رفتار دولت پس از برجام به روایت وطن امروز
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامهنیوز، دولت بعد از آشکار شدن حقایق برجام، به سیاست «القای وجود دستاوردهایی که وجود ندارد» روی آورده است. مسؤولان دولت یازدهم در ایام برگزاری مذاکرات هستهای، یکی از راههای احیای اقتصاد را توافق نهایی میدانستند و اینگونه القا میکردند که اگر توافقی صورت نگیرد اقتصاد با چالش و موانع بیشتری مواجه میشود. اقتصاد چه قبل از مذاکرات هستهای، چه بعد از مذاکرات و چه بعد از اجرای برجام در رکود قرار داشته و دارد و مشخص نیست دستاورد قابل اتکا در دوران پسابرجام چیست. ملت بیشتر از اینکه تغییرات و گشایشهای اقتصادی را حس کند، هیجان و ذوق دولت را حس میکند! در چنین وضعیتی دولتیها به سیاست «القا»روی آوردند که مکمل سیاستهای قبلی اقتصادی است. 1- نگفتن حقیقت و محرمانهسازی: دولت بسیاری از آمارها و حقایق اقتصادی را نمیگوید. این سیاست از همان ابتدای فعالیت دولت یازدهم آغاز شده و هنوز ادامه دارد. آمارهای واقعی رشد اقتصادی، اشتغال، بیکاری، حذف افراد از لیست دریافت یارانهنقدی، شاخص و معیارهای حذف افراد از یارانه نقدی، تعداد بنگاههای اقتصادیای که تعطیل شدهاند، میزان حمایت از تولید داخلی، تاثیر بستههای
ضدرکود بر تولید ملی و... از موضوعات مجهولی است که دولت در ارائه آمار و اطلاعات، خسّت به خرج میدهد. این آمارها جدای از اطلاعات محرمانه و امنیتی اقتصادی است که دولتیها بهانه میآورند و بسیاری از موضوعات است که در پروژه محرمانهسازی دولتیها مسکوت و مغفول مانده و قطعا آینده، آنها را برملا خواهد کرد. حتی زمانیکه موضوعی اقتصادی رسانهای میشود مسؤولان دولتی ابایی از آن ندارند که بگویند بهتر بود بر سر فلان موضوع مهر محرمانه میخورد. مانند افشای نامه 4 وزیر به روحانی و هشدار آنها نسبت تشدید رکود و واکنش سخنگوی دولت که گفت بهتر بود بالای این نامه مهر محرمانه میخورد! دولتیها حتی زمانی که یک تصمیم اقتصادی که با زندگی روزمره ملت سر و کار دارد اجرایی میشود هم تمایلی به اطلاعرسانی و شفافسازی ندارند و با پراکندهگویی درصدد رفع و رجوع مساله برمیآیند؛ مانند قطع شدن سهمیه بنزین که 3 روز بعد از اجرا و در زمانی که برای پمپبنزینها مشکلاتی ایجاد شد، اطلاعرسانی صورت گرفت. پروسه محرمانهسازی هم به بهانههایی مثل سوءاستفاده رسانههای بیگانه از آمارهای منفی و... اجرایی میشود که این بهانهها سالهاست نخنما شده است.
دولت از سیاست «نگفتن حقیقت و محرمانهسازی» یک هدف دارد و آن برجسته کردن آمارهای مثبت اقتصادی و تبلیغات عملکرد اقتصادی دولت است. 2- وارونه کردن حقیقت: پنهان کردن حقیقت و «عدم اطلاعرسانی» تفاوت بسیاری با وارونه کردن حقیقت دارد. در بررسی بودجه سال جاری نمونهای عجیب از وارونه کردن حقیقت را شاهد بودیم که حتی حامیان دولت را هم شوکه کرد؛ سخنگوی دولت ناگهان در مجلس با تغییر 180 درجهای، خود را حامی پرداخت یارانه نقدی جا زد و ظاهرا با قطع یارانه نقدی و افزایش نرخ بنزین مخالفت کرد! مسؤولان دولت یازدهم از همان ابتدای فعالیت، بارها و بارها یارانه نقدی را مصیبت و عذاب میدانستند و حتی در کمیسیونهای مجلس بر قطع یارانه نقدی اصرار داشتند اما وقتی متوجه شدند این پیشنهاد در نهایت تصویب خواهد شد، در قامت حامی پرداخت یارانه نقدی ظاهر شدند و در صحن علنی با تصویب آن مخالفت کردند! جالب اینکه دولتی با قطع یارانه نقدی مخالفت کرد که خود یارانه ملت را قطع کرده و همچنان در حال قطع یارانه نقدی است! آمار پراکنده مسؤولان از قطع یارانه نقدی 4 میلیون و 500هزار نفر خبر میدهد و تعجبآور اینکه همین «دولت یارانهقطعکن» بر سر قطع یارانه
افراد اشک میریزد(!) این وارونه جلوهدادن حقیقت از عجایب دولت یازدهم است که سابقه هم داشته؛ آذر 93 انواع نان حدود 30 درصد گران شد و دولت بخشی از آردهای نانواییها را با نرخ آزاد تحویل داد و «آقای سخنگو» در همان روز با کتمان این گرانی در میان بهت همگان گفت نان گران نشده است بلکه بخشی از نانواییها آزادپز شدهاند! حتی زمانی که سهمیهبندی بنزین قطع شد و ماهانه حدود 18 هزار تومان بر هزینه مالکان خودرو اضافه شد و بنزین 700 تومانی سهمیهای 1000 تومان شد هم دولت گفت: بنزین گران نشده بلکه فقط سهمیه قطع شده است! دولت قلبا موافق حذف یارانه نقدی و افزایش نرخ سوخت است اما در ظاهر اعلام کرده با آن مخالف است و پیشبینی میشود در زمان اجرای این مصوبات حقایق بیشتری را وارونه کند. دولت با وارونه جلوه دادن حقایق اقتصادی قصد دارد از موج انتقادات بکاهد اما نمیداند تاثیر وارونه کردن حقیقت بر ذهن و قلب ملت بسیار بیشتر از پنهانکردن حقیقت است. 3- القای دستاوردهایی که نیست: دولت بعد از پنهانکردن و وارونه جلوه دادن حقایق به سیاست عجیب و باورنکردنی «القای دستاوردهایی که نیست» روی آورده است. بیش از 100 روز از اجرای برجام میگذرد
اما آن تاثیری که دولتیها انتظار داشتند در اقتصاد دیده نشده است و حتی تاثیر روانی اجرای برجام هم رخ نداد، چراکه بازار و فعالان اقتصادی کارکشته به دنبال نشانههای واقعی غیر از توافقات شفاهی و کاغذی هستند. حتی بازار ارز و سکه و بازار سرمایه تنها یک تکان مقطعی را تجربه کرد و وضعیت به دوران ماقبل برجام بازگشته و رکود همچنان گریبانگیر اقتصاد است؛ همچنان بنگاههای اقتصادی در حال تعطیلی هستند و بستههای خروج از رکود حتی موجب کاهش رکود هم نشدهاند. تحریمهای بانکی ظاهرا برداشته شده اما عملا آن «اتفاق خاص» رخ نداده و در مبادلات بینالمللی با مشکل بسیاری مواجه هستیم. همه کشورها خواهان قراردادهای کلان اقتصادی هستند اما فقط قراردادها و دوستیهای یکطرفهای را شاهد بودیم که اجرای آنها بیشتر از اینکه اقتصاد ما را از رکود خارج کند، رونق اقتصادی را برای طرف مقابل به ارمغان آورد. حقیقت این است که برجام بیشتر از اینکه به نفع تولید، بخش خصوصی و معیشت مردم باشد، به سود دلالان و واردکنندگان و اقتصاد سایر کشورها بوده است. قطعا رفع یکباره تحریمها در نهایت به سود اقتصاد کشور خواهد بود اما فرآیند اجرای برجام نشان میدهد کارها
به کندی پیش میرود و حرکت لاکپشتی رفع تحریمها موجب خواهد شد طرحهای جدید تحریم، جایگزین تحریمهای سابق شود و دستاوردهای احتمالی و نسیه و قسطی را ضایع کند. در چنین وضعیتی مسؤولان در حال القای چیزی هستند که اصلا وجود خارجی ندارد! دولتیها دارند القا میکنند با برجام اتفاقات خوبی افتاده و مردم دارند دستاوردهای برجام را حس میکنند. در این سیاست اگر عبارات عجیب و در عین حال باورنکردنی شنیدید نباید تعجب کنید؛ عباراتی چون برجام آفتاب تابان است، مردم قدم به قدم برجام را لمس میکنند، زیباییهای جدید و ابعاد تازهای از برجام توجهم را به خود جلب کرده است، دوران بعد از برجام با قبل از برجام متفاوت است و... مسؤولان قصد دارند با القای دستاوردهای غیرواقعی برجام، عملکرد خود را بیش از آنچه هست نشان دهند. زمزمه برخی حامیان دولت نشان میدهد اگر برجام دستاورد مثبتی هم نداشته باشد آنها خواهند گفت اگر برجام نبود وضعیت اقتصاد بدتر از وضعیت فعلی میشد! همانطور که شاهد هستیم در مقابل هر انتقادی که به عملکرد فعلی دولت میشود، مسؤولان کمکاریها و اشتباهات مسؤولان گذشته را یادآوری میکنند تا از خود سلب مسؤولیت کنند غافل از اینکه
در دورانی زندگی میکنیم که این بهانهجوییها، دوروییها، پنهان کردن حقایق و وارونه جلوه دادن آنها نهتنها مشکلی را رفع نمیکند بلکه بر مشکلات دولت میافزاید. تجربه نشان داده ملت به عملکرد و محصول توجه میکند نه قیل و قال و آمارهای رنگارنگ و قشنگ! گویا مسؤولان وقتی خارج از کشور هستند راحتتر حقیقت را میگویند و از «تقریبا هیچ» دستاورد برجام پرده برمیدارند اما گفتن این حقیقت به ملت خود را صلاح نمیدانند. دولت به جای القای وجود دستاوردهایی که وجود ندارد باید برای احقاق حق ملت و پس گرفتن مبالغی که آمریکا به آن دستبرد زده تلاش کند. بهتر است به جای پنهان کردن حقیقت، هیجان و ذوق دولتیها از اجرای برجام پنهان شود تا طرف مقابل به فرمایش رهبر حکیم انقلاب، هر غلطی که خواست انجام ندهد.
دیدگاه تان را بنویسید