کد خبر: 329312
تاریخ انتشار :

مصلحت ملت، فراتر از مصالح یک جناح و اعضای آن است

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش نامه‌نیوز، داستان عارفان و سیاستمداران در سرزمین ما داستان دراز دامنی نیست. این دو طایفه را چندان میل همزیستی نبوده است و آن قدر هست که یکی از حضور دیگری در غیبت افتد. روش و منش این دو طایفه نیز تلائمی با هم ندارند. یکی اهل تظاهر و جلوه فروشی و میدانداری است و دیگری میل به خلوت دارد و زاویه‌نشینی. یکی در پرده سخن می‌گوید و دیگری اهل پرده‌گشایی است. عارف البته «صلح کل» است. با کسی سر نزاع ندارد. اهل مرزبندی و فاصله گذاری نیست. با همگان می جوشد و متاع مدارا و رواداری را بر سر هر بازاری می فروشد. اهل مراوده است نه مرافعه. گاه بر صدر مجلس یک طایفه نشسته ست و گاه در ذیل مجلس دیگران. در میدان سیاست نیز چندان که سخن ها، سخت و چشم ها تیز می شود از صحنه می گریزد و به وقت همسخنی و همزیستی مسالمت آمیز سر می رسد. مردمان را یکسره به صواب و ثواب فرامی‌خواند و از تقابل و تنازع پرهیز می‌دهد و در میان خطوط، چنان راه می رود که همگان بدانند که مرزها مخدوش اند و اعتباری ندارند. آنچه معتبر است زیست عارفانه و همزیستی روادارانه است و دیگر هیچ. سیاست مدرن اما رسمی دیگر دارد. سیاست در گفتمان مدرن، هنر انجام ممکن‌هاست و این تا میزان زیادی به شناخت ظرفیت‌ها و توانایی‌ها و البته ناتوانی‌ها و ناممکن‌ها بستگی دارد. مرد سیاسی مطلوب‌ها را می‌شناسد و آنها را تحسین و تبیین می‌کند. اما دایره امکانات را می سنجد و در همان حدود از ممکنات سخن می گوید. سیاستمدار عصر مدرن البته به استقبال نزاع و نقار نمی رود، اما می داند که برای ماندن و معتبر ماندن در صحنه باید «پرنسیب سیاسی» را پاس داشت. اعتقاد و التزام به این پارادایم است که مرد سیاست را وا می دارد که هر لحظه در یک اردوگاه نباشد و در روزگار تنگی و دشواری از صحنه غیبت نکند. سیاست در عصر مدرن، مرد سیاسی را مشروط و مقید می خواهد و آهنگ حرکت و عمل او را با نبض افکار عمومی تنظیم می کند. سیاستمدار، خود را با نشان و تابلویی مشخص به مردمان می شناساند و سخن آنان را از نشانه های رفتاری شان می خواند و به روزگار راحت و به وقت عسرت در صحنه می ماند تا مخاطبان و هوادارارن را مجاب کند که بهترین گزینه برای بر صدر نشستن و قدر دیدن و مطالبات ملت را برآوردن است. اکنون باید دید در روزگار ما کدام یک از این دو طایفه برای مدیریت صحنه ای تا به این اندازه پیچیده و تا به این میزان متنوع، مفید تر است؟ شمارش رای ها و اینکه چه کسی رای بیشتری کسب کرده البته نشان مشروعیت و مقبولیت است. اما مردمان به نخبگان خود وکالت می‌دهند تا به وقت ابهام‌ها و دشواری‌ها، ‌مصلحت را بشناسند و تدبیر امور کنند و در تفویض مسئولیت‌های بزرگ به مصلحت و کفایت و درایت و آینده‌بینی و مطالبه‌محوری اعتنا کنند. در مجلس نو،‌ آنکه بر صدر می نشیند را می توان به میزان ها و معیارهای گوناگون انتخاب کرد. اما نمی توان مصلحت وقت و اقتضای روزگار را به کناری نهاد و به برآیند رای نیروهای سیاسی متنوع و متکثر اعتنا نکرد. نمی توان آرایش جدید نیروهای سیاسی را ندید و صحنه را همچنان با الگوهای گذشته تحلیل کرد. نیروهای نوپدید «اعتدال نشان» را که از خاستگاه اصولگرایی برخاسته اند، نادیده گرفت و یکسره بر طبل هم‌جناحی بودن و هم‌طایفه‌گی و خویشاوندی‌های سیاسی کوفت. مصلحت ملت، فراتر از مصالح یک جناح و اعضای آن است و حکمی است که نباید کار را به رودربایست و مجامله سپرد. سیاست ورزی عارفانه البته حلاوت خاص خود را دارد. اما نه به روزگاری که قدمی کج نهادن و کار را سست گرفتن، ‌دستاورد یک نسل را بر باد می دهد و امید ملتی را به رواج اعتدال و خردورزی و تحقق مطالبات خود ناامید می کند. غفلت نباید کرد که در سیاست، درایت و تجربت نیز به اندازه مشروعیت و محبوبیت صاحب وزن و اهمیت است. رای اسفند 94 اگرچه شیرین و حلال بود، اما اهالی اصلاح و اعتدال را صاحب اکثریتی شکننده کرد که بدون اعتنا به اصولگرایان خردمند معتدل و اعتدال گرایان مستقل، کار دشواری در پیش خواهد داشت. در چنین میدانی باید به ائتلاف و اجتماع اندیشید و در انتخاب ریاست مجلس،‌ همه جوانب را دید و تهدیدها و فرصت ها را در ترازوی تدبیر و محاسبه سنجید. تا به اینجا به نظر می رسد که تداوم ریاست رییس مجلس فعلی به مصلحت نزدیک تر باشد. سیاست به قرائت لاریجانی البته فراز و فرود بسیار داشته است، اما همگان دیدند که او در سال های اخیر به ویژه بعد از آنکه به کسوت مذاکره کننده ارشد هسته ای درآمد، چه تغییرات محسوس و نمایانی را تجربه کرد. گویی جهان را دید و طرز سخن گفتن به لحن محافل جهانی را آموخت. سیاست را در سپهری مدرن و حرفه ای تر مطالعه کرد و سنجیده تر شد و گفتار و رفتارش اندیشیده تر شد. تفاوت اندیشه اصلاح و اعتدال با اندیشه های رقیب آن است که هم طایفه گی سیاسی و خویشاوندی های جناحی را بر منافع ملی ترجیح نمی دهد و در غایت معاملات و تعاملات، مصلحت ملت و نظام و مردمان را می بیند و می سنجد و البته به مخالفان و منتقدانی که مایل به پذیرش اراده ملت شده اند خوشامد می گوید. در این روزگار اگر مخیر باشیم میان گزینش عارف و سیاستمدار،‌ به نظر می رسد باید به سمت سیاستمداری مایل شد که رموز حرفه سیاست را بداند. در این صورت سعی منتخبان ملت می تواند او را - البته مشروط و مقید - بر کرسی ریاست بنشاند.
منبع: روزنامه ابتکار

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها