کرد خودش را به ماهیت دولت مدرن نزدیک کند. اما همین فاصله‌گذاری دست مخالفانش را باز گذاشت تا در این فضای خالی دست به اخلال بزنند و هر روز بیش از پیش دولت را در اجرای برنامه‌هایش ناکارآمد کنند. از این منظر دولت احمدی‌نژاد نقطه ‌مقابل دولت اصلاحات است. احمدی‌نژاد مورد‌ اعتماد نهادها بود. از این‌رو در دوره چهارساله اول کارهایی کرد که هیچ دولتی قادر به انجامش نبود. همین میدان باز پیش‌رو، احمدی‌نژاد را وسوسه کرد تا نهادهای حکومت را تحت‌تأثیر و پوشش خود قرار بدهد، به‌بیان دیگر، کاری کرد دولتش روی این نهادها تا بخورد. نکته قابل‌تأمل این است که هیچ‌کدام از مخالفان دولت اصلاحات در مقابل تمامیت‌طلبیِ احمدی‌نژاد لب به سخن نگشودند. اینک دولت روحانی در جایگاه مناسب‌تری از دولت‌های دیگر قرار دارد؛ هم مورد ‌اعتماد است و هم بر حدود اختیاراتش اصرار دارد. اما مخالفان دولت روحانی درصددند فاصله‌اي جدی بین دولت او و نهادهای حکومتی بیندازند تا در حفره‌های به‌وجود‌آمده گردهم آیند و دست به اخلال بزنند. هرچند بعید است با تجربه‌ای که دولت اعتدال از پیشینه دولت‌های سازندگی و اصلاحات دارد، به قاعده این بازی تن‌بدهد.
منبع: روزنامه شرق

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها