11 هدف چهار لابی ضدایرانی
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
به گزارش نامه نیوز، دکتر سیدحسین موسویان، دیپلمات سابق ایران، در گفتوگویی با «دنیای اقتصاد» نقش لابیهای ضدایرانی در آمریکا را تشریح کرد. موسویان که پیشتر و در زمانی که حسن روحانی ریاست تیم هستهای را برعهده داشت، از اعضای ارشد و سخنگوی این تیم بود، تاکید میکند که لابیهای ضدایرانی در آمریکا از چهار جبهه علیه جمهوری اسلامی فعال هستند و پنج هدف مشترک را پیش از برجام پیگیری میکردند که مهمترین آن تلاش برای «تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران» بود. سفیر سابق ایران در آلمان تاکید میکند که این لابیها پس از توافق هستهای هم با 11 هدف مشترک به فعالیت خود ادامه میدهند و اصلیترین هدف آنان «شکست برجام و ایجاد شرایط مناسب برای بازگرداندن وضعیت ایران به شرایط قبلی، با هدف براندازی نظام» است.
برنامه یازده گانه جبهه لابی ضدایران در آمریکابعد از برجام: شما صرفا با مطالعه رسانههای آمریکا و جهانی متوجه خواهید شد که لابی ضدایران 11 برنامه بهشرح زیر در دستور کار دارد:
1- شکست برجام و ایجاد شرایط مناسب برای بازگرداندن وضعیت ایران به شرایط قبلی با هدف «براندازی و تغییر رژیم» که هدف اصلی آنها است.
2- لجن مال کردن برجام در افکار عمومی هدف دوم است. با مقالات و سخنرانیهای مرتب به افکار عمومی آمریکا و جهان تلقین کنند که برجام برد صد درصدی برای ایران بود و آمریکا و جامعه جهانی هم کاملا باخت.
3- سوم متهم کردن اوباما و تیمش به اینکه در قضیه برجام به ایران باج داد و به آمریکا و اسرائیل و متحدان عربش خیانت کرد.
4- جلوگیری از ورود شرکتهای آمریکا، اروپا و غرب برای تجدید روابط اقتصادی و سرمایهگذاری و فاینانس. در این مورد برنامه بسیار حسابشده و جامع و پیچیده و چند لایهای تنظیم شده که در حال اجرا است.
5- بلوکه کردن هرتحول مثبت جدید در جهت گشایش کار آمریکا و غرب با ایران.
6- تخریب و از میدان بهدر کردن همه افراد و سازمانها و ارگانهای آمریکایی و ایرانی که در جهت جلوگیری از حمله نظامی آمریکا به ایران و فروپاشی نظام بینالمللی تحریمها از طریق یافتن راهحل مسالمتآمیز برای بحران هستهای تلاش کردند و میکنند.
7- تشدید اتهامات در مورد تروریسم و حقوق بشر علیه ایران.
8- بهرهبرداری تبلیغاتی انتخاباتی از فعالیتهای ضدبرجام برای تخریب دولت اوباما و دموکراتهای وفادار به برجام.
9- جلوگیری از نفوذ و قدرت ایران در منطقه.
10- ایجاد زمینهها و آمادهسازیهای لازم در هر دو کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا. در این مورد سرمایهگذاری بیشتر روی هیلاری کلینتون انجام میشود چون احتمال میدهند او پیروز انتخابات باشد. اینکه برخی از نومحافظهکاران تندرو آمریکا مثل پل ولفوویتز از کلینتون حمایت میکنند نیز بخشی از این سناریو است.
11- نفوذ در سایرکشورها همچون اروپا، کشورهای مسلمان، ژاپن و کانادا و حتی روسیه و چین درجهت پیشبرد اهدافشان.
موسویان برای خنثی کردن اقدامات خصمانه این لابیها 6 راهکار پیشنهاد میدهد و بر این باور است که «جمهوری اسلامی باید یک برنامه مشخص و موثر برای چنین هدفی داشته باشد؛ برنامهای که مورد اجماع باشد و بهطور هماهنگ و در سطح ملی هم اجرا شود.»
اول: جمهوری اسلامی بهعنوان یک نظام، این ضرورت را قبول داشته باشد که من در این مورد مطمئن نیستم. مدتی قبل یک مقالهنویس نیویورکتایمز مقالهای علیه عربستان نوشت. بلافاصله سلمان وزیر دفاع عربستان او را دعوت کرد و پذیرایی مفصلی از او کرد و شخصا هم دو ساعت با او نشست و حرف زد. شما آیا میتوانید تصور کنید ما چنین روشهایی داشته باشیم؟ احتمالا برخوردی که با چنین خبرنگاری میشود این است که به او ویزای ورود به ایران ندهند. اخیرا یکی از ژورنالیستهای آمریکایی که درحمایت از برجام و تعامل با ایران زیاد مطلب نوشته و سخنرانی کرده، ازمن سوال کرد که در دوره آقای احمدینژاد من دوسه بار به ایران دعوت شدم و با وزیر برایم ملاقات گذاشتند و کلی تحویلم گرفتند منتها الان یکسال است که میخواهم به ایران بروم اما به من ویزا هم نمیدهند.
دوم: در جمهوری اسلامی یک برنامه مشخص و موثر برای چنین هدفی، مورد اجماع باشد و بهطور هماهنگ و در سطح ملی هم اجرا شود.
سوم: رابطه فعال با همه افراد و مراکز علمی و تحقیقاتی و آکادمیک و سازمانها و نهادهایی که در آمریکا خواستار کاهش تشنج و درگیری و تقابل با ایران بوده و هستند و در مخالفت با حمله نظامی و تحریم ایران در مقابل لابی اعراب تکفیری و صهیونیسم ایستاده و سخنرانی و مصاحبه کرده و مطلب نوشته و مینویسند، برقرارشده و حمایت شوند. ابدا هم به حمایت مالی جمهوری اسلامی نیاز نیست.
چهارم: از هرسخن و رفتاری که میتواند مورد بهرهبرداری جناح صهیونیستها و جبهه لابی ضدایران قرار گیرد، بپرهیزند.
پنجم: جمهوری اسلامی برای خنثی کردن برنامه یازدهگانه لابی ضدایران که در بالا برشمردم، برنامهریزی کند. اجازه هم ندهد که عدهای در داخل با شعارهای بهظاهر انقلابی دانسته یا ندانسته همان اهداف یازدهگانه را تامین کنند.
ششم: مراقب نفوذ جبهه لابی ضدایران در داخل برای عملیاتی کردن اهداف شومی که برشمردم باشند. بالاخره سعودیها و صهیونیستها درمقابل هر 100 دلاری که برای نفوذ در آمریکا خرج میکنند، قاعدتا بعید نیست که 10 دلار هم در داخل ایران هزینه کنند. اخیرا جناب امیر عبداللهیان معاون سابق وزیر خارجه و مدیر فعلی بینالملل مجلس در مصاحبهای نکته مهمی را گفتند که: «عربستان سعودی 10 یا 12 ساعت قبل از اینکه حادثهای در مقابل سفارتش روی دهد و چند ساعت قبل از اینکه اصلا تجمعی در مقابل سفارت تشکیل شود، به برخی از سفارتخانهها در تهران یادداشت آنی داده و گفته بود خودروهای دیپلماتیک خود را فورا به فروش میرسانیم؛ یعنی قبل از اینکه اتفاقی برای سفارت بیفتد، عربستان در راستای تنشآفرینی تصمیم خودش را برای قطع رابطه گرفته بود.» معنی این مطلب هم میتواند این باشد که سعودیها توسط عوامل نفوذی خودشان چنین حادثهای را طراحی کرده بودند.
اما بد نیست اینجا نکتهای هم در مورد خودم بگویم؛ اینکه این اغراق است که من روابط عمومی نظام یا برجام در آمریکا یا خارج هستم و واقعا هیچ ارتباط و هماهنگی با داخل کشور نداشتهام و حمایت هم نشدهام. به تشخیص خودم و بهعنوان وظیفه ملی و دینی، درطول چند سال اقامت در آمریکا شبانهروز در سطح افکار عمومی آمریکا و جهان سعی کردم با انجام سخنرانی، مقاله، مصاحبه و انتشار کتاب در مقابل جبهه لابی ضدایران بایستم و برای حل مسالمتآمیز بحران هستهای و رفع تحریمها و پذیرش حق غنیسازی ایران و خروج پرونده از فصل هفت منشور سازمان ملل تلاش کنم.
در این راستا و طبیعتا با جوسازی و فشار و تخریب سنگین جبهه لابی ضدایران در آمریکا مواجه بوده و روزبهروز هم بیشتر شده و میشود در حدی که منافقین که مجری دستورات سعودیها و صهیونیستها هستند، بعد از دهها بیانیه و مقاله و فیلمی که علیه من ساختند و منتشر کردند، به اوباما رئیسجمهوری آمریکا نامه سرگشاده نوشته و من را مزدور و مامور جمهوری اسلامی خوانده و هدف فعالیتهای من را هم تغییر رژیم در آمریکا خواندهاند و همین مطالب را هم به تکتک اعضای کنگره نوشتهاند و درحال لابی هستند.
اما متحیرم از اینکه همزمان و همراه با تخریبهای لابی ضدایران در آمریکا، جوسازیهای گروهی هم در داخل ایران با طرح اتهامات دروغ و بیاساس و نخنما افزایش یافته است. در این مورد نمیخواهم قضاوت کنم. این وظیفه دستگاههای سیاسی و امنیتی کشور است بررسی کنند که آیا این حادثه اتفاقی است، یا صرفا بخشی از دعوای جناحی برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است یا بخشی از طرح سرمایهگذاری لابی ضدایران در داخل ایران است تا همه عواملی که در آمریکا در مقابل صهیونیستها و منافقین و اعراب تکفیری ایستادهاند را از داخل زخمی کرده و از پیش روی خود بردارند.
دیدگاه تان را بنویسید